⚪
🔻 *نصیحت: در یک اسکویید گیم هستیم. جبهه داری های جمهوری اسلامی را جدی نگیرید*
پیرامون بیانیه جبهه اصلاحات این نکته عرض شد که اولا بیانیه را مسخره نکنیم چون حقیقت جمهوری اسلامی، همین بیانیه است و نه چشم انداز 1404 یا بیانیه گام دوم. و ثانیا، اعتراضمان به آن محلی از اعراب ندارد چون همین الان هم جمهوری اسلامی همین است که این بیانیه میگوید.
حالا باید اضافه کرد که اساسا مناظرات (debates) انقلابی و ضدغربی نظام سیاسی را هم هیچگاه باور نکنید.
🔻دوره دانشجویی ما صرف واژگان *«نفوذ، استحاله، سند 2023، دولت جوان حزباللهی و ...»* شد. اینها را سازوبرگ تبلیغاتی کشور به عنوان مرز منازعات سیاسی مشخص میکرد. قبل از ما نیز دانشجویان دهه 80 و 70 درگیر ادبیات *«شبیه خون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، تکنوکراتها، دیپلماتها و ...»* بود. در بالاترین تریبون تا پایین ترین میگفتند دشمن با 2030میخواهد حیا را از نسل ما بگیرد. نیروی حزب الله را به این واسطه خرج منازعه با حسن روحانی و معادله قدرت میکردند. امروز خنده دار نیست؟ بند به بند 2030 را سازمان ملل اگر میآمد اجرا میکرد به دستاوردهای اتحاد مقدس جمهوری اسلامی میرسید؟
*سروش و قبض و بسط تئوریک شریعت و اسلام رحمانی* معادل کفر بود. حالا شریعت نظام سیاسی چنان قبض پیدا کرده و اسلام جمهوری اسلامی چنان رحمانی شده که در مخیله روشنفکری دینی هم نمیگنجید.
وضعیت امروز از حیث ناتوی فرهنگی، استحاله، منویات 2023 و... با آن سالها غیرقابل قیاس است. آن اگر ناتوی فرهنگی بود این عملا هزیمت فرهنگیست. اما میبینیم جمهوری اسلامی حتی در الهیاتیترین و نظامیترین (انقلابی ترین)لایههایش مشکل خاصی با آن ندارد. نفوذ در دهه 90 کجا و امروز کجا! اما نه تنها مشکلی وجود ندارد بلکه همه ملزم به حمایت از شخصیتهایی هستند که در دهه 90 به عنوان نفوذی، خواص نادان یا خائن به صورت غیر مستقیم و مستقیم مورد اشاره قرار میگرفتند.
🔻 *انگار کل تاریخ جمهوری اسلامی و مناظرات اجتماعیش تا سال 1401 عملا یک دروغ بزرگ بود.* انرژی فرساییهای بی دلیل. سی سال تاریخِ هیچ. آدمی یاد سریال «اسکویید گیم» میافتد. جوانان انقلاب تیکه پاره شدند برای هیچ. بدون آنکه بدانند در مرحله بعد برایشان چه چیزی آماده شده؛ والبته صاحبان قدرت در لذت تماشا و صحنه گردانی.
🔻 *آن روزی که «مصلحت نظام» ایجاب کرد، دیگر هیچ اصلی مهم نبود و هر آنچه خیر بود به یک شب مصداق شر و هر آنچه شر مطلق بود به یکباره خیر نامیده شد.* امروز که اینجا ایستادهایم، از منظر هیئت حاکمه جمهوری اسلامی، همه زد و خوردهای رسانه ها و روزنامه ها و تشکلهای دانشجویی و... در سه دهه 70،80 و 90 یک دعوای زرگری و خندهدار بود. البته به بهای اسلام؛ به بهای انقلاب اسلامی، به بهای صدها هزار شهید دفاع مقدس و صدها شهید مظلوم مدافع حرم، به بهای مثله شدن عجمیان و آرمان، به بهای خون دل حضرت امام (ره) و به بهای جوانی ما و نسلهای قبل ما.
خود را حیف اینها نکنید.
