مقاله «وقتی زیبایی ارزان میشود» (When Pretty Becomes Cheap) به یک تغییر بنیادین در اقتصادِ خلاقیت اشاره دارد. بیایید این مفهوم را در چند لایه بررسی کنیم:
۱. پایانِ انحصار «کیفیت بصری»
در گذشته (حتی تا همین چند سال پیش)، تولید یک تصویر، ویدیو یا طرح گرافیکی که از نظر بصری «خیرهکننده» و «حرفهای» باشد، هزینه و زمان زیادی میطلبید. شما نیاز به طراحان ارشد، تجهیزات گران، رندرهای طولانی و مهارت فنی بالا داشتید.
وضعیت جدید: با ظهور مدلهای هوش مصنوعی (مثل مدلهای تولید تصویر و ویدیو که خود گوگل یا دیگران توسعه دادهاند)، حالا هر کسی میتواند با نوشتن چند کلمه، تصویری با نورپردازی عالی، ترکیببندی هنری و رزولوشن بالا تولید کند.
نتیجه: «زیبایی» دیگر کمیاب نیست. وقتی چیزی به وفور در دسترس باشد، قیمتش (ارزش اقتصادی و تمایزدهندهاش) پایین میآید. به عبارت دیگر، «خوشگل بودن» یک اثر دیگر مزیت رقابتی نیست، بلکه صرفاً حداقلِ استاندارد است.
۲. تغییر زمین بازی: از «فرم» به «محتوا»
نویسنده استدلال میکند حال که هوش مصنوعی در «زیباییشناسی» (Aesthetics) استاد شده است، زمین بازی عوض میشود.
آنچه بیارزش میشود: صرفاً داشتن یک تصویر زیباست.
آنچه ارزشمند میشود: «زمینه» (Context) و «محتوا» (Content). یعنی سوال مخاطب دیگر این نیست که «چقدر این تصویر قشنگ است؟»، بلکه این است که:
چرا این تصویر ساخته شده؟
چه داستانی پشت آن است؟
چه مشکلی را حل میکند؟
چه ایده یگانهای در آن نهفته است؟
۳. ایده به عنوان تنها سنگر (Moat)
در یکی دیگر از نوشتههای مرتبط او با عنوان «ایدههای خوب تنها خندق (مزیت دفاعی) شما هستند»، این بحث تکمیل میشود. وقتی ابزارها (AI) اجرای ایدهها را به سمت صفر میل میدهند (یعنی اجرا تقریباً آنی و رایگان میشود)، تنها چیزی که قابل کپیبرداری نیست، «اصالت ایده» و «استراتژی» پشت آن است. هوش مصنوعی میتواند یک نقاشی به سبک ونگوگ بکشد، اما نمیتواند «درد و تجربهی زیستهای» که ونگوگ را وادار به کشیدن آن کرد، داشته باشد. در کسبوکارهای مدرن هم همینطور است؛ محصول شما اگر فقط زیبا باشد، به راحتی کپی میشود. اما اگر دارای یک زمینه (Context) قوی و متناسب با نیاز خاص کاربر باشد، ارزشمند باقی میماند.
۴. خلاصه راهبردی برای طراحان و مدیران
پیام نهایی مقاله برای فعالان حوزه تکنولوژی و هنر این است: دیگر وقت و انرژی خود را صرفاً روی «پولیش کردن» و «زیبا کردن» نگذارید، چون ماشینها این کار را بهتر و سریعتر انجام میدهند. در عوض، انرژی خود را روی مهندسی زمینه (Context Engineering)، داستانسرایی و درک عمیق نیاز کاربر بگذارید. زیبایی دیگر هدف نیست، بلکه یک ابزار پیشفرض است که باید در خدمت یک #معنای بزرگتر باشد.
منبع👇
https://blog.jaclynkonzelmann.com/p/when-pretty-becomes-cheap
● مدرسه نفحات: @madrese_nafahat
II @IR_ART
II هر روز یک قدم رو به جلو
II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب
🎨 ART MARKET REPORT 2025—BY ARTS ECONOMICS.pdf
حجم:
23.5M
📌گزارش بازار هنر ۲۰۲۵
🔹این گزارش توسط Arts Economics با همکاری Art Basel و UBS تهیه شده و تحلیلی جامع از روندهای بازار هنر در سال ۲۰۲۴ و چشمانداز آن برای سال ۲۰۲۵ ارائه میدهد.
