eitaa logo
☆𝑰𝒓𝒂𝒏𝒊𝒂𝒏 𝒂𝒄𝒕𝒐𝒓☆
155 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
240 ویدیو
7 فایل
بازیگر های ایرانی انتهای هنر بازیگری هستند 🎥🎬 این دوربین تماشاچی ساکتی می باشد 🎞🎥 سال تاسیس:1401 ☆𝑰𝒓𝒂𝒏𝒊𝒂𝒏 𝒂𝒄𝒕𝒐𝒓☆ @Iranianactor https://eitaa.com/joinchat/4210033846C64b7348e3a لینک چنله جایگزین عضو بشید 👆🏻👆🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
وااااای هفتاد سی عالیییییی بوددددد 😭✨✨✨
کاوه : صبحونه داشتیم میخوردیم همش به شیما نگاه میکردم حتی یه دیقه هم چششمو از روش بر نمیداشتم. پژواک : دیدم این پسره کاوه همش داره شیما رو نگاه میکنه عصبی شدم لیوان چایی رو محکم گذاشتم رو میز همه نگام کردن ،(با عصبانیت) گفتم :« چیههههه؟! داشت از دستم میوفتاد . » بعدش با اخم کاوه رو نگاه کردم. کاوه : دیدم داره بد نگاهم میکنه خیلی عادی گفتم :« چیزی میزنی؟ آخه احساس میکنم با من مشکل داری. » پژواک : نه چیزی نمیزنم از تو خوشم نمیاد. کاوه : از اول همینو بگو ، منم خیلی از تو خوشم نمیاد. شیما : داد زدم :« بسههههههه! فقط صبحونه بخورید حرف نزنید. » امیر : دیدم اینا دارن اینطوری میکنم از فرصت استفاده کردم یدونه زدم تو صورت هومن گفتم :« آخییییششششش» هومن : عصبی شدم : چتههههههه چرا تهاجمی میشی وحشی. امیر : وحشی مگه اسم سریال نبود؟ 😂 هومن : هرهر نمک 😒
سلام قشنگا ✨☕️
شات از هفتاد سی به زودی..
کاوه : صبحونه رو خوردیم باهم رفتیم سر قرار (پژواک با مریم قرار داشت) ما توی ون موندیم پژواک رفت تو رستوران، شیما سرش تو گوشی بود رفتم پیشش نشستم و گفتم :« سرت شلوغه؟ » شیما : نگاهش کردم گفتم :« نه عزیزم جان؟ » کاوه : ببخشید سر صبحونه داد بی داد کردم شیما : تو که چیزی نگفتی احتیاجی به عذرخواهی نیست هومن : پشت فرمون بودم از تو آینه دیدم دارن چی میگن گفتم :« آره دیگه اشکالی نداره فقط ما چک خوردیم. » کاوه : خندیدم گفتم :« به ما ربطی نداره به رفیق گرمابه و گلستانت امیر خان بگو 😂» هومن : با ایشون که فعلا کار دارم ☺ شیما : هین اینکه بچه ها داشتن حرف میزدن من هدفن گذاشتم پشت مونیتور نشستم تا ببینم تو رستوران چه خبره. کاوه : از ون پیاده شدم رفتم توی رستوران میزه پشت سر پژواک و مریم نشستم. پژواک : منتظر بودم تا مریم بیاد، برام عجیب بود همچین آدمی انقدر دیر کنه. یک ربع بعد... مریم : سلام ببخشید دیر کردم ماشین خراب شده بود. پژواک : سلام! نه مشکلی نداره، خب از کجا شروع کنیم؟ مریم : چقدر پول میدید؟ پژواک : هر چقدر بخواید شیما : گوشیو وصل کردم به کاوه و بهش گفتم :« حواست باشه اشتباهی نکنه. » کاوه : باشه حواسم هست. مریم : خب پس یک میلیارد چطوره؟ پژواک : کم نیست؟ امیر : دیدم پژواک اینو گفت رو به هومن (با ترس) گفتم :« این داره چی میگههههه همینشم زیاده! » هومن : وایسا ببینم چیکارش میکنه. مریم : کم؟ 😂 تازه زیادم هست بیشتر از این یکم غیر منطقیه، من منطقی کار میکنم. پژواک : حالا که اصرار میکنید قبوله، نقد؟ مریم : غیر نقد که نمیشه پژواک : قبوله باهاتون تماس میگیرم یجا قرار بزاریم شما جنس هارو بیارید منم پولارو قبوله؟ مریم : قبوله کاوه : حس خوبی از این پسره نمیگیرم کلا یه مدلیه؛ بلند شدم از صندلی رفتم بیرون و سوار ون شدم. شیما : چیزه مشکوکی ندیدی؟ کاوه : نه دختره باهوشه نم پس نمیده شیما : باید تا وقت قرار حواسمون بهش باشه . کاوه : پژواک بیاد میرم تعقیبش میکنم هومن : آره کاوه تو بری بهتره این پژواک گیج میزنه همین الان داشت بیچارمون میکرد 😂 کاوه : زیر لب گفتم :« بدرد هیچی نمیخوره. » هومن : جانم؟ کاوه : هیچی میگم نه باهوشه فقط هول کردش یکم. پژواک : رفتم سوار ماشین شدم راه افتادم. ...
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسپویل قسمت 11 سریال تاسیان 😭 بازیگر های ایرانی انتهای هنر بازیگری هستند 🎥🎬 این دوربین تماشاچی ساکتی می باشد 🎞🎥 ☆𝑰𝒓𝒂𝒏𝒊𝒂𝒏 𝒂𝒄𝒕𝒐𝒓☆ @Iranianactor
بیچاره سعید همش بخاطره امیر دارع بدبختی میکشه 😭 همش میترسم سعید چیزیش بشه :)
ولی صابر تا قسمت آخر سر پروژه هستش من حس میکنم اتفاقی واسش نمیوفته
سلام قشنگا ✨☕️