اگر گفتند مذاکره ممنوع است، جدی نگیرید؛ اگر گفتند با اقتدار مذاکره کردیم، باز جدی نگیرید. اگر گفتند پیروزیم، جدی نگیرید. اگر گفتند همیشه قصد نابودی اسرائیل داشتیم، جدی نگیرید. اگر گفتند با آمریکا چنین و چنان میکنیم، جدی نگیرید؛ اگر گفتند حکومت مستضعفانند، اگر گفتند از حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) دفاع میکنیم، جدی نگیرید؛اگر گفتند راهحل در انقلابیگریست، اعتنا نکنید، *اگر گفتند «جمهوری» «اسلامی»، جدی نگیرید.*
✍️رضا باقری پور.
⚪
ولی چون آنها همچنان از او سؤال میکردند، عیسی سر بلند کرد و بدیشان گفت: *«از میان شما، هر آن کس که بیگناه است، نخستین سنگ را به او بزند.»* ... با شنیدن این سخن، آنها یکایک، از بزرگترین شروع کرده، آنجا را ترک گفتند...
عهد جدید ، کتاب یوحنا، باب ۸
...............
🔻در ماجرای برجام و ماشه، تنها هویت استعمارستیز و استقلال طلب کشور، یعنی همین «حزباللهی مستضعف» است که دامنِ پاک دارد. همانی که جلوی مجلس «تحصن» کرد و به سفارشی سیاسی بساطش برچیده شد و یا آنی که در حرم حضرت معصومه به اعتراض نشسته بود و به دستوری امنیتی در همان حرم از گزمه حکومتی کتک خورد.
*این مستضعفین هنوز هم علیه معصیت های فراوان ائتلاف نامقدس کارگزاران نظام مقدس ، تحصن میکنند. هنوز مامور به آنها حمله میکند. هنوز شعله استقلال و دیانت را در برابر تندباد «تصمیم قوه عاقله نظام» حفاظت میکنند و اسم خود را پای هیچ قرارداد استعماری نمیبرند. نه مصوبه برجام نه مصوبه حفظ انسجام اجتماعی با الغای اسلام شعام.*
برجام یکی از دهها معصیت وفاقی نظام سیاسی ماست. روحانی سنگ نخواهد خورد، جز اندکی، همه گناهکارند. همه.
✍🏻رضا باقری پور
♦️ دبیر شورای عالی فضای مجازی:
🔹 حتی پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، حجم حملات سایبری کاهش نیافته
🔹 ایران همچنان در حال نبرد در فضای مجازی است
🔹 این حملات به دلیل کم هزینه و کم خطر بودن، ابزار اصلی دشمنان برای ضربه زدن به کشور است
🚩سوم خرداد🚩
♦️ دبیر شورای عالی فضای مجازی: 🔹 حتی پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، حجم حملات سایبری کاهش نیافته 🔹 ایران
خب پس تا کی قرار است که شما مسئولین به رغم عالم بودن از تهاجم سایبری دشمن، همچنان ذلیلانه در خدمت دشمن عمل کنید و خود را به آب و آتش بزنید تا جاسوس افزارهایش رفع انسداد شود؟
این اصرارهای بیجای امثال دولت مردان، دیگر جهل و ساده لوحی نیست بلکه خیانت محض و مطلق است و بس.
یا حق
هدایت شده از بیداری ملت
🔴این نوزاد درگیر با مشکلات تنفسی در بیمارستان بستریست و برای درمان به کمک شما نیاز دارد
🔹این نوزاد از خانوادهای بیبضاعت بوده و تحت هیچ پوشش بیمه ای قرار نداشته و خانواده او توان پرداخت هزینه های درمان را ندارند و نـوزاد همـچنان با مشکلات تنفسـی مواجـه اسـت.
