غم، هنوز و همچنان همراه من است.
به نظر میرسد خیال تمامشدن ندارد ، مگر آنکه همهچیز را از من بگیرد.
سلام بر آنان که ما را ندیده فهمیدند،
نخوانده دانستند و نبوسیده دوست داشتند🫴.
- جبران خلیل جبران-
هم سری ، هم در سری ، هم دردِ سرهای سری ؛
پادشاهی میکنی ای عشق ، تاجت بر قرار:)"
عصر که می شود ،
دلت می خواهد یک چتر باشد و باران ببارد ،
و تمام جهان را قدم بزنی ،
کنارِ کسی که تمامِ حواست را پرتِ خودش کرده : )
هدایت شده از خانهانتهایِخيابان۲۴۵؛
دلتنگم!
گفتنیهایم همینقدر کوتاهاند،
و همینقدر عمیق!