هدایت شده از ر
📪 پیام جدید
💬https://eitaa.com/Inactif/3986 منظورت اسم منه بیچاره (رُنا) با این خانم رومینا است؟!
#دایگو
هدایت شده از ر
📪 پیام جدید
💬https://eitaa.com/Inactif/3990 اسم منه بیچاره انگار چکیده ای از رومیناعه
هرچی من یه دوست دارم اسم خواهرش رومیناست.
#رنا
#دایگو
هدایت شده از ر
_ رنا...به خدا قسمت میدم بیا برگردیم...اون دیگه پیدا نمیشه...
این حرف را برای بار دهم پدرش به او میزد.
برگ های گلی و خیس زیر چکمه های پلاستیکی زردشان له میشد. رونا هنوز امید داشت..خواهرش از ظهر که برای پیدا کرد بلوط به جنگل رفته بود،تا حالا که زمان از نیمه شب گذشته است... به خانه برنگشته!
از بین درخت های غول اسا و بوته های بزرگ صدای خر خر حیوانات شب گرد و بال های پوستی خفاش ها شنیده میشود.
_ نمیخوایین بهم کمک کنین میتونین برین خونه!! من پیداش میکنم!...
و با قدم هایی سریعتر از روی ریشه های تنومند درخت ها رد میشود، نور چراغش را به اطرف می اندازد و بدون اهمیت به شکارچیان جنگلی اسم خواهرش را فریاد میکشد!
پدرش کمی عقب تر از او با چوب بلند و محکمی در دستش قدم برمیدارد.
رونا حس میکند جو سنگینتر میشود. اما نمی ایستد...نفس هایی عمیقتر میکشد.
مه اهسته دورشان را فرا میگیرد و نور چراغ قوه هم به سختی ان را میشکافد.
پدرش دوباره تکرار میکند.._ رونا...خواهش میکنم...
او عصبی سمت پدر برمیگردد. _ من پید-....
پایش میلغزد! پدرش به هوا چنگ میزند تا دست رونا را بگیرد... اما او از دره ساتانا سقوط میکند... چراغ قوه درون مشتش چهره وحشت کرده قبل از مرگش را به خوبی به پدر نشان میدهد...
به زمین سنگی برخورد میکند و جمجه اش خورد و پودر میشود..!
هدایت شده از ر
📪 پیام جدید
💬https://eitaa.com/Inactif/3996 از مرگم راضی بودم شاعرانه یا عاشقانه یا عجیب نبود.. غمگینم
ممنون آقای وینی.
#دایگو
Inactif
📪 پیام جدید 💬https://eitaa.com/Inactif/3996 از مرگم راضی بودم شاعرانه یا عاشقانه یا عجیب نبود..
متاسفم که اینشکلی که میخواستی نبود