هیچتر از هیچ.
از این سایهی جگر خون شده سراغی بگیر، خودم هیچی یه حال و خبر از این بوتهی اقاقی بگیر...
هیچتر از هیچ.
از این سایهی جگر خون شده سراغی بگیر، خودم هیچی یه حال و خبر از این بوتهی اقاقی بگیر...
چرا رفتی و چرا جا زدی؟ میگفتی میام عجب اومدی،
دوست داشتم که تنھام و باز به تنھایی تو فکر میکنم...
به من فکر کن به تنھاییام به این خونهی بھم ریخته :)