⭕️ پنهان کاری در موضوع مذاکره همچنان ادامه دارد ...
🔰خبرگزاری دولت مدعی شده:
«متن نهایی تفاهمنامه تا زمان پذیرش قطعی آن توسط دو طرف منتشر نخواهد شد». https://irna.ir/xjXxyP
✍پرسش مهم این است که چرا و به چه دلیل این متن باید پس از آنکه دشمن امضا کرد در اختیار مردم و نخبگان قرار داده شود و فایده آن چیست؟ (نوش دارو پس از مرگ سهراب)
آیا غیر از این است که انتشار آن پس از امضای دو طرف یعنی اینکه کشور و مردم در کار انجام شده قرار گرفته اند؟!
این نوع مخفی کاری ها بسیار مشکوک است و موجب بدبینی خواهد شد.
چگونه این متن را به دشمنان خونخوار داده اند و آنها می توانند در رسانه های خود منتشر کنند اما مردم و نخبگان، نامحرم هستند و نباید بدانند؟!
🔰رسانه مستقل #پدرفتنه 👇
🆔 @pedarefetneh |
🆔 @pedarefetneh |
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ امشب وزیر امور خارجه بیان کرد:
«مذاکره باعث جنگ نشد؛ مقاومت منتهی به جنگ شد»!
اظهار ضعف آقایان که امام شهیدمان تذکر داده بودند باعث جنگ شد
دشمن احساس کرد ایران ضربه پذیر هست
چرا زمان شهید رییسی حمله نظامی نکرد؟
خطای محاسباتی عراقچی
پر واضح هست
➖➖➖
برای این که بفهمیم مذاکره موجب جنگ شده یا مقاومت، چندین الگو جلوی چشم ماست:
1⃣ یمن (مقاومت): نتیجه ⏪ فرار آمریکا
2⃣ ونزوئلا (پالس مذاکره): نتیجه ⏪ ربودن مادورو و سرقت نفت ونزوئلا
3⃣ لیبی (واگذاری تجهیزات هستهای و نظامی و دلخوش کردن به مذاکرات و وعدهها: نتیجه ⏪ حملهٔ نظامی و تجزیه و جنگ داخلی
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️
همه چیز از اینجا شروع شد...
⚫️
مساله ما مشکل مبنایی و خطای محاسباتی مسولین هست.
آیا اظهار ضعف باعث جنگ شد؟
حرف از خلع سلاح مقاومت
یا
اظهار قدرت، حمایت از جبهه مقاومت، صلابت رهبر شهید، تهدید آمریکا که یکی بزنی ده تا میخوری
ادبیات حاج قاسم: آقای ترامپقمارباز حریفت منم!!
تذکر بجای فاضلی
یکی از مصائب تولیدکننده محتوا با برخی مخاطبانش:
متنهای کامل نخوانده؛ سخنان کامل نشنیده؛ و ویدئوهای کامل ندیده و تقطیع شده؛ و آدمهای نشناخته را قضاوت کرده، نتیجه میگیرند و ناسزا هم میگویند.
مصیبتی است، اما بخشی از فرایند تمرین خویشتنداری و فروتن شدن در دنیای غرور است.
➖➖➖
هرچند باهاش مخالفیم و مبانی اش را اصلا قبول نداریم
ولی حرفش حق بود
محمد دلاوری:
فراموش نکنیم؛ آنها که در خط مقدم جنگ هستند، اطلاعاتی دارند که ما نداریم، قبل از صدور حکم قطعی، و تعیین تکلیف برای میدان، یک«شاید» پشت فرضیاتمان بگذاریم، بازی « اختلاف» میدان و دیپلماسی هم بارها معلوم شده که سرنخش کجاست
➖➖➖
بله ولی نه در زمانی که روایت اول را دشمن چیده
اونجا باید مسولین بیان دقیق روایت اقناعی خودشون را بسازند
نمیشود از مردم خواست قربانی جنگ شناختی نشوند.
قاعده قشر خاکستری بودن قربانی رسانه بودن هست.
عبدالرحمن شلقم
متولد 1949 است و بین سال های 2000 تا 2009 میلادی مسئولیت وزارت خارجه لیبی را برعهده داشت.
