هیچتر از هیچ.
یارم به یک لا پیراهن خوابیده زیر نسترن، ترسم که بوی نسترن خواب است و بیدارش کند...
هیچتر از هیچ.
میرسم، اما سلام انگار یادم میرود
شاعری آشفتهام، هنجار یادم میرود
با دلم اینگونه عادت کن، بیا، بر دل مگیر
بعد از این هرچیز یا هرکار یادم میرود
من پُر از دردم، پُر از دردم، پُر از دردم، ولی
تا نگاهت میکنم انگار یادم میرود
راستی چندیست میخواهم بگویم بیشمار
دوستت دارم ولی هربار یادم میرود
مست و سرشاری ز عطر صبح تا میبینمت
وحشت شبهای تلخ و تار یادم میرود
شب تو را در خواب میبینم همین را یادم است
قصه را تا میشوم بیدار یادم میرود
من پُر از شور غزلهای توام، اما چرا
تا به دستم میدهی خودکار یادم میرود؟
پادکست|Amin zamnianرویا های منقرض شده.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
اینطوری شروع شد که داشت رد میشد، دیدم داره دلمو با خودش میبره...