مقاله «وقتی زیبایی ارزان میشود» (When Pretty Becomes Cheap) به یک تغییر بنیادین در اقتصادِ خلاقیت اشاره دارد. بیایید این مفهوم را در چند لایه بررسی کنیم:
۱. پایانِ انحصار «کیفیت بصری»
در گذشته (حتی تا همین چند سال پیش)، تولید یک تصویر، ویدیو یا طرح گرافیکی که از نظر بصری «خیرهکننده» و «حرفهای» باشد، هزینه و زمان زیادی میطلبید. شما نیاز به طراحان ارشد، تجهیزات گران، رندرهای طولانی و مهارت فنی بالا داشتید.
وضعیت جدید: با ظهور مدلهای هوش مصنوعی (مثل مدلهای تولید تصویر و ویدیو که خود گوگل یا دیگران توسعه دادهاند)، حالا هر کسی میتواند با نوشتن چند کلمه، تصویری با نورپردازی عالی، ترکیببندی هنری و رزولوشن بالا تولید کند.
نتیجه: «زیبایی» دیگر کمیاب نیست. وقتی چیزی به وفور در دسترس باشد، قیمتش (ارزش اقتصادی و تمایزدهندهاش) پایین میآید. به عبارت دیگر، «خوشگل بودن» یک اثر دیگر مزیت رقابتی نیست، بلکه صرفاً حداقلِ استاندارد است.
۲. تغییر زمین بازی: از «فرم» به «محتوا»
نویسنده استدلال میکند حال که هوش مصنوعی در «زیباییشناسی» (Aesthetics) استاد شده است، زمین بازی عوض میشود.
آنچه بیارزش میشود: صرفاً داشتن یک تصویر زیباست.
آنچه ارزشمند میشود: «زمینه» (Context) و «محتوا» (Content). یعنی سوال مخاطب دیگر این نیست که «چقدر این تصویر قشنگ است؟»، بلکه این است که:
چرا این تصویر ساخته شده؟
چه داستانی پشت آن است؟
چه مشکلی را حل میکند؟
چه ایده یگانهای در آن نهفته است؟
۳. ایده به عنوان تنها سنگر (Moat)
در یکی دیگر از نوشتههای مرتبط او با عنوان «ایدههای خوب تنها خندق (مزیت دفاعی) شما هستند»، این بحث تکمیل میشود. وقتی ابزارها (AI) اجرای ایدهها را به سمت صفر میل میدهند (یعنی اجرا تقریباً آنی و رایگان میشود)، تنها چیزی که قابل کپیبرداری نیست، «اصالت ایده» و «استراتژی» پشت آن است. هوش مصنوعی میتواند یک نقاشی به سبک ونگوگ بکشد، اما نمیتواند «درد و تجربهی زیستهای» که ونگوگ را وادار به کشیدن آن کرد، داشته باشد. در کسبوکارهای مدرن هم همینطور است؛ محصول شما اگر فقط زیبا باشد، به راحتی کپی میشود. اما اگر دارای یک زمینه (Context) قوی و متناسب با نیاز خاص کاربر باشد، ارزشمند باقی میماند.
۴. خلاصه راهبردی برای طراحان و مدیران
پیام نهایی مقاله برای فعالان حوزه تکنولوژی و هنر این است: دیگر وقت و انرژی خود را صرفاً روی «پولیش کردن» و «زیبا کردن» نگذارید، چون ماشینها این کار را بهتر و سریعتر انجام میدهند. در عوض، انرژی خود را روی مهندسی زمینه (Context Engineering)، داستانسرایی و درک عمیق نیاز کاربر بگذارید. زیبایی دیگر هدف نیست، بلکه یک ابزار پیشفرض است که باید در خدمت یک #معنای بزرگتر باشد.
منبع👇
https://blog.jaclynkonzelmann.com/p/when-pretty-becomes-cheap
● مدرسه نفحات: @madrese_nafahat
II @IR_ART
II هر روز یک قدم رو به جلو
II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب
🎨 ART MARKET REPORT 2025—BY ARTS ECONOMICS.pdf
حجم:
23.5M
📌گزارش بازار هنر ۲۰۲۵
🔹این گزارش توسط Arts Economics با همکاری Art Basel و UBS تهیه شده و تحلیلی جامع از روندهای بازار هنر در سال ۲۰۲۴ و چشمانداز آن برای سال ۲۰۲۵ ارائه میدهد.
