eitaa logo
دیده‌بان امنیت غذایی ایران
266 دنبال‌کننده
49 عکس
7 ویدیو
0 فایل
👤 دکتر علیرضا غلامشاهی _________ 🔹️پژوهشگر و تحلیلگر سامانه‌های کشاورزی 🔹برنامه‌ریز راهبردی حکمرانی بخش کشاورزی 🔹️دبیر جامعه کشاورزی حزب تمدن نوین اسلامی _________ 🔸️پایگاهی برای ارائه دیدگاه‌های شخصی در پی رصد و تحلیل وضعیت کشاورزی ایران @argh1999
مشاهده در ایتا
دانلود
با عرض سلام، قیمت نهاده های دامپروری و برخی اقلام دیگر جهت استحضار تقدیم می گردد. ( قیمت ها به ریال است ) ذرت: ۴۱۳/۴۵۰ کنجاله سویا: ۸۵/۸۱۳ کنجاله کلزا: ۷۱۸/۳۳۳ ذرت علوفه : _ یونجه: ۳۰۹/۱۶۷ جو: ۴۴۰/۵۸۴ گندم: ۴۷۱/۶۶۷ سبوس گندم: ۳۰۲/۵۰۰ سبوس برنج: ۱۳۰/۰۰۰ فسفات: ۲/۲۵۵/۰۰۰ جوش شیرین: ۳۶۷/۰۰۰ پودر چربی: ۲/۴۴۷/۵۰۰ کربنات کلسیم: ۹/۸۷۵ باگاس: ۵/۲۵۰ کاه: ۱۴۱/۶۶۷ گوساله زنده: ۵/۶۳۴/۳۷۵ گوساله کشتار: ۱۱/۶۴۳/۷۵۰ گوشت منجمد گوساله: ۱۱/۳۰۰/۰۰۰ گوسفند زنده: ۶/۶۵۲/۷۷۸ گوسفند کشتار: ۱۴/۴۰۶/۲۵۰ شیر خام: ۶۰۵/۰۰۰
تهدید یا تهاتر؟ مختصر تحلیلی بر آینده امنیت غذایی ایران در معامله جدید با آمریکا در سیاست بین‌الملل، غذا همواره چیزی فراتر از یک کالا بوده است؛ ابزاری برای نفوذ، اهرمی برای چانه‌زنی، و گاهی، سلاحی خاموش. پیشنهاد اخیر آمریکا برای تهاتر پول‌های بلوکه‌شده ایران با ذرت، سویا و گندم، دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند؛ پیشنهادی که در پس ظاهر یک معامله بشردوستانه، معماری یک وابستگی نوین را طراحی می‌کند. ترامپ با صراحت اعلام کرده که این پول در حساب‌های امانی تحت کنترل آمریکا باقی می‌ماند و ناظران دوحه بر هزینه‌کرد آن نظارت می‌کنند، یعنی ایران نه نقشی در مدیریت دارایی خود دارد و نه اختیاری در تعیین نوع کالا. انتخاب ذرت، سویا و گندم که ستون‌های خودکفایی کشاورزی ایران محسوب می‌شوند، تصادفی نیست؛ آمریکا به‌خوبی از وابستگی ۸۰ تا ۸۵ درصدی ایران به نهاده‌های دامی و نیاز ساختاری به غلات آگاه است و دقیقاً همین نقطه آسیب‌پذیر را هدف گرفته است. در سوی دیگر، کشاورزان آمریکایی سال‌هاست که با تورم و ممنوعیت اروپا بر محصولات تراریخته آنها دست‌وپنجه نرم می‌کنند و ایران قرار است به بازاری برای این مازاد انبارشده تبدیل شود؛ بازاری که حتی متحدان آمریکا از پذیرش کالاهایش امتناع می‌ورزند. این معامله، امنیت غذایی کشور را که ۴۰ درصد آن به گندم وابسته است، در معرض باج‌خواهی احتمالی آینده قرار می‌دهد و با واردات انبوه محصولات تراریخته بدون نظارت کافی، سلامت عمومی را به مخاطره می‌اندازد، همچون فاجعه خون‌های آلوده که از اروپا وارد شد اما این بار در قالب غذا تکرار می‌شود. در واقع، این طرح مصداق عینی «اقتصاد دلاری» است، نه به دلیل جنس ارز، که به دلیل تعریف ارزش‌ها و اولویت‌های توسعه بر اساس منافع صاحبان دلار؛ پولی که می‌توانست صرف آبیاری نوین و توانمندسازی کشاورز ایرانی شود، صرف حل مشکل بازار کشاورز آمریکایی می‌گردد. بنابراین، این پیشنهاد نه یک «معامله»، که یک «باج‌خواهی نرم» با لباس مبادله است؛ پذیرش آن به معنای تقدیم استقلال غذایی به گروگان‌گیری واشینگتن و تبدیل سفره مردم به ویترینی برای اجناس بنجل امپریالیستی است، که هزینه راهبردی آن بسیار سنگین‌تر از هر منفعت کوتاه‌مدتی خواهد بود. علیرضا غلامشاهی دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
