«ذهنم مشغول و دلم گرفته است و از تماشاچی بودن دیگر خسته شده ام. به محض اینکه به خانه بر میگردم و با خودم تنها میشوم یک مرتبه حس میکنم که روزم به سرگردانی و گم شدگی در میان انبوهی از چیزهایی که از من نیست و باقی نمیماند گذشته است»
- فروغ فرخزاد
هِزارویكشَب*
سالروزِ گرامیداشتِ علی اسفندیاری " نیمایوشیج " ۲۱ آبان ماه ؛
تو را من چشم در راهم ،
شباهنگام
که میگیرند در شاخ تَلاجَن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم ؛
تو را من چشم در راهم ...
-نیمایوشیج ؛
تاحالا به این فکر کردین اگه ازتون بخوان یه نفر ، توی همین لحظه بیاد پیشتون ، حتی از کسایی که جونشونو از دست دادن ، کیو انتخاب میکردین ؟
خیلی سوال قشنگ و سختیه ، نیست؟:))