🔸️چکیده گزارش را در ادامه با هم مرور میکنیم.
- مجتبی شاهمرادی
I @IRANRasadnama I رصدنما
I رصدخانهحکمرانیودولتسازیاسلامی
📌گزارش بازار هنر ۲۰۲۵
🔹این گزارش توسط Arts Economics با همکاری Art Basel و UBS تهیه شده و تحلیلی جامع از روندهای بازار هنر در سال ۲۰۲۴ و چشمانداز آن برای سال ۲۰۲۵ ارائه میدهد.
چکیده گزارش:
۱. بازار جهانی هنر در ۲۰۲۴
- فروش کل: کاهش ۱۲٪ به ۵۷.۵ میلیارد دلار، دومین سال متوالی کاهش ناشی از کاهش فعالیت در بخشهای پریمیوم بازار.
- تراکنشها: حجم معاملات ۳٪ رشد داشت و به ۴۰.۵ میلیون رسید، نشاندهنده افزایش تقاضا در بخشهای قیمت پایینتر.
- سهم بازارها:
- آمریکا با ۴۳٪ (۲۴.۸ میلیارد دلار) همچنان بزرگترین بازار هنر جهان.
- بریتانیا با ۱۸٪ (۱۰.۴ میلیارد دلار) جایگاه دوم را بازپس گرفت.
- چین با ۱۵٪ (۸.۴ میلیارد دلار) به دلیل رکود اقتصادی و نااطمینانیها کاهش چشمگیری داشت.
- فروش آنلاین: سهم ۱۸٪ از کل فروش (۱۰.۵ میلیارد دلار)، پایینتر از اوج ۲۵٪ در ۲۰۲۰ اما دو برابر سطح پیش از همهگیری.
۲. عملکرد دلالان هنری
- فروش دلالان: کاهش ۶٪ به ۳۴.۱ میلیارد دلار.
- دلالان کوچک (گردش مالی زیر ۲۵۰ هزار دلار): رشد ۱۷٪.
- دلالان بزرگ (گردش مالی بالای ۱۰ میلیون دلار): کاهش ۹٪.
- تمرکز بر هنرمندان برتر: ۵۶٪ فروش دلالان از سه هنرمند برترشان تأمین شد.
- هنرمندان زن: سهم حضور زنان به ۴۱٪ رسید و سهم فروش آثارشان در بازار اولیه به ۴۲٪ افزایش یافت.
- چالشها: افزایش هزینههای عملیاتی (۱۰٪رشد) و حفظ سودآوری در شرایط تورمی.
۳. حراجیها
- فروش عمومی حراجیها: کاهش ۲۵٪.
- فروش خصوصی حراجیها: رشد ۱۴٪، نشاندهنده تمایل به معاملات غیرعلنی در شرایط نااطمینانی.
- بازار آثار مدرن و قدیمی: عملکرد بهتر نسبت به آثار معاصر، با رشد در بخشهای امپرسیونیسم و آثار قدیمی اروپایی.
۴. چشمانداز ۲۰۲۵
- عوامل کلیدی:
- نوسانات اقتصادی و افزایش سیاستهای حمایتگرایانه تجاری.
- انتقال ثروت بین نسلها و تغییر ترجیحات جمعیت جوان به سمت هنر دیجیتال و پایدار.
- رشد فناوری (مانند NFTها) و چالشهای مرتبط با حفظ آثار دیجیتال.
- نمایشگاههای هنری: سهم ۳۱٪ از فروش دلالان، با افزایش نقش نمایشگاههای بینالمللی.
- فروش آنلاین: انتظار میرود سهم آنلاین با بهبود پلتفرمهای دیجیتال و جذب خریداران جدید تثبیت شود.
جمعبندی
بازار هنر در ۲۰۲۴ با چالشهای اقتصادی و تغییر الگوهای مصرف روبهرو بود، اما انعطافپذیری خود را در بخشهای قیمت پایینتر و دیجیتال نشان داد. در ۲۰۲۵، تطبیق با تحولات فناوری، جذب نسل جدید جمعآوریکنندگان و مدیریت هزینهها، کلید موفقیت در این بازار پویا خواهد بود.