▪️برای کمک به این خانواده، دیگر محرومان و بیماران و سایر امور اجتماعی کمکهای خود را به نام «خیریه راه امید فردای ما» به شماره کارت زیر واریز نمایید:👇
6037997750017007🔻خیریه راه امید، مجموعهای مطمئن و معتبر برای خیرات شما؛ گزارش کمکها در کانال خیریه👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2644967486Cb15e3276d1
وضعیت مملکت را ببینید
این همه مشکل و مساله را رها کردند و چسبیدند به کنسرت یک هنرمندنمای بی اهمیت
البته این حقیقت ج. ا است که اقتصاد و معضلات فرهنگی برایش ذره ای اهمیت ندارد و تخدیر مردم را جایگزین حل معضلاتی چون ناترازی و ریزش ارزش پول و فقر و فلاکت میداند
مشکل اساسی البته ناترازی عقل کارگزاران کشور است
🚩سوم خرداد🚩»
🔴واقعا حوزه زنان در ایران کدام سو میرود ؟
▪️واکسن HPV واکسنی هست که غرب برای پیشگیری از برخی بیماریهای مقاربتی و سرطان دهانه رحم تجویز میکند! اما اینکه یه عده دنبال واکسیناسیون ملی hpv هستند جای بحث و نقد دارد که به چند مورد اشاره میکنیم !
▪️اولا ما با موج های جدید آسیبهای سبک زندگی ولنگار زن زندگی مواجه شدهایم که پزشکان برای مراقب به دختران واکسن تجویز میکنند !
دوم: شاید مدعی هستند که برای پیشگیری از سرطان دهانه رحم تجویز میکنیم ! مگر چند درصد زنان ایران دچار این سرطان هستند که همه زنان و دختران ایران مجبور به تزریق چنین واکسن پر خطری بشوند که هنوز هیچ اسناد قوی مبنی بر پیشگیری این واکسن از سرطان، حتی در غرب ارائه نشده است !
◀️و نکته آخر اینکه برخی کشورها مثل ژاپن و هلند تجویز این واکسن را به خاطر مرگ زنان ممنوع کرده و در این باره کتابی هم توسط برنده نوبل نوشته است اما در ایران به دنبال تبدیل کردن به نسخه ملی هستند !
◀️و سوال آخر ما این است چرا در این کشور دستورات دین و سبک زندگی اخلاقی و عملی را برای حفظ سلامت زنانمان نادیده گرفته و سراغ روشهای پر خطر و آسیب زا میرویم ، طوری که برای چند صدم درصد سرطان رحم چند درصد زنان و دختران جانشان را از دست دهند !
✍عالیه سادات
🚩سوم خرداد🚩»
زر مفتی زد و این خواهر محترمه جوابش را دادند! اما نکته اینجاست که این الدنگ پانترک در این کشور چکاره است؟ پاسخ: ماجرای دربار و حکومت پهلوی است! بطور نامحسوس تفکر و عملکرد آنها برگشته. آنها کراوات میزدند این هیچ کاره فضول نمی زند! اما در جمهوری اسلامی افرادی بی خاصیت و گستاخ با همان روش برگشته اند!
✍️حسین سلیمی تهرانی
🚩سوم خرداد🚩»
⭕️ وحدت به سَبکِ والاحضرت
🔹یوسف پزشکیان:ما در سال ۵۷ انقلاب کردیم.کاری کردیم که بسیار جلب توجه کرد.پر سر و صدا و پر هیجان.اشغال سفارت،جنگ با عراق، راهپیماییها،شعارها،مسئله هستهای و ... همیشه بهانهای وجود داشت که دیگران بتوانند درباره ایران حرف بزنند...
اجازه دادیم درباره ما حرف بزنند.کارهای نکردهمان را هم با بلندگو فریاد زدیم. نتیجهاش شد«آش نخورده و دهن سوخته».شاید لازم باشد به فکر یک تجدید نظر اساسی باشیم.
