eitaa logo
یک لیوان شطح داغ
138 دنبال‌کننده
13 عکس
1 ویدیو
0 فایل
خرده یادداشتهایی بر فرهنگ علی اصغر دشمیر @Alideshmir مدیر مرکز نوآوری‌ اجتماعی هیأت «مناره» مدیر شتابدهنده هنر و رسانه هیأت «چاووش»
مشاهده در ایتا
دانلود
🚩 وقتی مفاهیم حلقه میانی وارونه فهم می‌شود! در صفحه مدرسه حرکت (@harekatac)، مطلبی منتشر شده و ادعا شده که هیأت «حرکت عمومی» نیست. 📄 در یادداشت ( نقدی بر یک برداشت نادرست از «حرکت عمومی» و «حلقه میانی» ) سعی کرده ام به این مسأله بپردازم. ✍️ 🔸 یک لیوان شطح داغ @shatah_ir
🚩نقدی بر یک برداشت نادرست از «حرکت عمومی» و «حلقه میانی» اخیراً متنی با این مضمون منتشر شده است که «آیا هیأت را می‌توان یک حرکت عمومی دانست؟»، نویسنده با ارائه یک تقسیم‌بندی سه‌گانه میان «مشارکت»، «جمع‌سپاری» و «حلقه میانی/قیام»، چنین نتیجه گرفته که هیأت در دسته «مشارکت» قرار می‌گیرد و ازاین‌رو نمی‌توان آن را مصداق حرکت عمومی دانست. در نگاه نویسنده، «حلقه میانی» در مقابل «مشارکت» و «جمع‌سپاری» قرار می‌گیرد و تنها چیزی است که حرکت عمومی محسوب می‌شود؛ بنابراین هیأت چون حلقه میانی نیست، حرکت عمومی نیز نیست. این ادعا، هم از نظر روش‌شناسی و هم از نظر محتوایی دچار خطاهای بنیادی است. در ادامه، چند نکته برای نقد این برداشت ذکر می‌شود. ۱. سؤال بی‌پاسخ مانده است مسئله روشن بود: آیا هیأت می‌تواند مصداق حرکت عمومی باشد؟ اما نویسنده به‌جای تعریف «حرکت عمومی» و تطبیق آن با هیأت، وارد یک سه‌گانه‌سازی بدون مبنا شده است: مشارکت - جمع‌سپاری - حلقه میانی/قیام بدون اینکه مشخص کند: * مقسم این سه مورد چیست، * وجه تقسیم چیست، * یا چه نسبتی با پرسش اولیه دارند. این یعنی پاسخ اساساً به مسئله نپرداخته است. ۲. وارونگی نسبت میان «حرکت عمومی» و «حلقه میانی» سخن اصلی رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم و به‌خصوص در سخنرانی معروف مربوط به «حرکت عمومی» کاملاً روشن است: - جامعه برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی، نیازمند یک حرکت عمومی است. - محور این حرکت عمومی جوانان هستند. - تعدادی از مسیرهای نقش‌آفرینی جوانان نیز صریحاً نام برده می‌شود: گروه‌های نهضتی، گروه‌های جهادی، گروه‌های سیاسی، ... و گروه‌های فرهنگی همچون هیأت و مسجد. بنابراین: هیأت یکی از راهکارهای تحقق حرکت عمومی است. این از متن سخنرانی کاملاً روشن است. اما نویسنده پاسخ، با جابه‌جا کردن نسبت‌ها چنین القا کرده که: * فقط «حلقه میانی» حرکت عمومی است * هیأت چون حلقه میانی نیست، حرکت عمومی نیست این نتیجه کاملاً وارونه، بی‌مبنای نظری و خلاف متن صریح رهبری است. ۳. نقش حلقه میانی بدفهمی شده است رهبر انقلاب «حلقه میانی» را به‌ عنوان لایه هدایت، پشتیبانی و پیگیری حرکت عمومی معرفی می‌کنند. جمله صریح ایشان: «هدایت، تمرکز، پیگیری و برنامه‌ریزی لازم برای پیشبرد این حرکت عمومی بر عهده‌ی جریان‌های حلقه‌های میانی است؛ نه رهبری، نه دولت و نه دستگاه‌های رسمی.» پس: حرکت عمومی = متن جامعه، بدنه جوانان حلقه میانی = جریان هدایتگر و شتاب‌دهنده حرکت عمومی سه‌گانه‌سازی نویسنده (مشارکت / جمع‌سپاری / قیام) هیچ نسبتی با این منطق ندارد. ۴. حتی اگر سه‌گانه ارائه‌شده را بپذیریم، نتیجه‌گیری باز هم غلط است فرض کنیم تقسیم‌بندی نویسنده درست است؛ نهایتاً او فقط ثابت می‌کند: هیأت حلقه میانی نیست. اما: اثبات اینکه «هیأت حلقه میانی نیست» هیچ نسبتی ندارد با اینکه «هیأت حرکت عمومی نیست». این یک خطای منطقی کلاسیک است: خَلط طبقه‌بندی با تعریف. ۵. تعاریف ارائه‌شده من‌درآوردی و غیرعلمی‌اند نویسنده برای توجیه سه‌گانه‌اش به تعاریفی متوسل شده که هیچ پشتوانه علمی، اجتماعی یا نظری ندارد؛ برای مثال: «در مشارکت هدف انجام کار است» «در جمع‌سپاری کار خرد می‌شود» «در قیام هدف تکثر کنشگران است» این تعاریف نه در علوم اجتماعی وجود دارند، نه در ادبیات مدیریت، نه در منظومه نظری سخنان رهبری. بنابراین نتیجه‌ای که بر آنها بنا شود نیز فاقد اعتبار است. ۶. نقد به ادعا و جایگاه منتشرکننده اهمیت موضوع هنگامی دوچندان می‌شود که توجه کنیم این متن توسط مجموعه‌ای منتشر شده که خود را چنین معرفی می‌کند: «مدرسه حرکت؛ بستری برای به اشتراک‌گذاری تجربیات فرهنگی و اجتماعی حلقه‌های میانی در سراسر کشور.» یعنی خود را مرجع فهم حلقه میانی می‌داند، اما ابتدایی‌ترین نسبت‌های «حرکت عمومی»، «حلقه میانی» و «هیأت» را غلط معرفی می‌کند. اگر چنین برداشت‌هایی تبدیل به مبنای آموزش و فهم حلقه میانی شود، نه تنها به نقش هیأت و سایر گروه‌های مردمی آسیب می‌زند، بلکه اساساً مفهوم حلقه میانی را از کارکرد حقیقی‌اش تهی می‌کند. ✍️ 🔸 یک لیوان شطح داغ @shatah_ir
🚩 واژه‌ها تهی می‌شوند یا ما تاریخ را فراموش می‌کنیم؟ در یادداشتی با عنوان «واژه‌هایی که از معنا خالی می‌شوند» از برادر عزیزم مجتبی مجلسی نقدی جدی به نسبت دادن واژه‌هایی مانند «پوستر» و «تصویرسازی» به خروجی‌های هوش مصنوعی مطرح شده است؛ نقدی قابل تأمل و بخشی از نگرانی طبیعی جامعه خلاق. اما در کنار این دغدغه، یک نکته‌ی مهم معمولاً نادیده می‌ماند: این نخستین‌بار نیست که ابزار تازه، معنا و هویت حرفه‌ای را به چالش می‌کشد. نسلی که امروز نگران ، زمانی خود مقابل نسل قبل ایستاد؛ همان‌وقت که تصویرسازی دستی جای خود را به طراحی دیجیتال داد، یا گرافیک، «هنر» نام گرفت و مرزهای سنتی نقاشی را لرزاند. پر از لحظاتی است که ابزار تازه، زبان و واژه‌ها را دوباره تعریف کرده است. پس شاید فقط تهی‌شدن واژه‌ها نباشد؛ شاید مسئله این باشد که هر بار ابزار عوض می‌شود، ما گذشته‌ی خود را فراموش می‌کنیم. این چرخه تکرار می‌شود، با دست، با کامپیوتر، و حالا با هوش مصنوعی. 🔻«چرخش‌های تاریخی معنا» ✍️ 🔸 یک لیوان شطح داغ @shatah_ir
هدایت شده از استاد عشایری منفرد
بسم ا لله الرحمن الرحیم آیا آقایان نمی‌خواهند به داد برساخت رسانه‌ای «طلبه‌ی جهادی» برسند؟! فیلم احمد، در صدد به تصویر کشیدن جلوه‌ای از مدیریت جهادی انقلاب اسلامی است که با محوریت مدیریت جهادی شهید بزرگوار حاج احمد کاظمی درفرودگاه بم به تصویر کشیده شده است. داستان، چند شخصیت را وارد فیلم کرده که همگی چون خود را در تحت «مدیریت جهادی» و «طرح ذهنی و نانوشته‌ی» حاج‌احمد قرار می‌دهند می‌توانند نقش مؤثر خود را ایفا کنند. حتی