«خیانت شلقم»:
---
خلاصه امتیازات شلقم به غرب در هر مرحله:
· ۱۹۹۹-۲۰۰۱ – پذیرش مسئولیت سیاسی پرونده لاکربی → غرب گرفت: پایان مقاومت سیاسی لیبی
· ۲۰۰۳ – تعطیلی کامل برنامه هستهای و تحویل تجهیزات → غرب گرفت: نابودی توان بازدارندگی
· ۲۰۰۴ – پرداخت ۲.۷ میلیارد دلار غرامت → غرب گرفت: پول نقد بدون تضمین
· ۲۰۰۵-۲۰۰۸ – واگذاری میادین نفتی به غرب و لغو قرارداد با روسیه/چین → غرب گرفت: کنترل انرژی و حذف رقبا
· ۲۰۰۹-۲۰۱۰ – همکاری اطلاعاتی با سیا و امآی۶ → غرب گرفت: نفوذ امنیتی کامل
---
نتیجه: شلقم همه برگهای برنده لیبی را یکطرفه داد، اما غرب به جای امنیت وعدهدادهشده، در ۲۰۱۱ ناتو را فرستاد و لیبی را نابود کرد.
▪️مهندسی وارونۀ «امید»؛ تحلیل گفتمانی و امنیتی پیامدهای امید کاذب به مذاکره با آمریکا
👈در چهار بخش منتشر شده 👉
▪️چکیده
این تحلیل به واکاوی دوگانۀ مفهومی «امیدآفرینی» در سپهر سیاسی ایران میپردازد. مدعای اصلی آن است که خوانشی خاص، مفهوم «امید دادن به مردم» را از حوزۀ استحکام درونی و اعتماد به آرمانهای انقلاب جدا کرده و آن را به «امید بستن به مذاکره با آمریکا» تقلیل داده است. این چرخش گفتمانی، با تکیه بر دو گزاره بررسی میشود: نخست، مقایسۀ تطبیقی این خوانش با گفتمان بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، که نشان میدهد جهتگیری امید در منطق ایشان دقیقاً نقطۀ مقابل اتکا به دشمن است.
دوم، تحلیل منطق علّی وارونهای که «مقاومت» را علت وقوع جنگ در مذاکرات معرفی میکند و از آن نتیجه میگیرد که پذیرش خواست غرب مساوی با صلح است؛ گزارهای که پیشتر در دفاع از برجام با کلیدواژههای «رفع خصومت» و «شیفت پارادایم» صورتبندی شده بود.
یافتۀ نهایی این تحلیل این است که ترویج «امید به غرب»، نه یک کنش سیاسی خنثی، بلکه یک عملیات روانی با پیامدهای امنیتی سنگین شامل تضعیف بازدارندگی، تزریق ناامیدی پس از شکست مذاکرات، و ایجاد شکاف مرجعیت فکری در جامعه است.
👇ادامه در پست بعدی👇
---
👆ادامه از پست قبلی 👆
▪️بخش دوم
۱. مقدمه و طرح مسئله
در ماههای اخیر، برخی بازیگران سیاسی با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی، شعار «مردم را ناامید نکنید» را در بستر موضوع مذاکره با آمریکا بازتعریف کردهاند. در این چارچوبسازی، «امیدآفرینی» عملاً معادل «امیدوار کردن مردم به غرب، به آمریکا و به توافق با آمریکا» نشانده میشود. این در حالی است که بررسیها نشان میدهد این برداشت با بنیانهای گفتمانی انقلاب اسلامی، بهویژه اندیشۀ سیاسی امام خمینی(ره)، در تضاد کامل قرار دارد. پرسش اصلی مقاله این است: چرخش مفهومی «امید» از «اعتماد به توان درونی و نصرت الهی» به «امید به مذاکره با دشمن»، چه پیامدهای سیاسی-امنیتی برای نظام اجتماعی و ساختار بازدارندگی کشور به دنبال دارد؟
۲. چارچوب مفهومی: «امید راهبردی» در برابر «امید کاذب»
در علوم سیاسی و امنیتی، «امید» به مثابه یک مؤلفۀ قدرت نرم، عامل انسجام ملی و پایداری راهبردی شناخته میشود (ر.ک: نای، ۲۰۰۴). اگر مخزن امید یک ملت به متغیرهای برونزا و تحت کنترل دشمن گره بخورد، آن جامعه دچار «آسیبپذیری راهبردی» میشود؛ زیرا ناامیدی پس از ناکامی مذاکرات، میتواند به فروپاشی روانی جمعی و بیثباتی سیاسی منجر شود. در مقابل، «امید راهبردی» مبتنی بر باور به تواناییهای درونی، منابع معنوی و مسیر مقاومت، پایدار و غیرقابل تحریم است. تحلیل پیش رو بر اساس این تمایز مفهومی پیش میرود.
👇ادامه در پست بعدی👇
👆ادامه از پست قبلی👆
بخش سوم
۳. تحلیل محور اول: تقابل گفتمان امام شهید (ره) با «امید به غرب»
گفتمان سیاسی امام شهید(ره) بر یک اصل بنیادین استوار بود: نفی وابستگی روانی و راهبردی به قدرتهای استکباری. مستند به تحلیل مضمون بیانات ایشان، سه اصل راهبردی زیر قابل استخراج است که مستقیماً با قرائت «امید از مسیر مذاکره» در تضاد است:
· اصل «عدم اعتماد به دولت آمریکا»: امام شهید(ره) به صراحت و مکرر هشدار میدادند که نباید سرنوشت کشور را به مذاکره با دولتی گره زد که ماهیتش عهدشکنی و سلطهطلبی است. این بیاعتمادی، یک اصل ساختاری و فراتاریخی است و ربطی به تغییر دولتها (دموکرات یا جمهوریخواه) ندارد، هرچند در مورد دولتهایی با خوی تجدیدنظرطلبی آشکار نظیر دولت ترامپ، این هشدار مصداق عینیتری پیدا میکند.
· اصل «چشم نداشتن به دست دشمن»: امام شهیدمان (ره) از مسئولان میخواست «همۀ شئون کشور را به مذاکره با غرب گره نزنید» و «از مردم نخواهید که به غرب اعتماد کنند». این اصل، مستقیماً سیاست «امیدآفرینی از مسیر مذاکره» را نفی میکند و آن را تحمیل یک اعتماد کاذب بر روان ملت میداند.
· اصل «امید به خدا، مقاومت و تبعیت از ولی»: در منطق امام، سرچشمۀ امید، ایمان به نصرت الهی، ایستادگی در جبهۀ مقاومت، و حرکت در مسیر قلهای بود که رهبری ترسیم میکند. این «امید راهبردی» درونزاست و از ارادۀ دشمن مصون است.
نتیجۀ تحلیل اول: تحریف مفهوم امید، نهتنها انحراف از گفتمان امام شهیدمان، بلکه زمینهسازی برای یک «تله روانی» در افکار عمومی است که در صورت بروز شکست در مذاکرات، ملت را دچار سرخوردگی و فروپاشی روحیه میکند.
۴. تحلیل محور دوم: وارونهسازی علت جنگ و احیای پارادایم شکستخورده «رفع خصومت»
محور دوم این تحلیل، به یک استدلال علّی وارونه اختصاص دارد که توسط برخی مقامات مطرح شده است: «علت وقوع جنگ در میانه مذاکرات، مقاومت ما و ندادن خواست طرف غربی بود.» مفهوم مخالف آشکار آن این است: «اگر خواست غرب را میدادیم، جنگی رخ نمیداد.» این گزاره از دو منظر علوم سیاسی و مطالعات امنیتی قابل نقد بنیادین است:
۴-۱. نقد تجربی و تاریخی (شواهد مطالعۀ موردی برجام):
این استدلال کپی دقیق همان روایتی است که در دفاع از برجام با عناوین «رفع خصومت» و «شیفت پارادایم» ارائه شد. تجربۀ برجام یک آزمایش کنترلشده در سیاست خارجی ایران بود:
· فرضیه طرفداران توافق: اگر ایران امتیاز دهد و به غرب اعتماد کند، خصومتها پایان مییابد و صلح پایدار میشود.
· نتیجۀ تجربی (۲۰۱۵-۲۰۲۰): آمریکا ذیل همان توافق، نهتنها تحریمها را لغو نکرد، بلکه خروج یکجانبه ترامپ از برجام، اعمال تحریمهای فلجکننده (فشار حداکثری) و به اوج رساندن تروریسم اقتصادی علیه ملت ایران رخ داد. نقطۀ اوج آن، ترور سردار قاسم سلیمانی به عنوان قهرمان ملی مبارزه با داعش، در خاک عراق و به دستور مستقیم رئیسجمهور آمریکا بود.
· نتیجهگیری: اگر «دادن خواست غرب» مانع جنگ میشد، برجام باید امنیتآور میبود. در عوض، قدرت تهاجمی دشمن افزایش یافت. بنابراین، استدلال مذکور ابطالپذیر است و مقاومت نه علت جنگ، بلکه تنها عامل بازدارنده در برابر جنگ تمامعیار بوده است.
۴-۲. نقد نظری (دکترین بازدارندگی نامتقارن):
در نظریات امنیتی، مقاومت در برابر زیادهخواهی، «علامتدهی» به دشمن مبنی بر هزینهساز بودن تعرض است (ر.ک: شلینگ، ۱۹۶۶). اگر یک بازیگر راهبردی نشان دهد که در ازای تهدید، امتیاز میدهد، تئوری «باجدهی» فعال شده و دشمن را برای طرح خواستههای بیشتر و اعمال فشار شدیدتر تشویق میکند. تجربه لیبی و کره شمالی گواه این حقیقت است:
· لیبی با قبول خواست غرب و کنار گذاشتن توانمندیهای بازدارنده، نهتنها صلح نیافت، بلکه با جنگ داخلی، مداخلۀ ناتو و سرنگونی کامل روبهرو شد.
· کره شمالی با وجود مذاکرات، هرگز هستۀ بازدارندگی خود را تعطیل نکرد و به همین دلیل از سرنوشت لیبی مصون ماند.
👇ادامه در پست بعدی👇
👆 ادامه از پست قبلی👆
بخش پایانی: نتیجه گیری
نتیجۀ تحلیل دوم:
گزاره «مقاومت = جنگ» یک عملیات روانی وارونه است که هدف آن خلعسلاح روانی ملت و نخبگان و تبدیل منطق پرهزینه و افتخارآمیز «مقاومت» به منطق شرمآور «تسلیم» است.
۵. پیامدهای سیاسی-امنیتی ترویج «امید کاذب به مذاکره»
فروکاستن «امید ملی» به «امید به توافق با آمریکا» پنج پیامد امنیتی آبشاری دارد:
۱. تضعیف بازدارندگی روانی: دشمن درمییابد که جامعه هدف، از نظر روانی آمادۀ پذیرش امتیاز برای رسیدن به توافق است و این اهرم فشار را افزایش میدهد.
۲. بحران مشروعیتسازی برای مقاومت: اگر مقاومت علت جنگ معرفی شود، جبهۀ مقاومت در نگاه افکار عمومی تبدیل به تهدید علیه صلح میشود.
۳. ایجاد دوگانگی در مرجعیت فکری: تقابل میان «امید به مذاکره» و «امید به مقاومت» یک شکاف اجتماعی خطرناک میان نخبگان و ملت ایجاد میکند.
۴. ناامیدی انفجاری پس از ناکامی: هنگامی که مذاکرات وعدهدادهشده به نتیجه نرسد (بنا بر ماهیت زیادهخواه آمریکا)، امید کاذب فروکش کرده و ناامیدی حاصله میتواند به ناآرامیهای اجتماعی و بحران سرمایه اجتماعی نظام بیانجامد.
۵. تضعیف دیپلماسی مقاومت: دیپلماسی به جای آنکه بر پایه «قدرت» باشد، بر پایه «نیاز و التماس» شکل میگیرد و میز مذاکره را به محاکمهای برای گرفتن امتیازات بیشتر بدل میکند.
۶. نتیجهگیری و دلالتهای راهبردی
تحلیل نهایی نشان میدهد که عبارت «مردم را ناامید نکنید» اگر به معنای قطع امید از مسیر انقلاب، مقاومت و رهبری و امید بستن به دشمن قسمخورده تفسیر شود، مصداق بارز «تحریف گفتمانی» و یک تهدید نرم علیه امنیت ملی است. امام خمینی(ره) ملت را به «امید واقعی» فراخواند که مبتنی بر اتکا به خداوند، جبهۀ مقاومت و تبعیت از ولی فقیه است، نه چشم دوختن به دست دشمن. در مقابل، این گزاره که «چون خواست غرب را ندادیم جنگ شد» نیز نهتنها یک مغالطۀ علّی است، بلکه نسخۀ بهروزرسانیشده همان پارادایم شکستخوردهای است که ذیل برجام آزموده شد و نتیجۀ آن جز افزایش تحریم و ترور نبود.
دلالت راهبردی: دستگاه سیاست خارجی و رسانهای کشور باید مرز میان «امید واقعی» و «امید کاذب» را پاس بدارد و اجازه ندهد منطق مقاومت – که تنها ضامن بازدارندگی و صلح واقعی است – در محاکم افکار عمومی با تیغ روایتهای وارونه قربانی شود.
پایان
➖➖➖
▪️بازگشت به ابتدای مقاله