- مجتبی شاهمرادی
I @IRANRasadnama I رصدنما
I رصدخانهحکمرانیودولتسازیاسلامی
هدایت شده از دفترچه محسن فرجی
هویت فکری، قوه خیال و رسالت هنر متعالی
هنر، محصول اندیشه و خروجی هویت فکری هنرمند است. برای یک هنرمندِ با هویت فکری ایرانی-اسلامی، توجه به مبانی جهانبینی، نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه یک ضرورت است. این مبانی، چارچوب تعیینکننده مسیر خلاقیت و رسالت آثار هنری هستند.
مبدأ و مقصد: بنیاد هویت مومن
در جهانبینی اسلامی، انسانِ مؤمن (مسلمان) دارای مبدأ و مقصدی مشخص است که مسیر حیات او را معنا میبخشد. ایمان به خداوند به عنوان سرچشمه هستی، غایت حرکت و معنای زندگی را روشن میسازد. بر این اساس، مفاهیمی چون “پوچی” و “بیهودگی” که سرچشمه افسردگیِ وجودی در مکاتب غربی هستند، در این ساختار فکری جایی ندارند.
بنابراین، هنری که با تِم یأس و پوچی خلق میشود، باید مورد تأمل جدی قرار گیرد؛ زیرا اگر این تِمها صرفاً تقلیدی از فضای فکری غرب باشند و نه انعکاس یک تجربه عمیق در مسیر حق، ممکن است با رسالت و منویات فکری مخاطب مسلمان ایرانی همخوانی نداشته باشند و او را از حقیقت دور سازند.
قوه خیال: مرزبان حقیقت و وهم
قوه خیال، قلب تپنده آفرینش هنری است. فلاسفهای چون ملاصدرا، این قوه را به عنوان واسطهای حساس میان دو ساحت وجودی در نظر میگیرند:
عالم معقولات (عالم معنا): ساحت حقایق کلی و مجرد.
عالم محسوسات (دنیای مادی): ساحت حواس پنجگانه.
قوه خیال، پلی است که انسان را از عالم محدود حس به درک معانی و حقایق بالاتر نزدیک میکند. در این میان، یک مرز حیاتی وجود دارد که کیفیت و جهت سیر هنرمند را مشخص میسازد: تمایز خیال از هپروت (توهم).
۱. خیال الهی (سِیر صعودی)
خیال اصیل، نیرویی است که ریشه در حقیقت دارد و با معنا در ارتباط است. در منطق فلسفی، این خیال دارای “سِیر صعودی” است؛ یعنی هنرمند را از محسوسات عبور داده و به سمت عالم معنا و ملکوت رهنمون میسازد. هنری که با خیال الهی متولد میشود، رسالتی جز رساندن مخاطب به حقیقت (که همان خداوند است) ندارد. چنین هنری، بیدارگر فطرت و متوجهکننده به “حضرت حق” است.
۲. هپروت و توهم (سِیر نزولی)
در مقابل، هپروت یا توهم، غرق شدن در تخیلات بیپایه و اوهام شخصی است. این حالت، فاقد ریشه در حقیقت بوده و دارای “سِیر نزولی” است. توهم، انسان را به عالم حس محدود میکند و باعث میشود ذهن در بازیهای بیپایان “وَهم” و “نفسانیات” خود غرق شود.
هنری که از سرچشمه توهمات ذهنی و وهمی سیراب میشود، مخاطب را درگیر اوهام شخصی و تخیلات سست میکند و به جای نشان دادن راه تعالی، او را هر لحظه در خود فرو میبرد، مانع از آن میشود که سر بلند کند و به عالم ملکوت و حقیقت نظر افکند.
نتیجهگیری
رسالت هنرمند مسلمان، تسلط بر قوه خیال و هدایت آن به سوی مسیر صعودی است. باید در نظر داشت که در کدام زمین فکری و با کدام ابزار (خیال یا توهم) به خلق اثر میپردازیم. هنر متعالی، آن است که قوه خیال را به خدمت حقیقت درآورد تا محصول اندیشه، نه غفلت و یأس، بلکه نور امید، معنا و تعالی را در روح مخاطب بدمد.