🔹رئیسجمهور طی ۳ ماه اخیرو به طور متوسط در هر روز ۲ بار درباره وفاق و ضرورت آن صحبت کرده است.اما چرا فرزند ایشان(که چند ماهی است در نهاد ریاست جمهوری شاغل شده!)مشغول تکرار عبارات کهنه ضدانقلاب داخلی و خارجی است؟ آیا منظور پزشکیان وفاق با ضدانقلاب است؟(مقصود پسر پزشکیان از تجدید نظر اساسی چیست؟به نظر آقازاده پزشکیان ما جنگ با صدام را شروع کردیم که عبارت "جنگ با عراق" را به کار می برد؟نکند منظورش این است که نباید در برابر تهاجم صدام،دفاع می کردیم؟؟)
🔹مدتهاست که اگر یک چهره انقلابی، پزشکیان و دولتش را نقد کرده یا درباره خائنان و کاسبان برجام روشنگری انجام بدهد،فرهیختگان اطراف قالیباف و حامیان پزشکیان با چماق وفاق حسابش را می رسند و رسانه ملی ممنوع التصویرش می کند! آیا مملکت به تنظیمات عصر پادشاهی بازگشته؟ والاحضرتها مجازند هر چه بگویند و هر چه می خواهند انجام دهند( هر چند همنوایی با ضدانقلاب و زیر سوال بردن ۴۵ سال حرکت ملت مسلمان ایران باشد!) اما مردم عادی و رعیت زادگان حق نقد عملکرد فاجعه بار و دشمن شادکن پزشکیان و اطرافیانش را ندارند و اگر چنین کردند به ضدیت با ولایت و همراهی با اسرائیل متهم و با مشت آهنین"وفاق بانان"مواجه می شوند!
▪️در این میان جای خالی نماینده مشهور به "تو غلط می کنی!" به شدت احساس می شود!
به نظر این نماینده محترم،سخنان پسر پزشکیان وحدت شکن است یا انسجام آفرین؟؟
#آپارتایدِ وفاق
#دیکتاتوری وفاق
✍محمد صادق کوشکی
🚩سوم خرداد🚩»
⚫️
🔺این عکس از لحظه به اسارت درآمدن قهرمان چزابه است.
شهید ماشاءالله پیل افکن در ادامه عملیات منطقه چزابه، تنهایی شش شبانه روز در مقابل و پشت جبهه دشمن، بدون وقفه برای نجات تیپ ۷۷ خراسان از محاصره، با دشمنان بعثی جنگید و آن قدر از مهمات ذخیره و دپو شده دشمن استفاده کرد تا؛ مهمات آن محدوده به پایان رسید، آن گاه با لبان تشنه و بدن خسته و گرسنه و چشم ترکش خورده ای که ۶ شبانه روز نخوابیده بود ، به تنهایی به اسارت دشمن در آمد.
اين قهرمان نا شناخته ایران به تنهایی ، دو شبانه روز گردانهای زرهی و پیاده دشمن را زمین گیرکرد تا تیپ مشهد از محاصره رهایی یابد.
دشمنان بعثی ، خشم خود را با شکنجه های متعدد برایشان ، ازجمله بریدن دو دست توانمندش از بازو ، بیرون آوردن دو چشم او ، شکستن دندان هایش ، کندن پوست سر و جمجمه اش و همچنین کندن محاسن شریفش با پوست و گوشت صورتش و با نشاندن صدها گلوله بر پیکر پاکش ، از او انتقام گرفتند و عاشقانه به ديدار حق شتافت.🥀
🪴این شهید عزیز ۲۰ ساله ، از روستای اسپاهی کلا دابو شهرستان آمل می باشد.
‼️ چرا این قدر در معرفی قهرمانان بی نظیرمان کوتاهی میشه؟ در حالی که دشمنان ما برای بچه های ما قهرمانان پوشالی درست میکنن!
