💢بنزین خانواری؛ بازتولید فاجعۀ بازار ارز در مقیاس ملی
✍🏻دکتر سیدیاسر جبرائیلی
🔹طرح «سهمیۀ بنزین خانوار»، که قرعه اجرای آن به نام آقای پزشکیان زده شد، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت، و نه قابلمهار.
🔸این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد: قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.
🔹چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند؛ صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.
🔸در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند. این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: عرضۀ بیعجله در برابر تقاضای بیچاره. نتیجهاش یک نظم نیست؛ یک جهش قیمتی است.
🔹امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم؛ رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود؛ تورمی که از جیب تمام جامعه بیرون کشیده میشود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!
🔸بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد، و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود، و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.
🔹مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود.
🔸به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد. قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی، و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.
🔹و پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.
🔸طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند. این منطق نه عدالت تولید میکند و نه کارآمدی؛ بلکه اقتصاد را به شیب لغزندهای میبرد که انتهایش بحران است.
🔹واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.
🔸جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.
🚩سوم خرداد🚩»
💢 آقایان چرا در مورد شکست پروژه انرژی برای هر فرد در کیش که پایلوت اجرا شد سکوت کردند؟
صفهای طولانی بنزین، قیمتی که هر روز بالاتر میرفت و..
🔹ثروتمندان میتوانستند سهمیه مازاد بر مصرفشان را بخرند، اما فقرا پس از اتمام سهمیه مجبور به خرید با قیمت جهانی شدند.
بهینه سازی فقط برای فقرا شد!
✍🏻علی نیکوکار
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ایزدخواه: وزیر کار باید ۲۰۰۰ نفر را به عنوان هیئت مدیره شرکتها منصوب کند! از این رانت و سیاسیبازی در نمیآید؟/ چه کسانی در مجمع تشخیص و مجلس مخالفند که شرکتهای خصولتی را به مردم بدهیم؟!
هدایت شده از لشکر قدس
♦️وزارت نفت افزایش قیمت بنزین را تکذیب کرد
🔹وزارت نفت خبر منتشر شده در برخی کانالها و صفحات مجازی مبنی بر «عرضه بنزین آزاد با نرخ ۵۵۰۰ تومان از شامگاه ۳۰ آبانماه به نقل از وزیر نفت» را تکذیب کرد.
🚨 به لشکر سایبری قدس بپیوندید
https://eitaa.com/joinchat/542441666C7e7c280a3b
🚩سوم خرداد🚩
♦️وزارت نفت افزایش قیمت بنزین را تکذیب کرد 🔹وزارت نفت خبر منتشر شده در برخی کانالها و صفحات مجازی
آبان ۹۸ هم از این تکذیب ها زیاد بود...
به گزارش تابناک به نقل از عصرایران؛ محمدمهدی صدیقی، فرزند کاظم صدیقی بامداد امروز درگذشت؛ گفتهاند او بر اثر ایست قلبی فوت کرده است.
در نخستین نگاه به این مرگ، نکات زیر به ذهن متبادر میشود:
۱ - در وهله نخست، فارغ از همه حواشی و صرفاً از منظر اخلاق و انسانیت، درگذشت او را به بازماندگانش تسلیت میگوییم. مرگ، بیش از آن که برای متوفی دردناک باشد، بازماندگان را در هم میشکند، خاصه اگر فرد فوت شده، در سن و سال متعارف مرگ نباشد. محمدمهدی صدیقی، هنگام مرگ، ۴۸ سال داشت. خداوند از سر تقصیرات او و همه ما بگذرد.
۲ - روزگار عجیبی است؛ تا همین چند وقت پیش، صحبت از باغ ۴۲۰۰ متری ازگل بود که صدیقیهای پدر و پسران به طور غاصبانه به اسم خود زده بودند و حالا، حکایت یک وجب خاک است به نام قبر.
حضرت علی علیه السلام میفرمایند: ما اکثر العبر و اقل الاعتبار (چه بسیارند عبرتها و چه اندک است عبرت گرفتن!)
🚩سوم خرداد🚩
کاش همه ما از صدرنشینان قدرت تا شهروندان محنت، آنقدر خردمند باشیم که از کنار ماجراهای عبرت آموز با بی اعتنایی عبور نکنیم، پندهای مسیر زندگی را به جای آن که با پا کنار بزنیم، با دست برداریم و بر صفحه آگاهی مان بگذاریم.
