16.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دخت عزیز امیر المونین (ع)
خواهر و غمخوار سید الشهدا(ع)
اسوه صبر و استقامت تولدتان مبارک
❤️🌹❤️🌹❤️
زینتِ پدر
خیلی شر بودم... معلمم میگفت: تو قرار بوده پسر بشوی، لحظه آخر نظر خدا تغییر کرده...
از بس شیطنت میکردم، میگفت.
کوچکتر که بودم وضع بدتر بود. میگفتند از دیوار راست هم بالا میرفتی... مرا تشبیه میکردند به آن دخترک خانواده دکتر ارنست...
یک خاطره در ذهنم مانده. رقابت با پسربچههای همسن خودم در فامیل...
مدام میخواندند: دخترا بادکنکن، دست بزنی، میترکن... پسرا شیرن، مثل شمشیرن...
و من همه وجودم خشم میشد که ثابت کنم اصلا هم دخترا چنین نیستند...
چقدر خدا بهم رحم کرد وقتی برای اثبات دختری که او هم شیر است از ارتفاع بلندی پریدم! ارتفاعی که خود پسرها جرأت نکردند بپرند...
کمکم وارد دوران نوجوانی میشدم و از آن بازیگوشیها و سر به هواییها و شیطنتها و بیپرواییها کم نمیشد...
خاطرم هست بچه که بودم، اگر مادر در طول روز گزارش به پدر میداد که دختر خوبی بودم، صبح زیر بالشم یک هدیه کشف میکردم که کار پدر بود... و چه شیرین بود آن روزها...
اما کمی که بزرگتر شدم دیگر این کار پدر ادامه نیافت... تا یک روز صبح در دوران نوجوانی، هنگام جمع کردن تشک، کتابی زیر بالشم یافتم!
تعجب کردم! من اصلا اهل کتاب خواندن نبودم. آن هم چنین کتابی!
زنان اسوه و الگوی اسلام در تاریخ! زینب کبری!
گفتم اشتباهی شده و بیاختیار کتاب را باز کردم. بلافاصله دست خط و امضای پدر را شناختم:
«تقدیم به دخترم؛ به امید آنکه صاحب فرزند صالح و نیکو باشی»
زمین نشستم و حالم دگرگون شد. با خود گفتم: بابا به من کنایه زده! منظورش این است که از من که ناامید است. از اینکه خودش فرزندی صالح داشته باشد... دعا میکند حداقل خودم فرزند صالحی روزیام شود...
تغییر و تحول شاید از آن روز آغاز شد...
خوب خاطرم هست مادر صدایم کرد که وسیلهای را از همسایه کوچه پایینی بگیرم.
باز مثل فنر شدم و لِیلِی کنان و سرخوش در مسیر رفتن، در کوچه بالا و پایین میپریدم که ناگهان یاد نوشته پدر افتادم...
یک دفعه ایستادم. آرام شدم. چادرم را مرتب کردم. از روی جدول کنار کوچه پایین آمدم. قدمهایم شمرده شد. سعی کردم متین و باوقار راه بروم و به خودم گفتم: «بابا! ناامیدت نمیکنم...»
از آنجا و با آن کتابها که خواندنش ادامه یافت؛ معنای دختر بودن، زن بودن، معنای شخصیت، معنای موثر بودن، معنای نقشآفرینی اجتماعی سیاسی و... با اسوههایی که شناختیم، یک به یک در وجود ما چون بذرهایی کاشته شد و جوانه زد و قد کشید و بار داد و به ثمر نشست...
و حضرت زینب کبری سلام الله علیها، چه الگویی شد برای ما دخترها در اثبات درست و واقعی شیرزن بودن در این دنیا...
🇵🇸🇱🇧 ✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشتهای یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند
@ninfrance
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥#کلیپ_مهدوی
🎙استاد رائفی پور
🔸سِرّ نماز اول وقت؟!