🔸️چکیده گزارش را در ادامه با هم مرور میکنیم.
- مجتبی شاهمرادی
I @IRANRasadnama I رصدنما
I رصدخانهحکمرانیودولتسازیاسلامی
📌گزارش بازار هنر ۲۰۲۵
🔹این گزارش توسط Arts Economics با همکاری Art Basel و UBS تهیه شده و تحلیلی جامع از روندهای بازار هنر در سال ۲۰۲۴ و چشمانداز آن برای سال ۲۰۲۵ ارائه میدهد.
چکیده گزارش:
۱. بازار جهانی هنر در ۲۰۲۴
- فروش کل: کاهش ۱۲٪ به ۵۷.۵ میلیارد دلار، دومین سال متوالی کاهش ناشی از کاهش فعالیت در بخشهای پریمیوم بازار.
- تراکنشها: حجم معاملات ۳٪ رشد داشت و به ۴۰.۵ میلیون رسید، نشاندهنده افزایش تقاضا در بخشهای قیمت پایینتر.
- سهم بازارها:
- آمریکا با ۴۳٪ (۲۴.۸ میلیارد دلار) همچنان بزرگترین بازار هنر جهان.
- بریتانیا با ۱۸٪ (۱۰.۴ میلیارد دلار) جایگاه دوم را بازپس گرفت.
- چین با ۱۵٪ (۸.۴ میلیارد دلار) به دلیل رکود اقتصادی و نااطمینانیها کاهش چشمگیری داشت.
- فروش آنلاین: سهم ۱۸٪ از کل فروش (۱۰.۵ میلیارد دلار)، پایینتر از اوج ۲۵٪ در ۲۰۲۰ اما دو برابر سطح پیش از همهگیری.
۲. عملکرد دلالان هنری
- فروش دلالان: کاهش ۶٪ به ۳۴.۱ میلیارد دلار.
- دلالان کوچک (گردش مالی زیر ۲۵۰ هزار دلار): رشد ۱۷٪.
- دلالان بزرگ (گردش مالی بالای ۱۰ میلیون دلار): کاهش ۹٪.
- تمرکز بر هنرمندان برتر: ۵۶٪ فروش دلالان از سه هنرمند برترشان تأمین شد.
- هنرمندان زن: سهم حضور زنان به ۴۱٪ رسید و سهم فروش آثارشان در بازار اولیه به ۴۲٪ افزایش یافت.
- چالشها: افزایش هزینههای عملیاتی (۱۰٪رشد) و حفظ سودآوری در شرایط تورمی.
۳. حراجیها
- فروش عمومی حراجیها: کاهش ۲۵٪.
- فروش خصوصی حراجیها: رشد ۱۴٪، نشاندهنده تمایل به معاملات غیرعلنی در شرایط نااطمینانی.
- بازار آثار مدرن و قدیمی: عملکرد بهتر نسبت به آثار معاصر، با رشد در بخشهای امپرسیونیسم و آثار قدیمی اروپایی.
۴. چشمانداز ۲۰۲۵
- عوامل کلیدی:
- نوسانات اقتصادی و افزایش سیاستهای حمایتگرایانه تجاری.
- انتقال ثروت بین نسلها و تغییر ترجیحات جمعیت جوان به سمت هنر دیجیتال و پایدار.
- رشد فناوری (مانند NFTها) و چالشهای مرتبط با حفظ آثار دیجیتال.
- نمایشگاههای هنری: سهم ۳۱٪ از فروش دلالان، با افزایش نقش نمایشگاههای بینالمللی.
- فروش آنلاین: انتظار میرود سهم آنلاین با بهبود پلتفرمهای دیجیتال و جذب خریداران جدید تثبیت شود.
جمعبندی
بازار هنر در ۲۰۲۴ با چالشهای اقتصادی و تغییر الگوهای مصرف روبهرو بود، اما انعطافپذیری خود را در بخشهای قیمت پایینتر و دیجیتال نشان داد. در ۲۰۲۵، تطبیق با تحولات فناوری، جذب نسل جدید جمعآوریکنندگان و مدیریت هزینهها، کلید موفقیت در این بازار پویا خواهد بود.