ذرت، سویا و گندم (قوت غالب) از وارد خواهد شد به‌جای پول‌های بلوکه شده؛ که مساویست با...فقر بیشتر ایرانی، ایرانیان توسط خوراک،عدم ،...احسنتم تیم ایرانی در دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
تهاتر پول بلوکه شده با غله ؛ یعنی مفت‌فروشی به باج‌دهنده‌ای که نظارت کامل بر خرج پول ما دارد. ، ، و که اروپا هم ازش نمیخرد، قرار است سفره ما را پر کند؛ آن هم بدون نظارت، با محصولات تراریخته و در ازای نابودی کشاورز ایرانی. این نه معامله، که باج‌خواهی نرم است. دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
آبیاری زیرسطحی، یک راهبرد ضروری در حکمرانی بخش کشاورزی ایران در شرایطی که راندمان آبیاری در بخش کشاورزی ایران تنها ۳۳ درصد برآورد میشود و کمبود آب به بحرانی پایدار تبدیل شده، آبیاری زیرسطحی میتواند یکی از راهبردهای جدی برای بقای کشاورزی باشد. در این روش، آب از طریق لوله‌های سوراخدار در عمق حدود ۴۰ تا ۵۰ سانتیمتری خاک مستقیماً در اختیار ریشه گیاه قرار میگیرد. مزیت اصلی، کاهش چشمگیر تبخیر سطحی و رواناب است؛ به‌گونه‌ای که محققان از صرفهجویی ۲۰ تا ۴۰ درصدی آب در این روش خبر داده‌اند. همچنین، آبیاری زیرسطحی از رشد علف‌های هرز جلوگیری می‌کند، امکان کوددهی همزمان را فراهم می‌آورد و خاک را در معرض پوسته‌شدگی و فرسایش قرار نمی‌دهد. در ایران، این روش با موفقیت در باغات پسته کرمان مورد آزمایش قرار گرفته و پژوهش‌ها نشان داده است که با طراحی درست، میتوان رطوبت خاک را تا ۱۲ درصد در منطقه ریشه افزایش داد. همچنین در کشت نیشکر جنوب کشور و یونجه همدان نیز نتایج امیدوارکننده‌ای در کاهش مصرف آب داشته است. سیستم لوله تراوا که توسط محققان دانشگاه یزد طراحی شده، نمونه‌ای از فناوری بومی در این حوزه است که تاکنون در صدها پایلوت باغی اجرا شده است. با این حال، آبیاری زیرسطحی نوشدارو نیست. هزینه نصب آن نسبت به سیستم‌های رایج تا ۲۰ درصد گرانتر است، عیبیابی نشتی در لوله‌های مدفون دشوار است، و در خاک‌های سنگلاخی عملاً قابل اجرا نیست. همچنین استفاده از آب شور میتواند منجر به تجمع نمک در ناحیه ریشه شود. بنابراین، این فناوری بیش از آنکه یک راه‌حل عمومی باشد، یک ابزار راهبردی برای مناطق خاص و محصولات ارزشمند است؛ ابزاری که اگر با دانش فنی و برنامه‌ریزی دقیق همراه شود، میتواند گامی مؤثر در جهت امنیت آبی کشور باشد. علیرضا غلامشاهی دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
دیده‌بان امنیت غذایی ایران
نمونه‌ای از اجرای خُرد سامانه آبیاری زیرسطحی در یک مزرعه کوچک همانطور که در این فیلم مشاهده می‌شود، آب توسط اتصالات لوله‌ای به‌سوی محل حضور ریشه جریان دارد. این روش قابلیت کاهش مصرف آب را تاحد چشمگیری دارد؛ که البته‌های چالش‌هایی زیرساختی نظیر هزینه راه‌اندازی را نیز در پی دارند. قابل ذکر است امروزه اجرا و توسعه این سامانه‌ها در کشورهای پیشرو، جزو اولویت‌های راهبردی در حکمرانی بخش کشاورزی خود هستند. دیده‌بان امنیت غذایی ایران حزب تمدن نوین اسلامی @IRAN_FSW