⁉️چرا میگن نمازتون رو اول وقت بخونید؟
👌کوتاه و شنیدنی
👈حتما ببینید و نشردهید.
#امام_زمان
💎✨💎✨💎✨💎✨💎
May 11
5.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
••『⏰🎞』••
میدونید اسم این دعای عجیب چیه رفقا؟
✅بهش میگن دعای غریق! و خدا میدونه
چه بسیار شیعیانی که با مداومت بر این دعا از غرق شدن ایمان شون در ایام غیبت امام زمان(عج) جلوگیری کردن
🔴آیت اللهبهجت (ره) در اواخر عمر بابرکتشون میفرمودن:
"وقت خواندن این دعا همین روزهاست. اگر این روزها نخوانیم پس کی میخواهیم بخوانیم؟" عالَم را باخبر کنید
#اللهم عجل لولیک الفرج #
5.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻هر چه که هست در همان یک ساعت باقی مانده به صبح است
✍هرکس که این کلیپ رو ببینه ، دیگه به احتمال زیاد همیشه یک ساعت قبل از اذان صبح بلند میشه...
این ویدئو هم از پست هائی هست که ارسالش به دیگران میتونه برای شما باقیات الصالحات باشه یعنی به ازای هر کسی که به واسطه این کلیپ سحرخیز بشه ، خداوند در روز قیامت شما رو خشنود خواهد کرد
✨ حتماً ببینید و انتشار دهید 👆👆👆
#روضة_الحسین_کوچه_بیوک_یزد
🕌@Rozah_hosein🔻
8.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 با دقت تماشا کنید و برای هر کی ماشین داره بفرستید!
⭕️ با من دقیقاً تهران میدان کتاب سعادت آباد این کارو کردن که اول کمی نگران شدم و ترسیدم چیزی شده بعد شک کردم گفتم زنگ میزنم پلیس بیاد، فرار کردند
🌏 #تخریبچی👇
🆔 @takhribchi110
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فرمول استراحت کودکان🧑🦰👩🦰
👈بعد از درس خواندن، موبایل دیدن و فیلم دیدن ممنوع⛔️
🆔 @khanevadeh_313
هدایت شده از طعم زندگی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 حرف راست رو میگن از بچه بشنوید!😁
✅ طعم زندگی ⇦ @Taam_e_Zendegi
May 11
*حدیث کساء که بصورت شعر نوشته شده است*💥 تقدیم به شما محب اهل بیت که عاشق این خاندان معظم ومعزز هستید لطفأ تا انتها با تأمل وتفکر بخونید لذت میبرید و بیشتر پی به ارزش معنوی حدیث شریف کساء میبرید:
✅این حدیث آمد ز زهرای بتول ،
فاطمه صدیقه بنت الرسول ،
روزی آمد خانه ما مصطفی ،
گفت با حالی شبیه التجا ،
ضعف دارم جان بابا دخترم ،
پهن کن بابا عبایی بر سرم ،
آن عبایی را که دارم از یمن ،
آن عبا بر من بکش ای ممتحن ،
گفتمش بابا بلا دور از شما ،
در پناه مهر و الطاف خدا ،
من کشیدم آن عبا بر روی او ،
یک نظر کردم به ماه روی او ،
صورتی زیبا تر از قرص قمر ،
روشن و زیبا نکو تر از سحر ،
ساعتی بگذشت و آمد مجتبی ،
گفت ای مادر سلام و صد دعا ،
گفتمش مادر سلامم بر شما ،
نور چشمم ای عزیز با وفا ،
گفت مادر خانه دارد عطر گل ،
هست بوی جد ما ختم رسل ،
گفتمش ای نور چشمم بوی او ،
آمده در خانه با گیسوی او ،
