💢 وقتی ابزارِ حاکمیت، توی دهن دولت میزند!
🎙مجیدرضا حریری
🔹آیا ما در وضعیت جنگی هستیم یا نه؟ اگر جنگ است ــ که نشانههایش کم نیست ــ دیگر نمیتوان با ژستهای بزکشدهی «اقتصاد آزاد»، یا با دوگانهسازیهای سطحیِ «قیمتگذاری دستوری/غیردستوری»، مسئله را توضیح داد. در جنگ، اقتصاد نیز ماهیت جنگی پیدا میکند: منابع کمیاباند، اولویتها امنیتی میشوند، و هر منفذی که به رانت و انباشت قدرت بینجامد، دیر یا زود به صورت یک کانون نفوذ و تصمیمسازی ظاهر میشود.
🔸در چنین وضعی، تراستها و بنگاههای بزرگ ــ که باید ابزار حکمرانی باشند ــ بهتدریج با شبکههای ذینفع و حلقههای الیگارشیک همپیوند میشوند. ناگهان میبینید همان مدیری که با مُهر حاکمیت بر صندلی نشسته، با نهایت خونسردی اعلام میکند «اصلاً ارز نمیآورم، نمیفروشم». چند روز ارز به بانک مرکزی عرضه نمیشود؛ نرخ بالا میرود؛ و در نهایت با لحنی طلبکارانه گفته میشود: «منابع ارزی در اختیار ما نیست.» یعنی منابعی که باید در دست سیاستگذار باشد، در جیب همان مهرهای است که خودِ حاکمیت او را برگزیده و منصوب کرده است. حکمرانیای که نتواند بر کارگزاران و ابزارهای خود اعمال اقتدار کند، دیر یا زود دچار اختلال و فرسایش میشود؛ چون نقطهی آسیب از بیرون نیست، از درون است.
🔹واقعیت تلخ این است که بخش عمدهای از صادرات غیرنفتی در اختیار شرکتهای بزرگ شبهحاکمیتی است: صندوقهای بازنشستگی، ستادها، بنیادها، آستانها و مجموعههایی از این دست. اینها در معنای دقیق کلمه «بخشی از حاکمیت»اند؛ و مدیرانشان نیز غالباً حقوقبگیر همان ساختارند. اما وقتی کار به منافع میرسد، نوعی حق ویژه برای خود تعریف میکنند: از یک سو در تخصیص خوراک، انرژی، سوخت و تسهیلات، از مزیتهای سنگین و یارانههای عظیم بهره میبرند؛ از سوی دیگر، هنگام بازگرداندن ارز، ناگهان پرچم «مالکیت خصوصی صادرکننده» و «آزادی بازار» را بالا میگیرند؛ گویی یارانهها و حمایتها و امتیازها، استالینی و دستوری بوده، اما تکلیف بازگشت ارز باید آدام اسمیتی و بازارمحور باشد.
🔸در این میان، برخی مقامهای اجرایی با جملات نرم و مصاحبههای مطبوعاتی میکوشند مسئله را مدیریت کنند: «شرکتهای دولتی ارز را برنمیگردانند»، «باید بررسی کنیم»، «پیگیری میشود». اما در شرایط جنگی، این جنس تعارفها نه درمان است و نه حتی مسکن. وقتی یک بنگاهِ وابسته به حاکمیت، ارزِ حاصل از رانتِ منابع عمومی را بازنمیگرداند، مسئله دیگر «اختلاف نظر کارشناسی» نیست؛ مسئله «نقض نظم حکمرانی» است. اگر دولت یا بانک مرکزی در برابر چند مدیر منصوبِ خود ناتوان باشد، پس طرفِ مقابل میفهمد که هزینهی تمرد پایین است و سودش بالا؛ و همین کافی است تا تمرد از رفتار فردی به رفتار سیستمی تبدیل شود.
