جِدال .
همه چیز تقصیرِ چشمهاست ، امان از چشم و امان از نگاه! _جِدال
از قیدِ خطّ و زلف، امیدِ نجات هست
بیچاره عاشقی، که شود مبتلای چشم .
برای فرار از غم، مجبور میشی برای خودت
بیارزش و بیاهمیت جلوهش بدی..ولی بازم
داری خودتو داغون تر میکنی.'
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آن کو در این مزار شریف آرمیده است ؛
ام البکاء ؛ رقیهیمحنتکشیدهاست..
اومدم بگم احساس نفس تنگی میکنم، اینو خوندم دیدم چقدر راست میگه:
«آنقدر ریخته در سینه غمت بر سر هم
که به تشویش، در او نیمنفس میگنجد..»
جِدال .
برای فرار از غم، مجبور میشی برای خودت بیارزش و بیاهمیت جلوهش بدی..ولی بازم داری خودتو داغون تر
تلاش کن اندوهت را دوست بداری شاید برود،
به رسم آن چیزهایی که دوست داشتی و رفتند..!
بنظرم سخت ترین نوعِ دوست داشتن؛
اینه که دوستش داری ولی اون حتی اسمتم به گوشش نخورده، اون برخلاف تو متوجه نبودنت توی جمع نمیشه، اصلا مهم نیستی براش..
حتی در حد یه غریبه!(:
جِدال .
بنظرم سخت ترین نوعِ دوست داشتن؛ اینه که دوستش داری ولی اون حتی اسمتم به گوشش نخورده، اون برخلاف تو
به شدت دوستت دارم ، ولی خاموش و پنهانی ؛
که این زیباترین عشق است ، ولی در اوجِ ویرانی!
جِدال .
اومدم بگم احساس نفس تنگی میکنم، اینو خوندم دیدم چقدر راست میگه: «آنقدر ریخته در سینه غمت بر سر هم
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش .*
وصال شرایطی داره و از بین همهش، تنها تو
توی قلب ِمن جا گرفتی و...
«امید من به وصالت ، امید آن مردی است
که گفت ماهی ِسرخ از سراب می گیرم»