محسن فرجی
@mohsenfrj
زاویه دوربین درسینما که همان نقطه دید میباشد یکی از ابزارهای دراماتیکی است که به دیدگاه کارگردانی برمی گردد. توسط زاویه دوربین است که اهمیت و وضعیت خاص فرد مقابل دوربین و ارتباط او با دیگران برای بینندگان القا می شود. نکته دیگر استفاده از لنز واید در این زوایا است که تاثیرات آن را بیشتر می کند. زاویه دوربین ۷ نوع است که در زیر اشاره میگردد.
زاویه دوربین در موقعیت های مختلف، اشکال مختلفی از تصاویر را می آفریند که کارکردهای مختلفی نیز دارند.
۱- زاویه عادی یا آی لول (eye level)
این زاویه درست نقطه مقابل بازیگر قراردارد وتقریباً همسطح چشم اوست . این زاویه کمترین تاثیردراماتیکی را دارد وهیچ حالت خاصی را القا نمی کند.
۲- زاویه پایین یا لوانگل (low angle)
زاویه سر بالای دوربین Low Angel
در این نما دوربین در سطح پایین تر قرارگرفته است و از پایین به بالا شخص بازیگر فیلمبرداری می شود. انگار بیننده درموقعیت پایین تر از بازیگر قرار گرفته است. از این نما برای نشان دادن برتری و قدرت بازیگر یا فرد مقابل دوربین استفاده می شود. در طبیعت نیز از این زاویه برای نشان دادن ساختمانهای مرتفع، عظمت و شکوه بناها و درختان و تاسیسات و... استفاده می شود.
٣- زاویه بالا یا های انگل (high angle)
زاویه سر پائین دوربین High Angel
در این نما دوربین درسطح بالاتر ازبازیگر قرارگرفته واورا ازبالا به پایین نشان میدهد. در این نما بیننده احساس میکند که درموقعیت بالاتر از بازیگر قرار گرفته و او حقیر و ضعیف و خوار جلوه میکند.درطبیعت ازاین زاویه برای نشان دادن نقشه،بازی فوتبال،گلهای باغچه ومزرعه و... استفاده می شود.
۴- زاویه خیلی پایین (very low angle)
برای گرفتن این زاویه دوربین تقریباً نزدیک بازیگرو روی زمین قرار می گیرد.تاثیر عظمت و قدرت بازیگر در این نما بیشتر از زاویه پایین است. البته خطوط پرسپکتیوی در آن تقریباً از بین میرود و تصویر حالت دوبعدی پیدا میکندو باید با احتیاط استفاده شود.
۵- زاویه خیلی بالا (very high angle)
دراین نما نیز خاصیت تحقیر وضعیف بودن بازیگر یا سوژه نسبت به زاویه بالا تشدید شده است وموقعیت دوربین در شکل زیر نشان داده شده است. استفاده از آن نیز به دلیل ایجاد اعوجاج تصویری وحذف حالت سه بعدی تصویر باید کم و بااحتیاط باشد. چنانکه در ابتدای این بحث گفته شد استفاده از لنز واید تاثیر این زوایا را بیشتر وپرسپکتیو خاصی ایجاد میکندو در موارد خاصی استفاده میشود.
۶- زاویه بالای سر (over head)
در این نما دوربین دقیقاً بالای سر قرار دارد وتاثیر خاصی که در زاویه های انگلها وجوددارد در این زاویه وجود ندارد وبیشتر حالت تحت نظارت و در تعقیب بودن بازیگر را القا می کند وگاهی تنهایی یک فرد را در جایی غریب.
۷- زاویه کج (empasis level)
در این نما دوربین ازحالت قائم کمی به طرف راست یا چپ تمایل پیدا می کند. این زاویه موقعیت افتادن ومتزلزل را القا می کند. اگر این زاویه توأم با زاویه های انگل و لوانگل استفاده شود موقعیت متزلزل فرد را (چه قدرتمند و چه ضعیف) نشان می دهد. درطبیعت نیز برای نشان دادن قهر طبیعت مانند سیل و زلزله و ریزش یک بنا و... می توان استفاده کرد.
II @IR_ART
II هر روز یک قدم رو به جلو
II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب
✍️✍️کوتاه دربارۀ روح و ربات!