چهره‌های وابسته به دولت نیز چون از انفعال دولتی خود خارج می‌شوند، می‌توانند نقش مؤثری در به موفقیت مدیریت جهادی احمد ایفا کنند. گویا هر منزلت اجتماعی، نقش اجتماعی خود را به خوبی ایفا می‌کند. مثلا؛ پزشک بومی شهر، از وقتی که مدیریت احمد را می‌پذیرد، هم نقش پزشکی‌اش را به درستی ایفا می‌کند و هم در منزلت یک مادر، برای ایفای نقش مادری‌اش در گوشه‌ای خلوت، مادارنه دعا می‌کند که خداوند فرزندش را از زیر آوار نجات دهد. جاهل داش‌مشدی که پیشتر ضرب‌شستی نیز از احمد خورده، با تدبیر احمد، به وسیله‌ی خداوند تبدیل می‌شود تا حتی او هم نقشی در نجات فرزند آن مادرـ‌پزشک ایفا کند. استادخلبان بهنگام به هنگامه درمی‌آید و با ریسک پرواز پرخطر شبانه، گوشه‌ای از کار جهادی احمد را پیش می‌برد! استاد دانشگاه‌دیده‌ی مدیریت بحران و نماینده دولت، از وقتی که دست از نق‌زنی برمی‌دارد و تحت مدیریت احمد درمی‌آید، نقش شایسته‌ای در پیشبرد مدیریت جهادی احمد ایفا می‌کند. ⏺️ در میان همه این منزلتهای اجتماعی که هر کدام نقش مؤثری را ایفا می کنند فیلم، با وهن «هویت طلبگی» یک طلبه معمم را نیز به تصویر کشیده که با چهره‌ای ترسیده، منفعل، بی‌هنر، تکیده و مردد در یک نما، با برگزاری نماز جماعت، مزاحم فرود هواپیما می‌شود تا «تضاد سمبلیک نماز جماعت با هواپیمای امداد و نجات» خلق شود! در نمایی دیگر، با مداخله غیرموجّه در کار خانم پزشک، موجب اعتراض استاد دانشگاه‌دیده‌ی رشته مدیریت بحران می‌‌شود تا «تعارض حوزه و دانشگاه» یا مشکل «مداخله‌ی غیرتخصصی روحانیت در امور تخصصی و نخبگانی» به تصویر درآید! یک بار هم که آن طلبه برای انتقال زخمی‌ها به یاری امدادگران می‌آید، در هنگام حمل برانکاردِ یک زن زخمی، به جهت نشنیدن هشدارهای آن زن، موجب گم‌شدن دختر خردسال او می‌شود تا روحانیت به نمادِ «نداشتن گوش شنوا برای شنیدن صدای زنان» تبدیل شود! بماند که در همه‌ی این فیلم، تنها یک زخمی قبل از رسیدن به هواپیما می‌میرد آن هم همان زنی است که برانکاردش را این طلبه حمل می‌کرد! سرانجام دختر یتیم و بی‌پناه آن زن بینوا، تا وقتی که در آغوش این طلبه است، فقط ناله می‌کند ولی وقتی که استاد دانشگاه‌دیده‌ی مدیریت بحران با کاربلدی و مداخله فنّی و هنرمندانه‌‌ی خود او را از جنازه مادرش جدا می‌کند، خنده‌ای بر لب کودک می‌نشیند تا جلوه‌ی دیگری از «کارنابلدی غیرتخصصی روحانیت در بحرانهای اجتماعی» به تصویر درآید! در نمایی دیگر حاج احمد او را از قرائت بلند‌بلند و بی‌فایده‌ی قرآن نهی می‌کند و از او می‌خواهد که به جای این بی‌هدفی و سرگردانی، با ایفای نقش آخوندی خودش، مانع از ویرانی ایمان مردم زلزله‌زده بشود. او برای ایفای نقش خطیب بلندگو را به دست می‌گیرد شروع غیرفنی‌اش هرچند صمیمانه و جذاب است ولی در ادامه سخنرانی‌اش از اثربخشی بازمی‌ماند و «ناتوانی روحانیت در حفظ ایمان مردم» نیز به تصویر درمی‌آید! و عاقبت، در آخرین نمای فیلم، وقتی حاج احمد می‌خواهد نماز بخواند چون خبری از روحانی نیست، نمازش را فرادی می‌خواند! در روزگاری که طلبه‌های جهادی با صلابت و صداقت مشغول فداکاری بی‌مزد و منت در بحرانهای کشور هستند، چه کسی باید از لجن‌مال کردن هویت آنها در سینما دفاع کند؟ مدیر محترم حوزه علمیه، شورای عالی حوزه، یا جامعه مدرسین یا ناله‌ی ضعیف من که به هیچ جا نمی‌رسد؟ ✍️محمد عشایری منفرد 📋دهم رجب المرجب 1447 💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله) 🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
