بخوام رو راست باشم هیچوقت تا حالا توی کاری صد خودمو نزاشتم و همش تنبل بازی در آوردم و با 30 40 درصد کارو جمع کردم ولی خب فک کنم هیچوقت ازین کارم راضی نبودم(حتی اگه نتیجه ی نسبتا خوبی بهم میداد)
درباره ی تعامل با دیگران باید بگم که معلومه باید تعامل داشته باشی. اینکه خودم آدم اجتماعی و برونگرایی هستم رو فاکتور بگیریم حتی به عنوان یه آدم درونگرا که با آدما حال نمیکنه هم باید تعامل داشته باشی. به هر حال هر چقدرم تنهایی رو ترجیح بدی بازم یه زمانایی هست که به وجود یه دوست یا چندتا دوست نیاز داری
نمیدونم چیچی!
درباره ی تعامل با دیگران باید بگم که معلومه باید تعامل داشته باشی. اینکه خودم آدم اجتماعی و برونگرا
تنها بودن چیز بدی نیست خیلیا با خودشون بیشتر حال میکنن تا با دوستاشون(خودمم خیلی وقتا پیش میاد که تنهایی رو ترجیح میدم) ولی اینکه بخوای کلا تنها باشی و هیچکس رو توی دایره ی دوست هات جا ندی چیز خوبی نیست
نمیدونم چیچی!
الان باید آزمون بدم بعدش وسایلا رو جمع کنم و ساک رو ببندم(بلاخره داریم برمیگردیم) احتمالا تو جاده و
بیاین واستون تعریف کنم چی شد
خوش به حال اونایی که قراره تو اتاق فرار با رسم شکل بهشون توضیح بدم چه اتفاقی افتاد(قابل توجه ممد و آبار و خسرو)
از اونجایی که دوتا از دخترخاله هام خوششون نمیاد اسمشونو ببرم به اونی که راش ندادن میگیم خانوم ایکس به اون یکی که باهامون اومد میشه خانوم وای
یه جمع بندی کنم برای اینکه قاطی نکنین:
من
داداشم(۱۳ سالشه)
پسرخالم(اونم ۱۳ سالشه)
دخترخاله بزرگم(بهش میگیم فاطمه جون و ۲۷ سالشه که رسما سرپرست ما بود🤣)
خانوم وای(۱۴ سالشه)
نمیدونم چیچی!
خوش به حال اونایی که قراره تو اتاق فرار با رسم شکل بهشون توضیح بدم چه اتفاقی افتاد(قابل توجه ممد و آ
مغز تو کلهم نیست؟ قراره تو اتاق فرار بهشون توضیح بدم؟🤣🤣🤣
منظورم مدرسه بود