- مجتبی مجلسی
❌(یک)
پنجشنبه 8 آبان 1404، سالن همایشهای آستان مقدس امامزاده طاهربن زین العابدین(علیهالسلام) کرج، یک اتفاق ویژه افتاد. یک جلسۀ گفتوگو پیرامون یک چالش مهم آنروزها و البته این روزهای ما؛ یعنی چالش هوش مصنوعی.
فیلم کامل جلسه به دلایل فنی منتشر نشد و امیدواریم که در آینده منتشر شود، چون خیلی از دوستان کنجکاو بودند در خصوص محتوای این جلسه تصمیم گرفتم بنویسم.
❌(دو)
ما ایرانیها عادت کردهایم به دوگانهسازی و تقسیم کردن آدمها، اندیشهها و پدیدهها به این طرفی و آنطرفی. فرق هم نمیکند در دنیای سیاست باشد، اجتماع، فرهنگ و یا حتی مباحث علمی و آکادمیک.
اصلاً انگار اگر این افراط در تقسیمبندیها نباشد و دعوا و نزاعی شکل نگیرد لذتی در وجود ما سرکوب میشود.
این جلسه هم در چنین فضایی شکل گرفت. من به عنوان مخالف هوش مصنوعی و این سو و استاد بلادیفر هم به عنوان موافق هوش مصنوعی و آن سو قرار بود در یک به اصطلاح مناظره شرکت کنیم تا به خیال برخی تنور این دوگانگی شعلهور شود و مدتی همۀ ما به این حاشیهها سرگرم شویم.
اما همان ابتدای گفتوگو که بدون هیچگونه هماهنگی و گفتوگویی بین ما دو نفر شروع شد، همانطور که از شخصیت و منش و پختگی استاد بلادیفر حدس میزدم با یک توضیح از سوی هر دوی ما وارد حاشیه نشد:
«از اساس نمیشود موافق و مخالف یک پدیده، مثل هوش مصنوعی بود، از اساس این نوع مواجهه خندهدار است! من و آقای بلادیفر در خصوص هوش مصنوعی بدون اغراق هیچ تفاوت نظری نداریم، آنچه برخیها را به خیال واداشته اختلاف «منظر» است نه «نظر»! من از منظر آسیبشناسی به هوش مصنوعی نگاه کردهام و استاد بلادیفر از منظر آموزش.»
❌(سه)
سادهترین کار برای ما آدمها «پیشبینی» آینده است. چراکه میتوانیم هر آرزو، ترس، ایده یا تخیلی را به آینده نسبت دهیم! آینده هوش مصنوعی، بهطور دقیق، غیرقابل پیشبینی است و هر کس مدعی پیشبینی قطعی آن باشد، ادعایی اغراقآمیز مطرح کرده است. اما این عدم پیشبینی آینده به معنای تعطیلی آیندهنگری نیست. میتوانیم «فرضیه»هایی را مطرح کنیم و بر طبق آن فرضیهها آیندهنگری داشته باشیم.
👈👈فرضیۀ اول:فرضیۀ موج بلند!
یک فرضیه این است که هوش مصنوعی یک موجی است که مدتی همه را سرگزم میکند، غرش میکند، میترساند و بعد از مدتی فروکش میکند و میشود یک سرگرمی و وضعیت دوباره برمیگردد به وضع سابق! این فرضیه روزهای اول هوش مصنوعی شاید فرضیۀ پرطرفداری بود و شاید یک دلگرمی به کسانی که از این پدیده وحشت داشتند. اما با این وسعت و پیشرفت و عمق هوش مصنوعی این فرضیه بسیار خوشبینانه است تا واقعبینانه!
👈👈فرضیۀ دوم: فرضیۀ «آدمِ پشت دوربین»!
این فرضیه از یک مثال تاریخی شروع میشود. اولین فیلمی که مردم توی صف ایستادند، بلیط خریدند و رفتند داخل سینما تماشا کردند و بسیار هم لذت بردند! چه فیلمی بود؟ یک نفر دوربین را بیرون از کارخانهای کار گذاشته بود و زنگ پایان کارِ کارخانه به صدا در میآید و کارگران از کارخانه بیرون میآیند! همین! این مثال تاریخی را بگذارید کنار سلیقههای امروز ما در انتخاب فیلمهای سینمایی سینما! ما دیگر هر فیلمی را انتخاب نمیکنیم. «آدمِ پشت دوربین» برای ما مهم است. دقیقاً این فرضیه میگوید هوش مصنوعی در آینده حکم دوربین سینما را دارد و برای مخاطب «آدمِ پشت دوربین» مهم می شود. مهم است چه کسی با چه محتوایی و چه ایدهای و چه توانایی از هوش مصنوعی کار میکشد.
