eitaa logo
کتابینوفن
170 دنبال‌کننده
717 عکس
189 ویدیو
4 فایل
سلطان‌ِسخن امیرالمومنین(ع): هرکس که با کتاب‌ها آرام گیرد راحتی و آسایش از او سلب نمیشود ☕️♾🌱:) . . . هر چه میخواهد دل تنگت... بنویس! https://harfeto.timefriend.net/17138052070217 . . @KETABINOPHIN
مشاهده در ایتا
دانلود
.•°○.●. من ترجیح می‌دم دیوونه باشم، چون می‌تونی دیوونه باشی و بازم خوش‌حال باشی.
.•°○.●. اِرلی اختیار داستان را نداشت. او فقط می‌توانست آن را تعریف کند؛
.•°○‌.●. این ذات گُم‌شدن بود؛ این‌که آزاد هستی همه‌جا بروی، اما واقعاً نمی‌دانی همه‌جا کجاست. 🌊
.•°○.●. درونم زخم برداشته بود؛ آن‌قدر عمیق که احساس می‌کردم توی آن نقطه‌ای هستم که همین الان هیزم‌شکن نعره می‌زند: مراقب باشید؛ داره می‌افته!.
.•°○.●. تا جایی که می‌شد، چشم‌هایم را نیمه‌باز نگه می‌داشتم و تلاش می‌کردم صداهای جنگل خیس، راهنمایی‌ام کنند. حس شنوایی وقتی حس بینایی مزاحمش نباشد، خیلی جالب است. 🙃
.•°○.●. خرچنگ می‌تواند راهش را از توی هر جای کوچکی پیدا کند و جلو برود، اما نمی‌تواند برگردد؛ مثل ذهن ارلی.
.•°○.●. " خب دیوانگی همان کاری است که یک دیوانه انجام می‌دهد و ظاهراََ من هم داشتم هر کار دیوانه‌واری را که بهم می‌گفتند انجام می‌دادم؛ "
.•°○.●. کدومش مهمتره؟ جست‌وجو یا پیدا کردن؟
.•°○.●. پی می‌دانست که باید صبر کند و نباید دردش را رها کند؛ دردی که بخشی از خودش شده بود. بدون آن درد، او چه کسی بود؟
.•°○.●. او می‌توانست همان اطلاعاتی را که همه دارند، داشته باشد، اما یک معنی متفاوت از آن‌ها درک کند. او چیزهایی را می‌دید که بقیه نمی‌دیدند. پ.ن: انقد گفتم متفاوت ببینید زبونم مو در آورد
.•°○.●. " درست کنارم نشسته بود، اما انگار واقعاً اون‌جا نبود. بهش گفتم با من برگرده. گفتم که حالش خوب می‌شه.... درونش داشت بارون می‌بارید و بیلی هالیدی نبود تا گوش بده؛ اصلاً هیچ آهنگی نبود... بهم گفت برو خونه و خودش رفت. "
.•°○.●. چیزی که مامان درباره‌ی ستاره‌شناسی می‌گفت. " جکی اون بالا هم درست مثل همین پایینه. دنبال چیزایی بگرد که همه ما رو به هم وصل می‌کنن. راه‌هایی رو پیدا کن که از مسیرمون می‌گذرن، زندگی ما رو قطع می‌کنن و قلبامون رو گره می‌زنن. " 🤝