eitaa logo
Inactif
234 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
733 ویدیو
21 فایل
https://daigo.ir/secret/540346104 ناشناس اسپرایدرمن بشردوست)🥰☝🏿 https://eitaa.com/joinchat/850265135Cc7a954c7fd لینک گپ(کباب)
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه دیگ اسم ندید لطفاااااااااا🥲😂❤️
هدایت شده از ر
📪 پیام جدید 💬https://eitaa.com/Inactif/3986 منظورت اسم منه بیچاره (رُنا) با این خانم رومینا است؟!
تو یونا و رومینا😂👍
بعد کلی اسم دیگه ام ا دارن اخرشون ک میبینین
هدایت شده از ر
📪 پیام جدید 💬https://eitaa.com/Inactif/3990 اسم منه بیچاره انگار چکیده ای از رومیناعه هرچی من یه دوست دارم اسم خواهرش رومیناست.
می ازش حذف شده
رومینا یکی از بانو های یونانی ه
وقتی مردین نظرتونم بگید که از مرگتون راضی بودید یا ن👍😂
هدایت شده از ر
📪 پیام جدید 💬رُنا
هدایت شده از ر
_ رنا...به خدا قسمت میدم بیا برگردیم...اون دیگه پیدا نمیشه... این حرف را برای بار دهم پدرش به او میزد. برگ های گلی و خیس زیر چکمه های پلاستیکی زردشان له میشد. رونا هنوز امید داشت..خواهرش از ظهر که برای پیدا کرد بلوط به جنگل رفته بود،تا حالا که زمان از نیمه شب گذشته است... به خانه برنگشته! از بین درخت های غول اسا و بوته های بزرگ صدای خر خر حیوانات شب گرد و بال های پوستی خفاش ها شنیده میشود. _ نمیخوایین بهم کمک کنین میتونین برین خونه!! من پیداش میکنم!... و با قدم هایی سریعتر از روی ریشه های تنومند درخت ها رد میشود، نور چراغش را به اطرف می اندازد و بدون اهمیت به شکارچیان جنگلی اسم خواهرش را فریاد میکشد! پدرش کمی عقب تر از او با چوب بلند و محکمی در دستش قدم برمیدارد. رونا حس میکند جو سنگینتر میشود. اما نمی ایستد...نفس هایی عمیقتر میکشد. مه اهسته دورشان را فرا میگیرد و نور چراغ قوه هم به سختی ان را میشکافد. پدرش دوباره تکرار میکند.._ رونا...خواهش میکنم... او عصبی سمت پدر برمیگردد. _ من پید-.... پایش میلغزد! پدرش به هوا چنگ میزند تا دست رونا را بگیرد... اما او از دره ساتانا سقوط میکند... چراغ قوه درون مشتش چهره وحشت کرده قبل از مرگش را به خوبی به پدر نشان میدهد... به زمین سنگی برخورد میکند و جمجه اش خورد و پودر میشود..!
هدایت شده از ر
📪 پیام جدید 💬https://eitaa.com/Inactif/3996 از مرگم راضی بودم شاعرانه یا عاشقانه یا عجیب نبود.. غمگینم ممنون آقای وینی.