این فرضیه گرچه فرضیۀ قابل تأمل و واقعبینانهای جلوه مینماید اما مقایسه دوربین فیلمبرداری و فیلمبردار و فرایند تولید یک فیلم سینمایی با هوش مصنوعی خیلی مقایسه همسانی نیست. ساخت یک فیلم سینمایی تخصصها و مهارتهایی را میطلبد که نمیشود آن را نادیده گرفت. اما هوش مصنوعی در ساحت تولید تصویر و حتی ویدئو به سمت بدیهی شدن و عمومی شدن پیش میرود و از اساس به دنبال این است که هر آدمی بدون هیچ تخصص و مهارتی بتواند تصویر مورد نیازش را تولید کند. در واقع هوش مصنوعی دنبال تقلیلِ کاربرش نیست، بیشتر دنبال حذفاش است.
ادامه دارد...
ادامه از قبل
👈👈فرضیۀ سوم: فرضیۀ «تغییرِ زمینِ بازی»!
این فرضیه بیش از آنکه متمرکز شود بر «آیندۀ طراح گرافیک»، متمرکز است بر «آیندۀ مخاطب»! ما هنرمند نیستیم و وابستهایم به «مخاطب» و مخاطب برای ما یک امر وجودی است. ما بدون مخاطب هیچیم! بنابراین شناخت مخاطب و آیندۀ مخاطب بیش از پرداختن به آیندۀ شغلی خودمان مهم میشود.
در این فرضیه دو پیشامد مهم بررسی میشود:
1. بدیهی شدن تولید تصویر و حذف آن از خدمات!
در آیندهای نه چندان دور – شاید همین امروزی که این متن منتشر میشود و شما میخوانید – تولید حرفهایترین تصاویر و حتی ویدئوها چنان بدیهی خواهند شد که دیگر مخاطب برای نیاز تصویری خودش، احتیاجی به خدمات و سفارش نخواهد داشت و تولید تصویر به کلی از خدمات حذف خواهد شد و دیگر کسی برای تولید تصویر به کسی سفارش نخواهد داد.
2. خاطره شدنِ شوکِ بصری!
در بیشتر تولیدات تصویری خصوصاً پوستر یکی از تکنیکهای ما در ایدهپردازی و جلب نگاه مخاطب به پوستر وارد کردن «شوکِ بصری» بود. این اهرم و این دستاویز در دنیای هوش مصنوعی و تولید انبوه انواع و اقسام تصاویر عجیب و تخیلی و نزدیک به واقعیت به خاطره نزدیک میشود و دیگر کارکرد خودش را از دست خواهد داد.
روزگاری یک ویدئو با عنوان «بارش بادمجان از آسمان ایران» چنان مخاطب را شوکزده کرد و چنان همهگیر شد که کار به دخالت حاکمیت رسید! اما همین امروز دیگر هیچ تصویر و یا حتی ویدئوی عجیبی نیست که بتواند مخاطب را اینچنین شوکزده کند.
«شوک بصری»دیگر وجود نخواهد داشت و ما دیگر نمیتوانیم از آن به عنوان اهرمی برای جلب نظر مخاطب استفاده کنیم.
با این دو اتفاق مهم در حوزۀ تصویر فرض این است که آینده، دیگر دنیای تصویر و دنیای فرم نخواهد بود. دنیای آینده دنیای محتوا است.
البته این نکته ضروری است که منظور یک دیزاینر از محتوا همان «قصه»ای است که پیشتر دربارۀ آن صحبت شد و منظور از قدرت محتوا و کلمه قدرت «قصه» است نه هر جمله و کلمۀ خامی.
