هیچ کس جایِ مرا دیگر
نمی داند کجاست؛
آنقدر در عشقِ او غرقم،
که پیدایم نیست!(:
هِزارویكشَب*
من عاشق چشمت شدم ، شاید کمی هم بیشتر. . .
چیزی در آن سوی یقین ، شاید کمی هم کیش تر :)
هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
من و رزالین دیگه رکوردِ اینکه با دیدن یه چیز یا شنیدن یه کلمه کلی صحنه بیاد جلو چشمون رو شکستیم.