پیش‌درآمدی بر تحلیل معامله جدید ایران و آمریکا ذیل امنیت غذایی علیرضا غلامشاهی روزهای اخیر، خبری در فضای سیاسی و اقتصادی ایران پیچیده که اگر نگوییم نگران‌کننده، دست‌کم تأمل‌برانگیز است: پیشنهاد آمریکا برای تهاتر دارایی‌های بلوکه‌شده ایران با محصولات کشاورزیِ صادراتیِ خود——ذرت، سویا و گندم. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ اعلام کرد که هرگونه دارایی آزادشده‌ی ایران در حساب‌های تحت کنترل آمریکا قرار خواهد گرفت و منحصراً صرف خرید مواد غذایی از کشاورزان آمریکایی خواهد شد. معاون او، جی‌دی ونس، نیز این طرح را با صراحت بیشتری دنبال کرد. این پیشنهاد، فارغ از هرگونه ارزیابی از مذاکرات هسته‌ای و Memorandum of Understanding امضاشده در ۱۷ ژوئن,در ذات خود پرسش‌های راهبردیِ بنیادینی را درباره‌ی امنیت غذایی، استقلال اقتصادی، و حاکمیت ملی ایران برمی‌انگیزد. آنچه در ادامه می‌آید، کوششی است برای واکاوی این پرسش‌ها، فارغ از شعار و مبتنی بر واقعیت‌های موجود.
اول: «آزادسازی» یا «تغییر کاربریِ تحتِ اِعمالِ نظر»؟ نخستین و مهم‌ترین مسئله، خودِ ماهیتِ این «آزادسازی» است. ترامپ به صراحت گفته است که پول‌های آزادشده در «حساب‌های امانیِ تحت کنترل آمریکا» باقی خواهد ماند. خزانه‌داری آمریکا نیز اعلام کرده که ناظران آمریکایی در دوحه بر نحوه‌ی هزینه‌کرد این منابع نظارت خواهند داشت. به عبارت دیگر، دارایی‌های ایران——که متعلق به ملت ایران است——نه‌تنها از انسدادِ مالی خارج نمی‌شود، بلکه کاربریِ آن توسط دولتیِ بیگانه تعیین و نظارت می‌گردد. فواد ایزدی، تحلیلگر نزدیک به جریان‌های اصولگرا، اشاره کرده است که سازوکار پیشنهادی به‌گونه‌ای طراحی شده که «پول ایران از قطر به آمریکا رفته و مواد غذایی از آمریکا به قطر می‌آید و درنهایت وارد کشور می‌شود»——یعنی ایران عملاً در چرخه‌ی معاملاتیِ این منابع نقشی ندارد. رسانه‌ی رجانیوز نیز این ترتیبات را ناقضِ ماده‌ی ۱۱ تفاهم‌نامه دانسته که تصریح دارد وجوه بلوکه‌شده باید «به‌طور کامل در اختیار» ذی‌نفعانِ تعیین‌شده توسط بانک مرکزی ایران قرار گیرد. این سازوکار را به‌سختی می‌توان «آزادسازی» نامید. این، بیشتر شبیه به «تغییر کاربریِ تحت اِعمالِ نظر» است——با این تفاوت که ناظر و تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی، نه دولت ایران، که دولت آمریکاست.
دوم: چرا ذرت، سویا و گندم؟ معمایِ انتخابِ راهبردی دولتمردان آمریکایی می‌توانستند دارو، تجهیزات پزشکی، برنج یا روغن را پیشنهاد دهند. اما انتخابِ ذرت، سویا و گندم——یعنی محصولاتی که ایران خود را برای دستیابی به خودکفایی در آنها متعهد دانسته——تصادفی نیست. ایرنا در مهر ۱۴۰۳ گزارش داد که واردات گندم «از هفت میلیون تن در سال ۱۴۰۰ به صفر رسیده است». با این حال، گزارش‌های فائو (FAO) حاکی از آن است که تولید غلات ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰ درصد کمتر از میانگین پنج‌ساله بوده و تولید گندم حدود ۱۲ درصد کمتر از میانگین برآورد شده است. کم‌آبیِ شدید و خشکسالی‌های پی‌درپی، و همچنین نیازِ ساختاریِ کشور به نهاده‌های دامی (که وابستگی آن ۸۰ تا ۸۵ درصد برآورد می‌شود)، ایران را به وارداتِ مستمرِ غلات و دانه‌های روغنی وابسته کرده است. آمریکا به‌خوبی از این وابستگیِ راهبردی آگاه است. بازار ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۸ میلیون تن ذرت و سویا——تقریباً به‌طور کامل از برزیل——وارد کرده است. اما از سال ۲۰۱۸ به بعد، ایران خریدِ عمده‌ای از کالاهای کشاورزیِ آمریکا نداشته است. پیشنهادِ کنونی، دقیقاً درصددِ پر کردنِ همین خلأ است: تبدیلِ ایران از یک مشتریِ بالقوه به یک بازارِ اسیر.