هدایت شده از هنر هیأت
آتش اغتشاش، اعتراض حقیقی مردم را خفه کرد هنرهیأت شبکه هنرمندان فعال در عرصه هیأت @Honareheyat
"کفر متحرک" به اسلام می رسد ولی "اسلام راکد" پدربزرگ کفر است ان‌تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا !!!! ✍️ 🔸 یک لیوان شطح داغ @shatah_ir
🚩 یادداشتی درباره نقد، مسئولیت، و نسبت آن با میدان کنش نقدِ وضعیت تولید هنری، اگر ناظر به عمق‌بخشی و ارتقای کیفیت باشد، بی‌تردید ضروری است. اشاره به خطر ، و بی‌توجهی به ، تذکری است که می‌تواند برای هر جریان مفید باشد. با این حال، در مواجهه با چنین نقدهایی، چند نکته نیازمند تأمل دوباره است. نخست آن‌که، از ، همواره این خطر وجود دارد که فرآیندهای نادیده و دیده‌نشده، به چشم نیایند. این‌که در بخشی از تولیدات، نتیجه به خوش نیامده، لزوماً به این معنا نیست که ملاحظات مخاطب، کنش اجتماعی، یا ضرورت زمانه اساساً محل توجه نبوده است. بسیاری از تصمیم‌ها، انتخاب میان «وضعیت‌های ایده‌آل» نبوده، بلکه حاصل سنجش میان گزینه‌های محدود در لحظه‌ی نیاز به کنش بوده‌اند. دوم آن‌که، نقد وقتی بیشترین اثر را دارد که نسبت خود را با «» روشن نگه دارد. نقدی که صرفاً بر محصول نهایی مکث می‌کند، اما به شرایط تولید، محدودیت‌ها، و ضرورت حضور در میدان بی‌توجه می‌ماند، ناخواسته تصویر ناقصی از واقعیت می‌سازد. در چنین وضعیتی، این پرسش به‌صورت طبیعی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که ، چگونه می‌تواند به اصلاح کمک کند اگر با کنشِ ممکن و موجود نباشد؟ از سوی دیگر، بخش مهمی از مخاطبان این نقدها، نیروهای هستند که در حال آزمون، خطا و یادگیری‌اند. اگر نقد، بدون تفکیک میان «تلاشِ در حال شکل‌گیری» و «بی‌مبالاتیِ تثبیت‌شده» مطرح شود، ممکن است ناخواسته این پیام را منتقل کند که اصل ورود به میدان محل تردید است؛ پیامی که در شرایط نیاز به کنش، خواهد بود. شاید مسئله اصلی، نه نفی نقد باشد و نه دفاع از همه‌ی تولیدات، بلکه در دل میدان است: نقدی که هم محدودیت‌های کنش را می‌فهمد، هم امکان‌های بهبود را نشان می‌دهد، و هم نسبت خود را با ، و حفظ می‌کند. چنین نقدی می‌تواند به «بهتر شدن در حال حرکت» کمک کند؛ بی‌آن‌که و بی‌آن‌که را از ، خالی بگذارد. ب.ن و شاید بد نباشد به این هم فکر کنیم که نقد، صرفاً یک موضع تحلیلی نیست، بلکه خود نوعی کنش است؛ کنشی که مثل هر کنش دیگری، در نسبت با ، و معنا پیدا می‌کند. این‌که نقد در چه لحظه‌ای طرح می‌شود، به چه چیزی پاسخ می‌دهد، و چه افقی را پیش‌روی میدان می‌گذارد، همان‌قدر مهم است که دقت مفاهیم و صحت گزاره‌های آن. نقدی که بتواند جای خالی کنش را پر کند، یا دست‌کم به کنشِ موجود جهت بدهد، به تقویت میدان می‌انجامد؛ وگرنه بیشتر از آن‌که باشد، تبدیل به در می‌شود. ✍️ 🔸 یک لیوان شطح داغ @shatah_ir