🔹آنگاه شبکهها فعال میشوند: رسانه، روزنامه، لابی، آدمهای نفوذی در اتاقها و شوراها، کرسیسازی در کمیتهها و کارگروهها؛ و در نهایت گفتمانسازی. مینشینند و با صدای بلند میگویند: «ارز مال صادرکننده است!» اما این گزاره وقتی از زبان صادرکنندهی خُرد شنیده شود یک حرف است، و وقتی از دهان مجموعهای بیرون بیاید که با گازِ ارزان، سوختِ ارزان، خوراکِ ارزان و تسهیلاتِ یارانهای تولید میکند و محصولی را صادر میکند که از سر تا پایش بر شانهی سوبسید ایستاده، معنایی دیگر دارد. اینجا «حق» تبدیل به «پوشش» میشود: پوششی برای تبدیل ثروت ملی به منفعت خصوصی، آن هم با تکیه بر ابزارهای حاکمیتی.
🔸خطر دقیقاً همینجاست: حاکمیت برای دور زدن تحریمها، برای تولید، برای صادرات، برای تابآوری، ابزار ساخته است؛ اما اکنون ابزار از کنترل بیرون میرود، و حتی پا را فراتر میگذارد: دولت میسازد، رئیس بانک مرکزی میسازد، تعیین تکلیف میکند، و هر وقت لازم باشد همان دولتی را که باید فرمانده میدان اقتصاد باشد، در میدان بیاعتبار میکند. در چنین صحنهای، مسئله صرفاً «بازار ارز» نیست؛ مسئله «حاکمیتِ تصمیم» است: اینکه فرمان در دست کیست، و هزینهی نافرمانی را چه کسی تعیین میکند.
🔹اگر جنگ است، باید با منطق جنگی حکمرانی کرد: شفافیت مالکیت و ذینفع نهایی، تفکیک دقیق صادرکنندهی خرد از ابرصادرکنندهی یارانهخوار، قواعد سختگیرانهی بازگشت ارز، و مهمتر از همه احیای اقتدار دولت در برابر مهرههای منصوب خودش. و اگر جنگ نیست، دستکم باید با خود صادق بود و پذیرفت که این «بیدستی» در برابر شبکههای درونساختاری، از جنس خطای تکنیکی نیست؛ نشانهی مسئلهای عمیقتر در معماری حکمرانی است.
🚩سوم خرداد🚩»
https://eitaa.com/June3rd
دولت باید درست کار کند یا کار درست را انجام بدهد؟
به باور من و آنچه علوم سیاسی بر پایه آن بنا شده، وظیفه حکومت، هدایت جامعه در راستای اهداف نظام ارزشی حاکم و اصول و هنجارهای عمومی و اختصاصی حاکمیت است.
یکی از ارزش های بنیادین که شکل گیری جوامع بشری و حکومت ها بر آن استوار است، برقراری نظم عمومی است و افراد خوب یا بدی که با نظم عمومی مشکل دارند، بعنوان خلافکار شناخته می شوند.
آنچه باعث شد متن حاضر را بنویسم، اتفاقات شهرستان ملکشاهی در استان ایلام است. جایی که همین چند سال اخیر به شهر تبدیل شده و تا قبلش روستا بود.
اکنون حکومت وظیفه دارد، نظم را به این شهر برگرداند. ولی حکومت وظیفه دیگری هم دارد. اینکه کار درست را انجام بدهد. کار درست در شرایط کنونی، بستن تمام راه های ارتباطی به این شهرستان، قطع خدمات دولتی اعم از آب، برق و گاز و حتی اینترنت، جلوگیری از ورود کنترل نشده کامیون های حامل مواد غذایی و دارو به این شهرستان است. دولت باید تمام مواد غذایی در این شهرستان و همچنین سایر شهرستان هایی که میزبان شورشیان بوده و خرابی هایی به بار آمده جیره بندی کند.
اصلا قرار نیست بیت المال صرف بازسازی ویرانی هایی شود که شورشیان و ویرانه طلبان و غارتگران به بار آورده اند.
دولت حتی یک بانک را هم نباید تعمیر کند. شاید در نگاه اول، خیلی بی رحمانه دارم می گویم. ولی این دقیقا کاری است که دولت ۱۳ برعکسش را انجام داد.