سوم: «کمکِ بشردوستانه» یا «بازاری تازه برای کشاورزان آمریکایی»؟ ترامپ خود به‌روشنی این معادله را ترسیم کرده است. او نه از «کمک به مردم ایران»، که از «بازگشتِ پول به کشاورزان ما» سخن گفته است. به تعبیر ایران‌اینترنشنال، این طرح «فقط به‌عنوان کمک غذایی به مردم ایران معرفی نمی‌شود، بلکه آن را فرصتی برای کشاورزان آمریکایی هم می‌بیند». حتی خزانه‌دار آمریکا نیز با صراحت گفته است که «ما پول را به محصولات آمریکایی بازگردانی خواهیم کرد». کشاورزان آمریکایی در سال‌های اخیر تحت فشار تورمِ پایدار، مشکلات زیست‌محیطی و تنش‌های تجاریِ ناشی از سیاست تعرفه‌ای ترامپ قرار داشته‌اند. یافتنِ بازاری جدید برای محصولاتِ مازادِ خود——به‌ویژه در شرایطی که اتحادیه‌ی اروپا و بسیاری از کشورها وارداتِ سویا، ذرت و گندم از آمریکا را به دلیل تراریخته بودن ممنوع اعلام کرده‌اند——برای واشینگتن یک پیروزیِ راهبردیِ دوگانه است: هم بازارِ جدیدی برای کشاورزانِ خود ایجاد می‌کند، هم وابستگیِ غذاییِ ایران را به خود افزایش می‌دهد. در این میان، جایِ پرسش است که چرا باید پولِ ملتِ ایران، صرفِ حلِ مسئله‌ی بازارِ کشاورزانِ آمریکایی شود؟
چهارم: پیامدهایِ امنیتِ غذایی و سلامتِ عمومی فراتر از ملاحظاتِ اقتصادی، این طرح دو تهدیدِ جدی برای امنیت غذایی و سلامتِ عمومیِ ایران به همراه دارد: نخست، وابستگیِ راهبردی. «۴۰ درصد امنیت غذایی کشور وابسته به گندم است» و گندم بیش از ۳۶ درصد کالریِ مردم را تأمین می‌کند. واگذاریِ تأمینِ این محصولِ حیاتی به یک تأمین‌کننده‌ی واحدِ خارجی——آن هم دولتی که سابقه‌ی طولانیِ خصومت با ایران دارد——به معنایِ قراردادنِ امنیت غذاییِ کشور در معرضِ باج‌خواهیِ احتمالیِ آینده است. دوم، مسئله‌ی محصولاتِ تراریخته. فواد ایزدی هشدار داده که محصولاتِ آمریکا «تراریخته است و ریسک به خطر انداختن سلامت جامعه را به جان نمی‌خرند». مرتضی پناهیان، روحانیِ اصولگرا، نیز نسبت به تهدیدِ سلامتِ عمومی توسط ذرت، سویا و کنجاله‌ی کلزایِ تراریخته‌ی آمریکا هشدار داده است. این نگرانی‌ها در حالی مطرح می‌شود که نظارتِ کافی بر استانداردهایِ محصولاتِ وارداتیِ آمریکا——به‌ویژه در غیابِ روابطِ دیپلماتیکِ رسمی——به‌سختی قابلِ تضمین است. رجانیوز نیز با یادآوریِ رسواییِ خون‌هایِ آلوده به ایدز که در دهه‌ی ۱۹۸۰ از فرانسه وارد شد و به مرگِ صدها ایرانیِ مبتلا به هموفیلی انجامید، این پرسشِ تلخ را مطرح کرده است: «آیا فاجعه‌ی خونِ آلوده‌ی فرانسوی این بار در قالبِ غذای آمریکایی تکرار خواهد شد؟»