- مجتبی شاهمرادی
I @IRANRasadnama I رصدنما
I رصدخانهحکمرانیودولتسازیاسلامی
هدایت شده از دفترچه محسن فرجی
هویت فکری، قوه خیال و رسالت هنر متعالی
هنر، محصول اندیشه و خروجی هویت فکری هنرمند است. برای یک هنرمندِ با هویت فکری ایرانی-اسلامی، توجه به مبانی جهانبینی، نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه یک ضرورت است. این مبانی، چارچوب تعیینکننده مسیر خلاقیت و رسالت آثار هنری هستند.
مبدأ و مقصد: بنیاد هویت مومن
در جهانبینی اسلامی، انسانِ مؤمن (مسلمان) دارای مبدأ و مقصدی مشخص است که مسیر حیات او را معنا میبخشد. ایمان به خداوند به عنوان سرچشمه هستی، غایت حرکت و معنای زندگی را روشن میسازد. بر این اساس، مفاهیمی چون “پوچی” و “بیهودگی” که سرچشمه افسردگیِ وجودی در مکاتب غربی هستند، در این ساختار فکری جایی ندارند.
بنابراین، هنری که با تِم یأس و پوچی خلق میشود، باید مورد تأمل جدی قرار گیرد؛ زیرا اگر این تِمها صرفاً تقلیدی از فضای فکری غرب باشند و نه انعکاس یک تجربه عمیق در مسیر حق، ممکن است با رسالت و منویات فکری مخاطب مسلمان ایرانی همخوانی نداشته باشند و او را از حقیقت دور سازند.
قوه خیال: مرزبان حقیقت و وهم
قوه خیال، قلب تپنده آفرینش هنری است. فلاسفهای چون ملاصدرا، این قوه را به عنوان واسطهای حساس میان دو ساحت وجودی در نظر میگیرند:
عالم معقولات (عالم معنا): ساحت حقایق کلی و مجرد.
عالم محسوسات (دنیای مادی): ساحت حواس پنجگانه.
قوه خیال، پلی است که انسان را از عالم محدود حس به درک معانی و حقایق بالاتر نزدیک میکند. در این میان، یک مرز حیاتی وجود دارد که کیفیت و جهت سیر هنرمند را مشخص میسازد: تمایز خیال از هپروت (توهم).
۱. خیال الهی (سِیر صعودی)
خیال اصیل، نیرویی است که ریشه در حقیقت دارد و با معنا در ارتباط است. در منطق فلسفی، این خیال دارای “سِیر صعودی” است؛ یعنی هنرمند را از محسوسات عبور داده و به سمت عالم معنا و ملکوت رهنمون میسازد. هنری که با خیال الهی متولد میشود، رسالتی جز رساندن مخاطب به حقیقت (که همان خداوند است) ندارد. چنین هنری، بیدارگر فطرت و متوجهکننده به “حضرت حق” است.
۲. هپروت و توهم (سِیر نزولی)
در مقابل، هپروت یا توهم، غرق شدن در تخیلات بیپایه و اوهام شخصی است. این حالت، فاقد ریشه در حقیقت بوده و دارای “سِیر نزولی” است. توهم، انسان را به عالم حس محدود میکند و باعث میشود ذهن در بازیهای بیپایان “وَهم” و “نفسانیات” خود غرق شود.
هنری که از سرچشمه توهمات ذهنی و وهمی سیراب میشود، مخاطب را درگیر اوهام شخصی و تخیلات سست میکند و به جای نشان دادن راه تعالی، او را هر لحظه در خود فرو میبرد، مانع از آن میشود که سر بلند کند و به عالم ملکوت و حقیقت نظر افکند.
نتیجهگیری
رسالت هنرمند مسلمان، تسلط بر قوه خیال و هدایت آن به سوی مسیر صعودی است. باید در نظر داشت که در کدام زمین فکری و با کدام ابزار (خیال یا توهم) به خلق اثر میپردازیم. هنر متعالی، آن است که قوه خیال را به خدمت حقیقت درآورد تا محصول اندیشه، نه غفلت و یأس، بلکه نور امید، معنا و تعالی را در روح مخاطب بدمد.
محسن فرجی
@mohsenfrj