🌺 یاد و نامش گرامی باد.🇮🇷
نثار روح بلندش ، حمد و سوره و صلوات
🚩سوم خرداد🚩»
🗒 سخنگفتن در وادی عقلِ سرخ:
به قدرِ قداست یک «جامه»
مهدی جمشیدی
۱. امسال برای سخنرانی در نشست سالگرد شهادت شهیدسیّداسدالله لاجوردی دعوت شدم. هرچند بهیقین، هرگز بضاعت و لیاقتِ سخنگفتن دربارۀ ایشان را ندارم، اما امر جمعیِ یارانِ نزدیک ایشان، مرا برانگیخت و در درونم شوق آفرید. اینان کسانی هستند از نسل دوم انقلاب که بهطور مستقیم، درگیر مبارزه با گروهکهای ضدانقلاب بودهاند و آنچه را که نسل من، یعنی نسل سوم انقلاب، خواندیم و شنیدیم، لمس کردهاند. تجربههای فراوان دارند و فهمِ بیواسطه. در دشوارترین شرایط انقلاب، در میدان خطر ایستادهاند و در میانۀ مرگ و زندگی، تنفّس کردهاند. اینهمه در یک سو، و همکاری اینان با شهید لاجوردی در سوی دیگر. «اصحاب لاجوردی» هستند و همانند او میاندیشند. دلباختۀ مرام و منش او هستند و لاجوردی در نظرشان، یک «قدیسِ مجاهد» است. صد افسوس که نسل من از این مردان تاریخی، چندان خبری ندارد و حلقههای ارتباط و فهم، گسسته است. باید در جمع این بزرگانِ دهۀ شصتی نشست و نکتههای تاریخی شنید. آن دهۀ پُرحادثه و خونین، همۀ هویّت اینان را صورتبندی کرد. بههرحال، من در عین اینکه خویش را درخورِ سخن گفتن نمیدیدم و رسم ادب را در شنیدنِ محض میدانستم، در آن جمع تاریخی و حادثهدیده سخن گفتم. بیان من در اینچنین محافلی، ترکیبی از «برهان» و «خطابه» است؛ هم استدلال و هم حماسه، هم عقل و هم عشق، هم منطق و هم شوق. آنچه از گفتارهای لاجوردی شنیدم نیز اینگونه بوده است. عهد انقلابی، چنین اقتضائی دارد؛ باید به «عقلِ سرخ»، تن در داد و منطق را به عرفان، متّصل کرد.
۲. احساس من این بود که خلوص و ایمان و معنویّتِ لاجوردی، همچنان در دل و جان اینان، زنده است و اینان یاد و ذکر لاجوردی را مایۀ طراوت باطن خویش میانگارند. آن گذشتۀ قدسی را میستایند و با لاجوردی و خاطراتش، سرمست میشوند. آن سیّد مظلوم، آن شهید سفرکرده، آن انقلابیِ قاطع، یاران را نیز به رنگ خویش درآورده و همۀ وجودشان را تصرّف کرده است. لاجوردی برای اینان، یک خاطرۀ شیرین نیست، بلکه فلسفۀ زندگی است. با او دلخوش هستند و اکنونشان را در آئینۀ آن گذشتۀ ملکوتی میبینند. اینهمه، برآمده از عظمتهای معنوی و ایمانیِ شخص لاجوردی است؛ فقط باید او را شناخت و فهم کرد. بر من نیز حدیث شیدایی رواست؛ از هنگامۀ شناختن این شهید، به حیرت افتادم و با شوق و شور، دربارهاش خواندم و هرچه بیشتر خواندم، بیشتر احساسِ تعلّقخاطر در درونم شکل گرفت. اندیشه و عمل او، همان مطلوبهای من بودند و من در عَجب بودم از اینکه در عمق دهۀ شصت، چنین اسطورهای وجود داشته است. جریان چپ مذهبی – که از دهۀ هفتاد، اصلاحات خوانده میشود – کوشیدند پس از دهۀ شصت، سه شهید را در «بایکوت» و «سایه» و «سکوت» بنشانند و به این واسطه، آنان را حذف کنند؛ سیّدحسن آیت، عبدالحمید دیالمه و سیّداسدالله لاجوردی. این هر سه، از پرچمداران نزاع فکری با جریان چپ مذهبی بودند. آیت و دیالمه، سرسختانه با میرحسین موسوی، دستبهگریبان شدند و دربارۀ او افشاگری کردند، اما در همان آغاز راه، حذف شدند. در صحنه و عرصهای دیگر، لاجوردی با این جریان مواجه گردید و کشمکش دیگری شکل گرفت. ماجرای دهۀ شصت را باید از دریچۀ تفکّر این سه فهم کرد.
