eitaa logo
جانان؛🇮🇷
365 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
2.1هزار ویدیو
10 فایل
من از آن روز که در بند توام آزادم:) پایان؟!شهادت‌ان‌شاءالله!" کپی؟باذکرصلوات‌برای ظهورآقاامام‌زمان(عج)🕊💚 https://harfeto.timefriend.net/17721441390730 شنوای حرفاتون!✨️
مشاهده در ایتا
دانلود
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ژلوفن‌صوتی‌تصویری ☁️ •⁶²•مؤمنون شَبِـتون‌‌‌مهدوی••¡ッ✨️ اِلتمـٰاس‌دُعـٰا!••📿🤲🏻 یـٰاعَ‌ـلۍمَـدد..••!ッ🕊❤️
جانان؛🇮🇷
『بسم‌اللھ‌ِ الذی‌خَلقَ‌الحُسَیۡن؏ !』
『بسم‌اللھ‌ِ الذی‌خَلقَ‌الحُسَیۡن؏ !』
فرق است میان کسی که در است و آنکه شهادت به انتظار اوست !
جانان؛🇮🇷
ازش‌پرسیدم‌:دوست‌داری‌روی‌قبرت‌چی‌بنویسن؟! کمی‌فکرکردوگفت: آن‌کس‌که‌توراشناخت‌جان‌راچه‌کند؟! فرزندوعیال‌وخانمان‌راچه‌کند؟! دیوانه‌کنی‌هردوجهانش‌بخشی... دیوانه‌ی‌توهردوجهان‌راچه‌کند؟! درنهایت‌هم‌همین‌شعرروی‌مزارشون‌نوشته‌شد! به‌روایت‌دوست‌شهیدمصطفی‌صدرزاده✨🍂
جانان؛🇮🇷
#شهادت_امام_باقر
و سلام بر باقرالعلوم🖤 بر ۵ساله ی کربلا . . .
امام‌محمد‌باقر عاشورازنده‌نمی‌گذاشتند‌تورا اگرنامت‌علی‌بود! خدامی‌خواست‌تورا‌محمد‌صد‌ابزند تابمانی‌وماندگار‌کنی تمام‌علی‌های‌شهید‌را(:
هدایت شده از جانان؛🇮🇷
دوستان یه کادو ویژه داریم برا عید غدیر قراره روز عید غدیر یه شارژ ایرانسل و همراه اول بفرستیم حالا ببینم قسمت کدومتون بشه😊🫀 اجرکم عندالله🌱
جانان؛🇮🇷
نام : شهید روح الله قربانی تولد : 1 / خرداد / 1368 محل تولد : تهران شهادت : 13 / آبان / 1394 محل شهادت : سوریه _ حلب _ روستای تل عزان سن : 26 مزار : تهران _ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) _ قطعه 53 _ ردیف 87 _ شماره 6 خلاصه ای از زندگی : سلام و درود خدا بر تمام مدافعان حرم ، من پاسدار روح الله قربانی فرزند سردار داود قربانی هستم . من متولد محله هفت‌ تیر و بزرگ شده شهرک محلاتی تهران بودم . مادرم در ابتدا نام من را عباس گذاشته بود اما دوهفته بعد از تولد من ، امام خمینی به ملکوت اعلی رهسپار شد و مادرم نام من را به روح الله تغییر داد . دست روزگار در پانزده سالگی مادرم را از من گرفت و بعد از آن من خیلی بیشتر تنهایی را احساس می کردم . خداراشکر که من توفیق این را داشتم که چند سال شاگرد حاج آقا مجتهدی تهرانی باشم و از وجود این عارف برجسته بهره ببرم . در کنکور دانشگاه هنر قبول شدم و در کنارش در کلاس‌های انیمیشن حوزه هنری هم شرکت می کردم ولی زمانی که جذب سپاه شدم از دانشگاه انصراف دادم و بعد از اینکه از دانشگاه افسری امام حسین(ع) فارغ ‌التحصیل شدم ، در یگان نیروی قدس مشغول به کار شدم چون اهل کار اداری و دفتری نبودم . سال ۱۳۹۱ با وساطت یکی از آشنایانم با خانم زینب فروتن عقد کردم و از آن به بعد همسرم شد شریک تمام روزهای سهل و سخت زندگی ام . دوسال بعد که سی چهل روز قبل از شهادت شهید رسول خلیلی بود ، مراسم عروسی ما بود . شهید خلیلی نیز در مراسم عروسی ام شرکت داشت ، رسول خلیلی از بچه های نیروی قدس بود . وقتی رسول شهید شد ، من جای رسول و به عنوان فرمانده تخریب تیپ سیدالشهدا قرار گرفتم . من خیلی به صله رحم اهمیت می دادم و حتی اگر نمی توانستم هرماه به فامیل و آشنایان سر بزنم حتما با تماس تلفنی جویای احوال آنها می شدم و این یکی از کارهای همیشگی زندگی مشترک ما شده بود . وقتی دوباره در دانشگاه رشته مترجمی زبان انگلیسی قبول شدم ، در سوریه بودم زیرا غیرتم اجازه نمی داد که بی حرمتی به حرم و ظلم در سوریه را ببینم و دست روی دست بگذارم و دوبار راهی آن دیار شدم . دفعه اولی که به سوریه رفتم و برگشتم مأموریتم 59 روز طول کشید و اولین سالگرد ازدواج‌مان را کنار همسرم نبودم . سیزدهم شهریور دوباره اعزام شدم و مدتی که آنجا بودم 54 روز می‌شد . در روزهای آخری که مأموریتم تمام شده بود ، ساکم را جمع کرده بودم تا برگردم . شهید قدیر سرلک را دیدم که می ‌خواست برود تا لوازم بیاورد . من با او همراه شدم . با ماشین رفتیم و وسایل را برداشتیم . هنگام برگشت وقتی من از ماشین پیاده شدم ، ناگهان ماشین مورد اصابت موشک قرار گرفت و منفجر شد . بر اثر انفجار هر دوی ما شهید شدیم و جانمان را بر سر آرمانی که داشتیم نهادیم و به لقاءالله پیوستیم . همسر شهید : روح الله به سوريه نرفت كه شهيد شود . او براي هدفش رفت كه دفاع از ارزش ها و اعتقاداتش بود . او مثل همه جوانان كشورم سرشار از اميد و آرزو بود . دوست داشت سردار شود و پنج بچه داشته باشد . روح الله می‌گفت من از شهادت فرار نمی‌کنم ولی ما باید برویم ، بجنگیم ، نابود کنیم و ریشه ظلم را بکنیم ، اگر خدا خواست به شهادت می‌رسیم ؛ و خدا خواست و روح الله عاقبت به خیر شد و به فیض شهادت رسید . همسر شهید : روح الله دور روز بعد از شهید صدرزاده که خود را در لشکر فاطمیون جا کرده بود و حالا به شهادت رسیده بود به شهادت رسید . همان شب دو باره زنگ زد و به من گفت : حتماً سخنان همسر شهید صدرزاده را گوش کن و پیگیر باش و ببین که بعد از شهادت همسرش چه محکم ایستاده و بدون هیچ ترسی مثل کوه از شهادت همسرش صحبت می‌کند . 💌منبع هادیون