دولت ۱۳ در شرایطی که سقز کانون شورش های ۱۴۰۱ بود، بلافاصله پس از آرام شدن شورش ها، به آنها بابت شورشی که کردند، پاداش داد و فرودگاه سقز را برایشان تکمیل کرد. چیزی که دولتمردان قبل از رئیسی، آن را رها کرده بودند و در یک رویکرد درست، می گفتند شهر کوچکی به نام سقز چه نیازی به فرودگاه دارد؟
اکنون دولت ۱۴ نباید اشتباه دولت ۱۳ را تکرار کند و به اغتشاشگران بابت اغتشاش پاداش ندهد.
بازسازی ویرانه ها و جاهایی که غارت شده باید با پول خود مردمان ملکشاهی انجام شود. باشد تا متوجه شوند که دولت پول مفت ندارد که خرج شورش اینها کند.
در تمام دنیا، قانونی وجود دارد که اگر در اعتراضی، خسارتی وارد شود، کارگردانان اعتراض باید از جیب خودشان، خسارت را جبران کنند. اکنون هم باید این قانون در ایران اجرا شود.
هزینه جبران خسارت ها باید از اموال شخصی دستگیر شدگان جبران شود و اگر بگویند اینها بچه هستند و پول ندارند، از طریق اموال پدر و مادرشان و حتی کسر از حقوق بستگان درجه ۱ و ۲ دستگیر شدگان.
🚩سوم خرداد🚩
دولت باید درست کار کند یا کار درست را انجام بدهد؟ به باور من و آنچه علوم سیاسی بر پایه آن بنا شده، و
و البته یارانه نقدی تمام افراد دستگیر شده هم مادام العمر قطع شودــ
یک نکته دیگر اینکه تمام سلبریتی هایی که حتی یک استوری در حمایت از آشوب در صفحه شخصی شان منتشر کردند ،الساعه اموالشان ضبط و به نفع بیت المال مصادره شود.
و همچنین علاوه بر ممنوع الخروجی مادام العمر ،یک دهه یا حتی بیشتر از کار محروم شوند.
اینطور دیگر هیچ هنرمندنمایی هرگز جرئت نمیکند در هیچ کدام از تنش ها ،آتش تنش را شعله ور کند.
تک تک دانشحویان و اساتید هتاک هم باید اخراج شوند
نمیشود با این همه باج دادن حکمرانی کرد.
🔻نیروی عملیاتی موساد در ایران اعدام شد
🔹بامداد امروز، حکم اعدام علی اردستانی، فرزند احمد به جرم جاسوسی به نفع سرویس اطلاعاتی و امنیتی موساد از طریق ارائه اطلاعات حساس کشور پس از تایید در دیوان عالی کشور و طی روال قانونی به اجرا درآمد.
🔹اردستانی از طریق فضای مجازی جذب سرویس اطلاعاتی و تروریستی موساد شده و به ازای دریافت مبالغ مشخص و وعدههای پوچ، ماموریتهایی را برای موساد انجام داده است.
🔹علی اردستانی به دستور افسران موساد، تصاویر و عکسهایی از محلهای خاص، اطلاعات سوژههای هدف را در اختیار سرویس قرار داده و در پایان انجام هر ماموریت مبالغی در قالب ارز دیجیتال دریافت کرده است.
🔹او از طریق افسران موساد با فردی با هویت مشخص در ایران در اماکن مختلف ملاقات حضوری داشته و اطلاعات جمعآوری شده، عکسها و فیلمهای تهیه شده را در اختیار وی گذاشته و سپس ماموریتهای جدیدی را دریافت میکرده است.
✍️رجانیوز.
🚩سوم خرداد🚩
و البته یارانه نقدی تمام افراد دستگیر شده هم مادام العمر قطع شودــ یک نکته دیگر اینکه تمام سلبریتی ه
کاملا درست است.