۳. پس از پایان سخنرانی، دختر گرامی شهید لاجوردی نزد من آمد و گفت مادرم میخواهد با شما سخن بگوید. ایشان را زیارت کردم. همسر مکرّمه شهید لاجوردی، مرا به مِهر و محبّت خطاب کردند و گفتند: گفتههایت، دردهای ناگفتۀ چند دهۀ گذشتۀ ما بود و تو چه زیبا و درخور، آنها را مزیّن به کلمه کردی و به تصویر درآوردی. گفتند: جگرمان سوخته بود از کجروایتهای مغرضان دربارۀ شهید و از کنایهها و طعنهها و مصلحتاندیشیها، اما در سخن تو، تیغ برّندهای بر ملاحظههای ناصواب کشیده شد و حقیقتِ مظلومیّتِ سیّدشهید، بیان گردید. گفتند: شفاعت او نصیبت باد. عرضه داشتم: پیش از این، از شما صله و هبهای طلبیده بودم. گفتند: مهیّاست! جامهای بهجامانده از آن شهید، برای تو تدارک دیدهام. خشنود شدم و وعدۀ ملاقات گرفتم. به قدر قداست یک «جامه»، قرابت به سیّد مظلوم، توفیقیست گرانمایه برای عاشقی که از معشوق خویش، مهجور است. خط لاجوردی نباید پایان یابد؛ دشمنانش در قدرت رسمی و غیررسمی، همچنان حضور دارند و در پی استحالۀ انقلاب هستند. نزاع بر سرِ تداوم «ماهیّت انقلاب»، همچنان مسألۀ اساسی است و اینان، به حربهها و حیلههای گوناگون چنگ میزنند تا شاید ورق را برگردانند. افسوس که در دورۀ پس از لاجوردی، فتوحاتی داشتهاند و در درون حاکمیّت، بذرهای استحاله و تجدیدنظر و ترمیدور را پاشیدهاند.
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
🚩سوم خرداد🚩»
🗒 ترمیدور، در میزند:
نظام یا نظامِ انقلابی؟!
مهدی جمشیدی
۱. در اوایل جوانی، آثار علی شریعتی را میخواندم. در نوشتههای او، گرۀ دوگانۀ «نهضت/نهاد» یا «انقلاب/نظام»، گشوده نشده بود و وی نمیتوانست بپذیرد که این دو با یکدیگر، قابلجمع هستند. در آثار علامه مطهری نیز اینطور آمده بود که مراسم عاشورا، مصداقِ تبدیل نهضت به نهاد است؛ چراکه ما آن را از حرکت و خیزش و جنبش تهی کردهایم و به نوعی عادتِ فرهنگی، فروکاستهایم. پس از وقوع انقلاب اسلامی، علامه مطهری بیست سخنرانی دربارۀ این انقلاب ایراد کرد و در یکی از آنها هشدار داد که شور انقلابی، در حال تقلیلیافتن است و از جمله، اینکه مساجد بهعنوان گرانیگاههای جنبش انقلابی، از رونق افتادهاند. مطهری در نوشتهای دیگر، تصریح کرد که البته، انقلاب، فرزندخور نیست، بلکه غفلتِ فرزندان انقلاب است که موجبات استحالۀ انقلاب را فراهم میکند. او در همان ابتدا، مطالعۀ انتقادیاش را آغاز کرد و آفات ششگانهای را برای انقلاب برشمرد، که یکی از آنها، نفوذ آدمها و ایدئولوژیهای غیرانقلابی به درون ساختار رسمی است.
۲. ده سال بعد، هاشمیرفسنجانی به آغازگاه روندی تبدیل شد که از آن با اصطلاح «ترمیدور» یاد میشود. یرواند آبراهامیان، به صراحت، این روند را به وی نسبت داد. حقیقت نیز همین است که هاشمیرفسنجانی، بازاندیشیِ هویّتی را در دستورکار خویش قرار داد. رهبر انقلاب، از نیمۀ دهۀ شصت، احساس میکردند که رگههایی از تجدیدنظرطلبی شکل گرفته و میرود که انقلاب از سوی انقلابیها، مسخ شود. ازاینرو، پیش از شروع دولت هاشمیرفسنجانی، انذارهایشان را علنی کرده بودند. بااینحال، موجی که هاشمیرفسنجانی در پیش گرفته بود، غلیظ و بنیادی بود. بدینسبب، رهبر انقلاب در چهار قلمرو، با سیاستهای وی تقابل داشتند: «اصالت فرهنگ/اصالت اقتصاد»، «اشرافیگری/سادهزیستی»، «تکنوکراتیسم/جهادیاندیشی» و «توسعه/عدالت». در پایان دولت وی، رهبر انقلاب هشدار دادند که میخواهند «طبقۀ نوکیسه» به وجود بیاورند و به نام سازندگی، در پی «مادّیگری» هستند.