هندوها، رسم دارند که خاکستر مردگان را به بدن شان بمالند تا نشانهای باشد از هم نشینی مرگ و زندگی با یکدیگر. ما چنین آیینی نداریم ولی اگر در عین لذت بردن از زندگی و نعمت هایش، "مرگ آگاهی" قرین مان باشد، آن وقت، کمتر دیگران را ناآسوده میکنیم و بیشتر به آرامش میرسیم.
۳ - محمدمهدی صدیقی در حالی درگذشت که نامش در پرونده باغ ۱۰۰۰ میلیارد تومانی ازگل مطرح بود. او همچنین به همراه همسرش با اتهامات مالی دیگری مواجه و تحت تعقیب قضایی بود.
سخنگوی قوه قضائیه در هفته آخر مهر ماه امسال در این باره گفته بود: برای متهمین پرونده به اتهام مشارکت در کلاهبرداری و ادعای نفوذ در قوه قضاییه در ۱۷ شهریور ماه کیفرخواست صادر و پرونده ۷ مهرماه امسال به دادگاه صالحه ارسال شد و در هفته آینده شعبه ۱۰۶۵ دادگاه عمومی مقید به رسیدگی شده است.
🚩سوم خرداد🚩
کاش همه ما از صدرنشینان قدرت تا شهروندان محنت، آنقدر خردمند باشیم که از کنار ماجراهای عبرت آموز با
با این اوصاف، قاعدتاً اوایل همین آبان ماهی که در آن هستیم، پرونده باید در دادگاه مورد رسیدگی قرار گرفته باشد. هنوز خبری در این باره منتشر نشده است ولی شاید خبر خوبی در پرونده برای متهمان وجود نداشته است که محمدمهدی صدیقی قبل از مرگ گفته بود: از قضایای اخیر دارم دق میکنم.
هر چند طبق قانون، برای فرد متوفی قرار موقوفی تعقیب صادر میشود ولی دو نکته در این باب وجود دارد که حتماً دستگاه قضایی بدانها واقفتر است: اول این که برغم فوت یکی از متهمان، چنان چه حقی از بیت المال یا اشخاص حقیقی و حقوقی بر عهده او بوده باشد، باید استیفا شود و نکته دیگر آن که درباره سایر متهمان پرونده نیز انتظار اطلاع رسانی دقیق میرود.
۴ - متهم پرونده کلاهبرداری و ادعای اعمال نفوذ در دستگاه قضایی، در حالی در خانه خودش درگذشت که قبلاً خبر بازداشت او و همسرش در رسانهها منتشر شده بود. با این حال، با درگذشت او مشخص شد که وی دستکم هنگام فوت در بازداشت نبوده است. وقتی قوه قضائیه خبر بازداشت کسی را منتشر میکند، کار حرفهای آن است که اگر متهم به هر دلیلی، مانند تبدیل قرار و تبرئه، از بازداشت بیرون بیاید، این را هم اطلاع رسانی کنند نه این که با سر و صدا بگویند که فرزند فلان مسوول را بازداشت کردیم و بی سرو صدا - ولو قانونی - آزادش کنند.
۵ - واقعیت این است که بسیاری از مردم به آنچه در سپهر سیاسی کشور میگذرد بی اعتماد شدهاند و همه چیز را با عینک تردید و حتی انکار مینگرند. مثلاً در همین فقره درگذشت پسر صدیقی، در همین ساعات ابتدایی انتشار خبر، این شایعه پیچیده که او نمرده است و به دروغ خبرش را منتشر کردهاند تا از کشور خارج و پرونده اش بسته شود و از این حرفهای مبتنی بر تئوری توهم توطئه!
🚩سوم خرداد🚩
با این اوصاف، قاعدتاً اوایل همین آبان ماهی که در آن هستیم، پرونده باید در دادگاه مورد رسیدگی قرار گر
هر چند در این فقره میشود با دعوت از خبرنگاران مستقل برای دیدن واقعیت، به این تصورات پایان داد ولی واکنشها نسبت به این مرگ، میتواند هشداری باشد برای مسوولان که بدانند مردم تا چه اندازه دلخور و بی اعتماد شدهاند.