هنرمندان و فوتبالیست های فعلی و سابق و اسبق و ... طی تمام این سالیان، تحت لطف حکومتی که قبولش ندارند، یک ریال مالیات نداده اند. باید مالیات تمام این سال ها با محاسبه ارزش زمانی پول و جرایم مالیاتی از آنها مطالبه شود.
اگر هم ندارند باید به اردوگاه های کار اجباری روانه شوند.
مردم هم باید بفهمند که پشت دست سلبریتی ها بازی کردن، رایگان نیست و هزینه دارد. حکومت باید مرجعیت را از سلبریتی ها بگیرد.
نمک خورِ نمکدان شکن
▪️اعتراض به هرکه برسد، به تو نمیرسد خانم حسینی
🔹️فرشته حسینی، بازیگر افغانستانی که در استوری اینستاگرامش نوشت: «جدا حیف بود عزیزم. تلاشگر بودیم، شجاع، جسور، پر از رویا، آرزومند، امیدوار، و... زیبا بودیم عزیزم و جوانی ما مفت چنگ اینها شد.»
🔹️خانم حسینی جوانی شما مفت چنگ چه کسانی شد؟ از کشور خود گریختید تا بتوانید در ایران تحصیل کنید و به آرزویتان برسید. مگر اینجا برای شما بد بود؟ کدام سد، کدام تبعیض، کدام انسداد مانع پیشرفتت شد که حالا در قامت طلبکار ظاهر میشوی؟
🔹️بازیگری که تمام مسیر دیده شدنش از هنرهای نمایشی ایران گذشته، در این کشور رشد کرده، فرصت یافته، ستاره شده، از اینجا به جشنوارههای بینالمللی رفته و فرش قرمزهای واقعی را به چشم دیده، به ثروت و شهرت رسیده، حالا چطور میتواند از موضع یک معترضِ بیرونی سخن بگوید.
🔹️اجازه بدید از شما نپذیریم که نسبت به این شرایط اعتراضی داشته باشید، یعنی هر ایرانی معترضی که امروز در خیابانها از شرایط بد اقتصادی کشور گلایهمند است حق دارد اعتراض کند، اما واقعاً شما حقی ندارید. اگر ایران برای بسیاری سخت بوده، برای شما که سختی نداشته. شما اگر در کشور خود میماندید نه به این ثروت و شهرت میرسیدید.
ana.ir/004IUe
@AnaNews
اعتراضات به اوضاع بی ثبات اقتصادی از بازار تهران و خیابان لاله زار شروع شد.
کمتر کسی است که به یاد نداشته باشد کسبه خیابان لاله زار در مجموع ۹۶ میلیارد تومان به کمپین انتخاباتی پزشکیان کمک کردند و حجم کمک های بازار تهران به اندازه ای بود که پزشکیان در ماه محرم ۱۴۰۳ که تازه رئیس جمهور منتخب شده بود، عزاداری محرم را با آنها سپری کرد.
حالا دقیقا به چه چیزی اعتراض دارند که اینگونه کشور را به آشوب کشیدند؟ مگر همان موقع، کلی دلسوز نظام، هشدار نداده بودند؟
اما همین نقطه شروع هم ابهامات زیادی دارد که امیدوارم نهادهای امنیتی ما به آن ورود کنند.
من منتقد دولت پزشکیان هستم. ولی برخی تصمیمات درست هم در این دولت گرفته شده است. آخرین تصمیم درست این دولت، حذف ارز ترجیحی بوده است. علت دارد که من موافق این تصمیم هستم. ولی باید موشکافی شود که چرا روی یک تصمیم درست باید اعتراض شود.
نخست، به کف خیابان شلوغ نباید باج داد و خواسته های خیابان، حتی اگر بر حق هم باشند، نباید برآورده شود. چون امنیت ملی مهم تر از هر چیز دیگری است.
دشمنان ایران، قبل از روی کار آمدن دولت سیاه ۱۳ تقریبا از اینکه در خیابان بتوانند چیزی را بیابند، نا امید شده بودند. متاسفانه سوء عملکرد دولت ۱۳ در شورش های ۱۴۰۱ باعث شد دشمنان مهمترین خواسته خود و در حقیقت، دیوار برلین نظام اسلامی را از طریق خیابان به دست بیاورند. بحث کشف حجاب و برهنگی که بخاطر آن به خیابان ریخته بودند را از دل آشوب خیابانی بدست آوردند. خب، همان هنگام ما گفتیم که دشمن مابقی خواسته هایش را نیز از خیابان خواهد جست. ولی رئیس آن دولت گوشش بدهکار نبود. الگوی سال ۱۴۰۱ این توهم را بوجود آورد که پلیس همواره غیر مسلح خواهد ماند و می توانند به اهدافشان برسند.
لذا طبقه ای از اغتشاشگران و اوباش در ایران شکل گرفت که امروز می بینیم بسیاری از دستگیر شدگان و تروریست ها، همان هایی هستند که در ۱۴۰۱ هم نقش آفرین بودند و مورد رأفت بی موقع نظام قرار گرفته بودند.
دوم، در سنوات گذشته، ما با چند مدل نرخ ارز مواجه بودیم. نرخ بازار آزاد، نرخ سنا، نرخ نیما، ارز ترجیحی، ارز مسافرتی، ارز بانک مرکزی، ارز مرکز مبادله و ...
اختلاف قیمت ها هم چنان جذاب بودند که آربیتراژ ارزی در بازار ایران به شدت جذاب شده بود. بحث فساد در ارز ترجیحی از سطح مدلل ها و دلال ها به کف جامعه کشیده شده بود. به نحوی که بسیارانی از محل دریافت ارز ترجیحی یک شبه به عرش رسیدند. برای نمونه، شخصی ۲۵ میلیون دلار ارز ترجیحی می گرفت. ۱۰ میلیونش را جنس وارد می کرد که نیمی یا تمام آن را به قیمت آزاد می فروخت و ۱۵ میلیون دیگر را در بازار آزاد می فروخت. اینگونه درآمدهای نامشروع به وفور طی این سال ها به چشم می خورد.
حال باید بررسی شود که متضررین از حذف ارز ترجیحی و تک نرخی شدن ارز چه کسانی اند؟ اینها ذینفعان شرایط موجود هستند که اکنون پشت مردم و معیشت مردم خود را پنهان کرده اند. بالاخره روزی باید تکلیف ارز چند نرخی در کشور روشن می شد.
اینکه در شرایط متلاطم کنونی این تصمیم گرفته شد، می تواند یک نشانه خوب باشد که دولت قصد ندارد برعکس دولت قبل، در برابر خیابان عقب نشینی کند. این می تواند آینده ایران را تضمین کند.
البته نکته بسیار امیدوار کننده ماجرا این است که برآیند اظهارات مسئولان پلیس و قوه قضائیه این است که این بار نه عفوی در کار است و نه مماشاتی.
کشور ما اکنون نه با اعتراض مواجه است و نه اغتشاش و نه حتی شورش.
ما رسما مورد حمله تروریست های موساد قرار گرفته ایم و امیدوارم همه ۳۰۰۰ تروریست، اعدام شوند یا در میدان به هلاکت برسند.
🚩سوم خرداد🚩
اعتراضات به اوضاع بی ثبات اقتصادی از بازار تهران و خیابان لاله زار شروع شد. کمتر کسی است که به یاد ن
اینکه من با تک نرخی شدن ارز موافقم به معنای موافقت با قیمت تعیین شده توسط دولت نیست.
بلکه نرخ ارز باید بر مبنای اصول و فرمول های علم اقتصاد تعیین شود.
در علم اقتصاد دو روش برای این کار داریم.
نخست، نرخ برابری قدرت خرید که بر اساس محاسبات کارشناسان، حداکثر ۲۰ هزار تومان است.
نحوه محاسبه هم به این صورت است که حساب می کنند یک سبد از کالاهای اساسی مصرفی جامعه در دو کشور چه ارزشی دارد. بر همان مبنا نرخ برابری ارز را تعیین می کنند.
روش دوم، تفاضل تورمی است.