در دنیای آینده «زمینِ بازی» عوض میشود و کسانی در دنیای آینده موفق هستند که بتوانند محتوا بسازند. و اگر نگران آیندۀ شغلی خود هستید شما باید زودتر برای عوض شدن این زمین بازی آماده شوید.
❌(چهار)
در این جلسه، درباره دغدغهها و پرسشهای متعددی پیرامون هوش مصنوعی گفتوگو شد که پرداختن به همه آنها در این نوشتار ممکن نیست. برخی از این دغدغهها نیز بهمرور زمان تاریخ مصرف خود را از دست خواهند داد. امیدواریم با انتشار فیلم کامل جلسه، امکان بهرهمندی بیشتر فراهم شود.
در پایان، لازم میدانم از دوستان خوشفکر و صمیمی مجموعه «رسم» که با خلاقیت و دغدغهمندی بانی برگزاری این نشست شدند، و نیز از استاد بلادیفر که با سعهصدر و بزرگواری، گفتوگو و پرحرفی بنده را تحمل کردند، صمیمانه قدردانی کنم.
هدایت شده از نقطه۲ | Noghteh2
همه این رویکردها و کمپینها را در ذهن تان مرور کنید. ببینید چگونه از کمپین به ظاهر آرام سه شنبه های سفید و علم کردن یک روسری بر سر یک چوب رسیدند به کمپین «دوربین ما اسلحه ما» و در نهایت منتهی شد به کمپین خشونت آمیز «زن، زندگی، آزادی»
در کنار نمادسازی تصویری از یک صحنه واقعی، همیشه پای یک تیتر #واحد، کوتاه، جریان ساز و نقطه زن حاصل از خروجی یک اتاق فرماندهی واحد در میان است.
و باز و باز تکرار، تکرار، تکرار و تکرار...
و باز #خودرأیی، #تکروی و #موجشکنی ممنوع
حجاب اجباری
سهشنبه های سفید
دوربین ما، اسلحه ما
من یک محجبهام، اما با گشت ارشاد مخالفم
مهسا امینی
زن، زندگی، آزادی
علی افلیج 😓
کتلت 😡
زنهای سیبیلو
ریشوهای شپشو
امل ها
متحجرها
طالبان ایران
تندروها
لباس شخصیها
محور شرارت
نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم
رضا شاه، روحت شاد
ما بیشماریم
کار خودشونه
صداوسیمای میلی
عوضش امنیت داریم
ژن خوب
باغ اروپا
جمعه سیاه
کوتوله های سیاسی
مدافعان اسد
کاسبان تحریم / کاسبان مذاکره
پویشها (کارزارها) و ادبیاتسازیهای داخلی:
آیه های زندگی
ما ملت امام حسینیم
ایران همدل
فرزند کمتر، زندگی بهتر!
هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش
دلار چند؟
دنیای آینده دنیای گفتمان هاست نه موشک ها
گله مندم ولی رأی میدهم
من حجاب را دوست دارم
دلواپسیم
سه شنبه های مهدوی
دفاع مقدس
مدافعان حرم
جبهه مقاومت
تیترها و سرعنوانها فقط تیتر نیستند!
تیترها منشعب از یک #رویکرد و #استراتژی نقطهزن و در عین مستقل بودن، ذیل یک کلان روایت و خود جزئی از یک سناریوی کلان هستند.
- تیترها و شعارها در مرحله اول موج ساز و
در مراحل بعد اگر موفق ظاهر شوند جریان سازند
صرفاً جذابیت هنری شرط نیست
(که چه بسا اصلاً هنری نیستند)
- تیترها و عنوانهای جریان ساز، بسیار ساده، کوتاه، سلیس، رسا و گویا هستند.
و تأکید می کنم،
فقط #یک تیتر بدون امواج و پارازیتهای تزاحمی (تیترهای مزاحم و موج شکن دیگر) جریان ساز می شود
نه تیترهای متعدد رگباری
@noghteh_golchin | ۲نقـــطه
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 هنر باید در خدمت #ابلاغ و #تبیین قرار بگیرد
بیانات آیت الله خامنهای در دیدار جوانان استان اصفهان - ۱۳۸۰/۸/۱۲
■ متن کامل:
🌐 https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3092
#ولی_امر | #پای_درس_استاد
@ir_honarmand
II @IR_ART
II هر روز یک قدم رو به جلو
II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب