جایی...
#اسفند مثل #بادیگارد ، فیلم کالت حزباللهی خواهد شد. گذر زمان، ارزشهای «اسفند» و کاری که «دانش اقبا
«اسفند» بیشک نسبت به «موقعیت مهدی» فیلم بهتر و درستتری است.
میزانسن هنرمندانهٔ هادی حجازیفر، برای ذهنیت و ذائقهٔ تربیتشده و منحرفشدهٔ امروز ما، جذاب و فریبنده است. همین هم باعث میشود این میزانسن هنرمندانه و مهندسیشده را به سادگی و بیآلایشیِ روایت فتحیِ «اسفند» ترجیح بدهیم. در حالی که اثرِ «ما» _ به معنای دقیق کلمه _ «اسفند» است و نه «موقعیت مهدی».
غلط بودن اثر حجازیفر خودش را در فیلم، در میزانسن جبهه و در سریال، در جزئیات و میزانسنهای ضدجنگش نشان میدهد. میزانسن جبهه در موقعیت مهدی، میزانسنی بیمعنا، بیهویت و پوچ است. میزانسنی که میتواند متعلق به هر جنگی در هر جای دنیا باشد. به یاد بیاورید سکانسی که سربازان ایرانی، پشت به خط، روی شیب خاکریز نشستهاند و رو به ماشین سوخته و قمقمههای چای، با چهرههای بیحالت و خسته، به هر انفجار خمپارههای دشمن، واکنش طنزآمیز و نهیلیستی نشان میدهند. یا بدن و حرکت مهدی و حمید باکری پای خاکریز و لابهلای انفجارها و رفتوآمدها را به یاد بیاورید. نیروهایی که مقابل و کنارشان شهید و زخمی میشدند و این دو برادر کوچکترین واکنشی نشان نمیدادند. در نهایت هم شهادت ساده و بیحس و اتفاقیِ هر دو. تنها نقطهٔ قوت موقعیت مهدی، در میزانسنهای هنرمندانه و دقیقِ شهری و خانوادگی فیلم است. در خط مقدم، ما اساساً با چیزی به نام «دفاع مقدس» روبهرو نیستیم.
در مقابل اما «اسفند»، فیلمی گرم، پُرحسوحال و هویتمند است. «امام» در اسفند حضور فیزیکی ندارد اما تبدیل به کارکتری میشود که به قهرمان هویت، و به کنشهایش رنگ و معنا میدهد. با این حال، اسفند دست کم گرفته میشود چرا که ساده و بیادا، براساس زیباییشناسیِ انسانیِ آوینی و روایت فتح ساخته شده و به ذائقهٔ امروز باج نمیدهد.
جریان نقد حزباللهی اما به محصول سینمای آوینی پشت میکند و مجذوبِ زیباییشناسیِ کلاسیک و آمریکاییِ حجازیفر میشود. در خط مقدم این جریان هم، مسعود فراستی قرار میگیرد که از موقعیت مهدی آن استقبال کمنظیر را میکند و از کنار اسفند بیتفاوت میگذرد. در تغییر ذائقهٔ فراستی، قضاوتها و نظرات چند سال اخیرش کفایت میکند؛ از استقبال از فیلم بیهویتی مثل «روزِ صفر» تا تعریف و تمجیدهای غافلگیرکننده از اکشنِ ضعیفِ حمید زرگرنژاد، «شمال از جنوب غربی».
برخلاف ادعا، فراستی هم دیگر به دنبال زلالی و سادگی «دیدهبان» و «مهاجر» نیست و کلاسیکِ فوردی و هالیوودی را ترجیح میدهد. و الا در میان آثار چند سال اخیر دفاع مقدسی، تنها «اسفند» است که فرزند خلف سینمای آوینی، روایت فتح، دیدهبان و مهاجر است.
ما همچنان هر سال، لابهلای فیلمهای تولیدشده، به دنبال اثری از دیدهبان و مهاجر میگردیم اما ذهنیت ساخته با کلیدواژهٔ «فُرم»، منظر و ذائقهای ساخته که دیگر نه روایت فتح میپسندیم و نه دیدهبان و مهاجر. اگر این آثار، در گذر زمان، تبدیل به فیلمهای مهم و اساسی سینمای دفاع مقدس و انقلاب نمیشدند و در ذهنهایمان، جایگاهی نوستالژیک پیدا نمیکردند، امروز با این ذائقهٔ رشدیافته، به راحتی آنها را با کلیدواژههای «کلیشهای»، «شعاری»، «غیرسینمایی» و «نافیلم» کنار میگذاشتیم و با طیب خاطر، به استقبال اکشنهای حرّاف و کلاسیک این سالها میرفتیم.
در حالی که سینمای آوینی پیش از هر چیز به دنبال انسان انقلاب اسلامی بود؛ روایت فتح دوربینش را بیادا و اطوار لابهلای خاکریزها میچرخاند تا انسان انقلاب اسلامی را در حالی که «هر چی امام بگه» به زبان میآورد قاب بگیرد و «و وای بر آنکس که در صحرای محشر سر از خاک بر دارد و نشانهای از معرکهٔ جهاد در بدن نداشته باشد» را طنینانداز کند. همان سینما، دیدهبان و مهاجری میسازد که دغدغهاش نه صرف نشان دادن مبارزهٔ بیرونی میان خاکریزهای ایرانی و بعثی و رد و بدل تیر و خمپاره، که قاب گرفتن بسیجیِ خمینی است. دیدهبان ساخته میشود تا جهاد درونی و اکبر بسیجی در مسیر رسیدن به خط مقدم را نشان دهد _ جهاد اکبری که شرط لازم و پیشینی جهاد اصغر است _ و مهاجر ساخته میشود تا غلبهٔ ایمان و معصومیت بسیجی بر ماشین و تکنیک را به تصویر بکشد. فرزند خلف آن سینما، «اسفند» است که دوربینش را بیادا و اطوار، لابهلای شهر و خاکریز میچرخاند تا بسیجیِ خمینی را به تصویر بکشد، آن اشکِ شوق ایمان و عشق به خمینی را قاب بگیرد و «ما تقلیدیایم، جنگمان حساب و کتاب دارد» را طنینانداز کند. دانش اقباشاوی اینگونه است که پس از سالها، برایمان روایت فتح و دیدهبان و مهاجر میسازد؛ نه تنگهٔ ابوقریب، موقعیت مهدی و غریب.
آنچه که سینمای انقلاب را سینمای انقلاب میکند، جنگ را دفاع مقدس میکند و سربازِ جنگ را بسیجی، امام است. امام است که به آن میزانسن و کارکتر معنا و هویت میدهد. امام صرفاً آکسسواری در صحنه و عبارتی در دیالوگ نیست. اوست که به آن میزانسن و کارکتر هویت میدهد و آن را به تصویر میکشد. آن میزانسن، آن کارکتر، معنا دارد چرا که امام دارد. بیامام، نه «میزانسنِ ما» وجود دارد و نه «کارکترِ ما». نه دفاع مقدسی وجود دارد و نه بسیجیای. اوست که اگر باشد «فیلمِ ما» ساخته میشود و اگر نباشد، فیلم همه چیز هست جز فیلمِ ما.
«اسفند»، با «امام» است که به «فیلمِ ما» مبدل میشود؛ یادگارِ آوینی، روایت فتح، دیدهبان و مهاجر...
#سینما
جایی...
AUD-20250219-WA0000.mp3
10.34M
هدایت شده از ماهنامۀ سوره
نسخه مجازی سخنرانی سید حسن نصرالله.pdf
287.1K
◾️ نبرد جنود الرحمان و جنود الشیطان؛ جنگ هر روز ما
▫️ شهید سید حسن نصرالله
▪️متن جلسهای از سلسله دروس شهید سید حسن نصرالله با عنوان «السیر و السلوك في خط الإمام الخمیني» در سال ۱۹۹۵
بازنشر به مناسبت تشییع پیکر سید مقاومت، شهید سید حسن نصرالله در پنجم اسفند؛ منتشرشده در شمارهٔ «۱۵و۱۶» ماهنامهٔ سوره، مهر و آبان ۱۴۰۳
#نسخه_موبایلی
🆔 @Sourehmagazine
هدایت شده از ماهنامۀ سوره
نسخه مجازی سخنرانی سید هاشم صفیالدین.pdf
390.4K
◾️ مقاومت اسلامی؛ علیه یأس و بنبست
▫️ شهید سید هاشم صفیالدین
▪️گفتاری از شهید سید هاشم صفیالدین دربارهٔ مفهوم شهادت، بهمثابه اساس بنیان حرکت مقاومت اسلامی
بازنشر به مناسبت تشییع پیکر فرماندهٔ مقاومت، شهید سید هاشم صفیالدین در پنجم اسفند؛ منتشرشده در شمارهٔ «۱۷و۱۸» ماهنامهٔ سوره، آذر و دی ۱۴۰۳
#نسخه_موبایلی
🆔 @Sourehmagazine
جایی...
◾️ نبرد جنود الرحمان و جنود الشیطان؛ جنگ هر روز ما ▫️ شهید سید حسن نصرالله ▪️متن جلسهای از سلسله د
mojahdat.mp3
20.81M
از زبان زیبا و الهی خود سید حسن بشنوید...
جایی...
هدایت شده از KHAMENEI.IR
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 «برادرم؛ عزیزم؛ مایه فخرم»
👆نماهنگ رسانه KHAMENEI.IR ویژهی مراسم تشییع شهید سیدحسن نصرالله و شهید سید هاشم صفیالدین منتشر شد
🌷به همراه بیانات رهبر انقلاب اسلامی در نماز #جمعه_نصر
➕ شهید سپهبد سلیمانی: سیدحسن نصرالله، آیت الهی است که در مقابل دشمنان خدا ایستاده است.
💻 Farsi.Khamenei.ir
12.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همهٔ لحظههای ما را یک بار برای همیشه به تصویر کشیدهای و ما را با خلوتمان تنها گذاشتهای ابراهیم.
مثل امروز، مثل حالا...