نحوه محاسبه به این شکل است که اختلاف تورم دو کشور را می گیرند و از سال پایه تا امسال حساب می کنند که چقدر بوده و سپس نرخ ارز سال پایه را در فرمول می آورند تا نرخ ارز امسال تعیین شود.
میانگین تورم ایران از ابتدای انقلاب تا الان سالانه ۲۰ درصد و برای آمریکا سالانه ۲ درصد است. یعنی تفاضل تورمی می شود ۱۸ درصد.
نرخ دلار در بدو انقلاب اسلامی ۷ تومان بود و ۴۷ سال از انقلاب گذشته.
یعنی ۷ ضربدر ۱.۱۸ به توان ۴۷
که می شود ۱۶,۷۳۲ تومان.
لذا اصلا نرخ ۱۱۳ هزار تومان مبنایی ندارد.
دولت می تواند نرخ سال ۱۴۰۴ را یکی از اعداد بالا بگذارد و برای سال های بعد هم با همین فرمول ها نرخ را تعیین کند.
اما سوالی که ممکن است پیش بیاید این است که نرخ بازار آزاد چه می شود؟
دولت می تواند بازار آزاد را از بین ببرد یا آن را صرفا به بازاری نمایشی و برای سرمایه گذاری تبدیل کند. مانند بورس. در بورس، بالا رفتن قیمت سهام، اثری روی اقتصاد و واردات نهاده ها و ... ندارد. دولت دلاری را که برای اداره کشور لازم دارد را با نرخ های گفته شده عرضه کند و البته اجازه تزریق بیشتر ارز به بازار آزاد را هم ندهد. اینطوری ۴۷ میلیارد دلار بازار آزاد بین اشخاصی که قصد سرمایه گذاری دارند مبادله می شود و مابقی ارز کشور، صرف اداره کشور می شود.
یارانه پنهان به نوعی از یارانهها اطلاق میشود که به صورت غیرمستقیم و بدون اطلاع عمومی به کالاها یا خدمات خاصی تعلق میگیرد.
این یارانهها معمولاً در قالب کاهش قیمت کالاها، خدمات یا ارز به مصرفکنندگان ارائه میشوند، اما به دلیل عدم شفافیت در نحوه تخصیص و تأمین آنها، به عنوان یارانه پنهان شناخته میشوند.
۱_ یارانه پنهان تعریف:
یارانه پنهان به یارانههایی گفته میشود که به صورت غیرمستقیم به کالاها یا خدمات تعلق میگیرد و معمولاً به صورت کاهش قیمتها یا تأمین مالی از طریق دولت برای کاهش هزینههای مصرفکنندگان است.
۲_ مثال:
به عنوان مثال، اگر دولت قیمت یک کالای اساسی مانند نان را پایین نگه دارد و این کاهش قیمت از طریق حمایت مالی دولت تأمین شود، این نوع یارانه به عنوان یارانه پنهان شناخته میشود.
۳_دلار ارز ترجیحی تعریف:
دلار ارز ترجیحی به ارزی اطلاق میشود که دولت به برخی کالاها یا خدمات خاص با نرخ پایینتری نسبت به نرخ بازار آزاد تخصیص میدهد. این کار معمولاً به منظور کنترل قیمتها و حمایت از کالاهای اساسی انجام میشود.
۴_هدف:
هدف از تخصیص دلار ارز ترجیحی، کاهش هزینههای زندگی برای اقشار کمدرآمد و جلوگیری از افزایش قیمتها در بازار است.
۵_ یارانه ریالی تعریف:
یارانه ریالی به یارانههایی گفته میشود که به صورت نقدی و به طور مستقیم به افراد یا خانوارها پرداخت میشود. این یارانهها معمولاً به منظور حمایت از اقشار کمدرآمد و کاهش فشار اقتصادی بر آنها طراحی شدهاند.
۶_ مثال:
به عنوان مثال، پرداخت یارانه نقدی به خانوارها به منظور کمک به تأمین هزینههای زندگی و کاهش فقر.