رفت نزد حضرت خاتم حسن ،
گفت بابا جان فدایت جان و تن ،
گفت بابا صد سلام و صد درود ،
بر شما ای خاتم رب ودود ،
با اجازه رفت در تحت کسا ،
در کنار مصطفی شد مجتبی ،
بعد از آن آمد حسین و با سلام ،
گفت بوی جدم آید بر مشام ،
گفتمش ای نور چشمانم حسین ،
ای عزیز فاطمه ای نور عین ،
جدتان در خانه در زیر کسا ،
آمده امروز شد مهمان ما ،
با اجازه رفت در زیر کسا ،
در کنار مصطفی شد با حیا ،
بعد از آن آمد علی مرتضا ،
گفت زهرا جان سلامم بر شما ،
بوی یار مهربان آید همی ،
بوی جوی مولیان آید همی ،
گفتم او را یار ختمی مرتبت ،
صاحب خُلقِ عظیم و مرتبت ،
آمده مهمان ما بابای من ،
آمده مانند جان در جسم و تن ،
رفت نزد احمد و گفت این سوال ،
چیست رمز و راز این وقت و مجال ،
با اجازه رفت در زیر کسا ،
در کنار مصطفی شد مرتضا ،
بعد از آن رفتم کنار اهل خود ،
تا بجویم با عزیزان وصل خود ،
ما همه بودیم در زیر کسا ،
دست خود برداشت بابا بر دعا ،
گفت یارب اهلبیتم را ببین ،
بهترین خلق خدا روی زمین ،
خونشان با خون پاک من قرین ،
جسم و جان دارند از من با یقین ،
جسمشان را از بدیها دور کن ،
قلبشان را خانه ای از نور کن ،
لطف کن بر خاندانم با کرم ،
تا ابد آباد گردان این حرم ،
دشمن آنها مرا هم دشمن است ،
پیش چشمم جلوه اهریمن است ،
هر که در دل حُبِّشان دارد به جان ،
می شود محبوب من در دو جهان ،
بانگ حق برخاست از عرش برین ،
کای ملائک بشنوید این با یقین ،
هر چه را من آفریدم در جهان ،
این زمین و جمله هفت آسمان ،
کوه و دریا را اگر من ساختم ،
نه فلک را اینچنین پرداختم ،
هر چه زیبائیست در شمس و قمر ،
ظلمتِ شبها و نور در سحر ،
ساختم اینها به عشق مصطفی ،
ساختم با مهر این اهل کسا ،
بانگ زد جبریل مَن تَحت الکسا ،
صاحب کرسیُّ و مجد و کبریا ،
بانگ حق برخاست زهرا س و پدر ،
معدن ایمان و کان هر گوهر ،
حیدر و فرزند پاکش مجتبی ،
هم حسینِ بنِ علی در کربلا ،
گفت جبرائیل ای رب جلی
میروم من نزد زهرا و علی ،
با اجازه نزد ما زیر کسا
آمد و می خواند ، پیغام خدا
گفت ای پیغمبر عالی مقام ،
می رساند حق به درگاهت سلام ،
هر چه که در کل عالم خلق شد ،
از برای اهل زیر دلق شد ،
گفت از این خانواده تا ابد
دور شد ناپاکی و هر فعل بد ،
جسم و روح خاندانت پاک شد ،
نامشان بر تارک افلاک شد ،
گفت حیدر چیست رمز جمع ما ،
چیست مزد راوی این وضع ما
گفت هر کس نقل کرد این ماجرا ،
در میان دوستان مرتضا
هر غمی دارد خدا شادی کند ،
بر اسیران بانگ آزادی کند
مشکلات جمعشان حل می شود ،
سحر درد و غصه باطل می شود ،
گفت مولا رستگارانیم ما
همچنان گل در بهارانیم ما ،
شیعه با این نقل می گردد سعید
بهتر از این مژدگانی کس ندید ،
شفای تمامی مریضها و رفع بلاها از بلاد مسلمانان بحق پنج تن آل عبا علیهمالسلام "🌹
" التماس دعا🌹❤️