هدایت شده از راحیل³¹⁵
در کتاب ِ' ثاقب المناقب ' از امام صادق [ علیه السلام ] نقل شده است که فرمود :
امیمن گفت : به طرف ِمکه راه افتادم ، در جُحفه تشنگی زیادی به من دست داد که ترسیدم هلاک شوم ،
به درگاه خداوند نالیدم و عرض کردم :
یا ربّ ؛ أتعطشني و أنا خادمة بنت نبيك؟
خداوند ؛ مرا ب تشنگی مبتلا میکنی در حالیکه خدمتگزار دختر پیغمبرت هستم؟
همینکه گفتار من به پایان رسید ناگهان سطلی که در آن از آبهای بهشتی بود فرود آمد ، و من از آن اشامیدم .
و به حق ِسرور خودم فاطمه [ سلام الله علیها ] تا هفت سال بعد از آن هرگز گرسنه و تشنه نشدم .
* تقدیم به چنل ِ@I_amalone
فـٰاروْقِالاَعظَم۱۱٠/
ان شاءالله امشب-
اخه چرا آش میدن ولی قاشق نمیدن خب ما اینو چیکارش کنیم:/
اصن من قشنگی کتاب 'داستان بریده بریده' رو دارم نمیتونم ؛ قشنگ توصیف کرده ؛ به زبان ساده بیان کرده و بشدت قشنگهههه !!
هدایت شده از فـٰاروْقِالاَعظَم۱۱٠/
عشقم اگر علیست سرِ دارَم آرزوست
من سر گذشت ِمیثم تمارم آرزوست: )