نتیجهگیری
یارانههای پنهان، دلار ارز ترجیحی و یارانه ریالی، همگی ابزارهایی هستند که دولتها برای حمایت از اقشار مختلف جامعه و کنترل قیمتها در بازار استفاده میکنند. با این حال، هر یک از این ابزارها دارای مزایا و معایب خاص خود هستند و نیاز به مدیریت و نظارت دقیق دارند تا از بروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی جلوگیری شود.
🚩سوم خرداد🚩
این بیانات جناب هاشم الحیدری بسیار مهم است. ولی مطلقا در رسانه های جبهه انقلاب بایکوت شده. چون به اصل قضیه می پردازد و حاشیه نمی رود.
گاهی اوقات واقعا لازم است که یک سوزن به خودمان بزنیم و ببینیم در چه پوزیشنی قرار داریم.
لطفا در نشر این بیانات کوشا باشید.
تجربه تاریخی ثابت کرده که اگر اول به یهود حمله شود، یهود از هم می پاشد.
شاهد مثالش فراوان است.
چند مثال می آورم.
در جنگ جهانی دوم، امپراتوری ژاپن پس از پرل هاربر در شرایطی بود که می توانست هاوایی را آزاد کند و تحت اختیار خود بگیرد. ولی خود ژاپن پس از زدن پرل هاربر دیگر ادامه نداد. زدن پرل هاربر، در حقیقت چشم نیروی دریایی ایالات متحده را کور کرده بود.در جنگ کره، وقتی چین به آمریکایی ها حمله کرد، ملتمسانه دست هایشان را بالا بردند و اگر چین، دو روز دیگر مذاکرات آتش بس را ادامه می داد، کره شمالی، سئول را آزاد کرده بود که با خیانت چینی ها در نهایت مدار ۳۸ درجه تعیین شد.
در جنگ ویتنام، هرگاه ویت کونگ ها به آمریکایی ها حمله کردند موفق بودند. خوشبختانه در ویتنام کسی خیانت نکرد و آمریکایی ها با فضاحت اخراج شدند.
در جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳ که مصر به رژیم اشغالگر قدس حمله کرد، انور سادات در شرایطی بود که این رژیم را محو کند. ولی در نهایت از حمله رژیم به دمشق ترسید و در حقیقت سازشی خیانت بار کرد.
در جنگ نفتکش ها، پس از زدن بالگردهای آمریکایی و نفتکش کویتی توسط شهید نادر مهدوی، آمریکا دست هایش را بالا برد و با یک اقدام مذبوحانه در زدن هواپیمای مسافربری ایران روی شکست خود سرپوش گذاشت.
در دور اول انتفاضه، رژیم اشغالگر قدس در آستانه محو شدن بود که باز هم مصر خیانت کرد.
در جنگ با عراق و افغانستان هم که دیدیم هر زمان به نیروهای ائتلاف حمله شد، حملات موفق بودند. حتی طالبان توانست با همین حملات ۶۰٪ افغانستان را تصرف کند.
در طوفان الاقصی هم همه دیدیم که اگر مصر گذرگاه رفح را نمی بست، حماس موفق به دو شقه کردن رژیم اشغالگر قدس شده بود و اگر نبود خیانت مصر و اردن، در همان طوفان الاقصی طومار صهیونیست ها پیچیده می شد.
یمنی ها مثال خوبی هستند. آنها قبل از اینکه صهیونیست ها بهشان حمله کنند، به سرزمین های اشغالی حمله کردند و دیدیم که چه موفقیت های عظیمی کسب کردند.
اما در برابر، هرگاه آنها حمله کردند، شکست دادنشان سخت شده است.
تنها باری که آنها حمله کردند و شکست خوردند در نبرد ۱۲ روزه اخیر بوده. وگرنه در مابقی موارد، آنها با شروع کردن حمله موفق به از بین بردن توان حزب الله، حشد الشعبی و حماس شدند. هرچند هنوز این گروه ها هستند و ان شاءالله تقویت هم بشوند. ولی توان آنها با دو سال پیش قابل مقایسه نیست.
لذا ما باید اکنون شروع کننده جنگ باشیم تا پیروز شویم.