هدایت شده از علیرضا زادبر
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آشوب عمومی نیاز به نمادسازی دارد. اولین نماد تحریک کننده جامعه در واقعه اخیر چه بود؟
@Politicalhistory
#یادداشت
باید معنا تولید کرد نه تکرار
در میانهی بحران، اغتشاش و جنگ روایتها، تکرارِ بیهزینهی واژهی «ایران» نه کنش هنری است و نه عمل انقلابی؛ بلکه عقبنشینی محترمانه از میدان تبیین است.
وقتی دشمن تصویر میسازد، دروغ میگوید و افکار عمومی را هدف میگیرد، بسنده کردن به یک نام، یعنی واگذار کردن معنا.
اگر هنر انقلاب قرار است «همهفهم» باشد، باید حقیقت را قابل فهم کند، نه اینکه از ترس سوءبرداشت یا هزینه، به امنترین و خنثیترین نشانه پناه ببرد.
طراحی «ایران» بدون روایت، بدون مسئله و بدون پاسخ به پرسشهای روز، بیشتر از آنکه روشنگر باشد، آرامکنندهی وجدان تولیدکننده است؛ اعلام حضور حداقلی برای ثبت در کارنامه، نه ورود واقعی به میدان نبرد معنا.
در زمانهای که حقیقت نیاز به دفاع دارد،
هنری که فقط نام را تکرار میکند، عملاً از معنا فرار کرده است.
هنر انقلاب، در زمان بحران، باید معنا تولید کند نه صرفاً نام تکرار.
برای پایان بندی از یک مثال استفاده میکنیم: وقتی آژیر خطر به صدا درمیآید و اعلام میکنند به پناهگاه بروید، قرار نیست فقط همان عبارت را صد بار تکرار کنید؛ باید عمل کنید و به پناهگاه بروید.
II @IR_ART
II هر روز یک قدم رو به جلو
II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب
🚩 یادداشتی درباره
نقد، مسئولیت، و نسبت آن با میدان کنش
نقدِ وضعیت تولید هنری، اگر ناظر به عمقبخشی و ارتقای کیفیت باشد، بیتردید ضروری است.
اشاره به خطر #شتابزدگی، #سطحینگری و بیتوجهی به #مخاطب، تذکری است که میتواند برای هر جریان #زندهای مفید باشد.
با این حال، در مواجهه با چنین نقدهایی، چند نکته نیازمند تأمل دوباره است.
نخست آنکه، از #بیرونِ_میدان، همواره این خطر وجود دارد که فرآیندهای نادیده و دیدهنشده، به چشم نیایند.
اینکه در بخشی از تولیدات، نتیجه به #مذاق_نقد خوش نیامده، لزوماً به این معنا نیست که ملاحظات مخاطب، کنش اجتماعی، یا ضرورت زمانه اساساً محل توجه نبوده است.
بسیاری از تصمیمها، انتخاب میان «وضعیتهای ایدهآل» نبوده، بلکه حاصل سنجش میان گزینههای محدود در لحظهی نیاز به کنش بودهاند.
دوم آنکه، نقد وقتی بیشترین اثر را دارد که نسبت خود را با «#میدان_عمل» روشن نگه دارد.
نقدی که صرفاً بر محصول نهایی مکث میکند، اما به شرایط تولید، محدودیتها، و ضرورت حضور در میدان بیتوجه میماند، ناخواسته تصویر ناقصی از واقعیت میسازد.
در چنین وضعیتی، این پرسش بهصورت طبیعی در ذهن مخاطب شکل میگیرد که
#نقد، چگونه میتواند به اصلاح کمک کند اگر #نسبتش با کنشِ ممکن و موجود #روشن نباشد؟
از سوی دیگر، بخش مهمی از مخاطبان این نقدها، نیروهای #جوانی هستند که در حال آزمون، خطا و یادگیریاند.
اگر نقد، بدون تفکیک میان «تلاشِ در حال شکلگیری» و «بیمبالاتیِ تثبیتشده» مطرح شود،
ممکن است ناخواسته این پیام را منتقل کند که اصل ورود به میدان محل تردید است؛
پیامی که در شرایط نیاز به کنش، #هزینهساز خواهد بود.
شاید مسئله اصلی، نه نفی نقد باشد و نه دفاع از همهی تولیدات،
بلکه #بازتعریف_کارکرد_نقد در دل میدان است:
نقدی که هم محدودیتهای کنش را میفهمد،
هم امکانهای بهبود را نشان میدهد،
و هم نسبت خود را با #عمل، #مسئولیت و #مشارکت حفظ میکند.
چنین نقدی میتواند به «بهتر شدن در حال حرکت» کمک کند؛
بیآنکه #حرکت_را_نفی_کند
و بیآنکه #میدان را از #نیروهای_در_حال_رشد، خالی بگذارد.
ب.ن
و شاید بد نباشد به این هم فکر کنیم که نقد، صرفاً یک موضع تحلیلی نیست، بلکه خود نوعی کنش است؛
کنشی که مثل هر کنش دیگری، در نسبت با #زمان، #ضرورتها و #مسئولیتها معنا پیدا میکند.
اینکه نقد در چه لحظهای طرح میشود، به چه چیزی پاسخ میدهد، و چه افقی را پیشروی میدان میگذارد،
همانقدر مهم است که دقت مفاهیم و صحت گزارههای آن.
نقدی که بتواند جای خالی کنش را پر کند، یا دستکم به کنشِ موجود جهت بدهد،
به تقویت میدان میانجامد؛
وگرنه بیشتر از آنکه #اصلاحگر باشد، تبدیل به #پرسشی_بیپاسخ در #حاشیهی_میدان میشود.
✍️#علیاصغردشمیر
🔸 یک لیوان شطح داغ
@shatah_ir
II @IR_ART
II هر روز یک قدم رو به جلو
II پایگاه آموزش هنرهای تجسمی انقلاب