۳. در دولت خاتمی، ضلع دیگری از روند ترمیدور آغاز شد که معطوف به سیاست و فرهنگ بود. اینک، بسترهای اقتصادی مبتنی بر لیبرال-سرمایهداری در متن حاکمیّت و جامعه، فراهم شده بود و این نوع ساختار معیشتی، اقتضائات خاصی در سبک زندگی داشت. بهاینترتیب، طرح «دموکراسیسازیِ سکولار» و «تساهلوتسامحِ لیبرالی» نیز که در اتاق فکرِ لیبرالهای ایرانی نگاشته شده بود، به اجرا درآمد. این جریان، به سرعت دریافت که مانع اصلی در مسیر پیشرویاش، رهبر انقلاب است. ازاینرو، از بازی با نظریۀ ولایتفقیه آغاز کرد و به ترور شخصیّت خود ایشان رسید. رهبر انقلاب در این دورۀ تاریخی، دشواریهای بسیار تلخی را تحمّل کردند و هرچه در توان داشتند را برای بازدارندگی بهکار گرفتند. ایشان بعدها تصریح کردند که در دولت اصلاحات، «سکولاریسم» در حال نفوذ به درون ساخت رسمی بود. این منازعۀ هویّتی، در دولت حسن روحانی نیز ادامه یافت. اگر لیبرالهای ایرانی مدّعی بودند که باید میان «انقلاب» و «اصلاح»، یکی را انتخاب کرد، تکنوکراتهایی همچون او میگفتند که باید میان «انقلاب» و «نظام»، یکی را برگزید.
۴. این مقدّمۀ مفصّلِ تبارشناسانه بدین سبب گفته شد که اشاره کنم، تنها اصطلاحی که در بیانیۀ گام دوّمِ انقلاب، نظریه خوانده شده است، تعبیر «نظامِ انقلابی» است. رهبر انقلاب، در این لحظۀ تاریخی، تیر را به هدف نشاندند و با بهکارگیری تعبیر «نظریۀ نظامِ انقلابی»، تصریح کردند که گذار از انقلاب، بیمعنی است و حتّی نظام نیز بدون انقلاب، چونان «کالبدِ بدون روح» است. مفهومپردازی ایشان، در واکنش به سه دهه تلاش نیروهای لیبرال و تکنوکرات در جهت براندازی خاموش یا استحالۀ انقلاب بود؛ در این حال، ساختار اسمی و حقوقی بر جا میماند، اما ساختار رسمی و حقیقی برچیده میشود. اینکه لیبرالها و تکنوکراتها، همواره مدّعیاند که چهارچوبهای نظام را قبول دارند، به معنی حمایت آنها از نظام است، نه نظامِ انقلابی.
۵. چندیست که این خطر مهلک را بیش از همیشه احساس میکنم و در اینباره، مینویسم. متأسّفانه در اثر انفعال جبهۀ انقلاب، فضای انقباضی شکل گرفته و پیشرویهای جریان سکولار، فزونی چشمگیری یافته است؛ بهطوریکه وارد چرخۀ ترمیدور شدهایم. این، برداشت و تفسیر من از موقعیّت انقلاب است. مرا به جُرم نوشتن این تحلیل، به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب متهم میکنند و نامم را در کنار نامِ بدنامانِ مرتد مینشانند و مرثیۀ سقوط و انحطاطم را میخوانند. با کسیکه بیشترین متون را در دفاع از انقلاب نگاشته، و بیشترین حجم مناظرات را با لیبرالها داشته، و از ساعت چهاروسی دقیقۀ صبح بیستوسه خرداد، دربارۀ جنگ نوشته، چنین میکنند...
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
🚩سوم خرداد🚩»