eitaa logo
ܭߊ‌ܦ̇ܘ ܝ‌ـــ♛ــܩߊ‌ࡍ߭
110 دنبال‌کننده
17 عکس
0 ویدیو
0 فایل
ܢ̣ࡅ࡙ߊ ߊ‌ࡅ࡙ࡅ߭ܥܼߊ ܭܠܨ ܝ‌ܩߊ‌ࡍ߭ ܥ‌‌ܟܿࡅ߳ܝ‌ࡐ‌ࡅ߭ܣღ ܢ̣ܟܿࡐ‌ࡍ߭ ܝ‌ܩߊ‌ࡍ߭ ܣߊ‌ܨ ♬ߊ‌ࡅ࡙ࡍ߭ ܭߊ‌ࡅ߭ߊ‌ܠܙ حܝ‌ܦ̇ߺܙ‌ ࡅ߭ܥ‌‌ߊ‌ܝ‌ܣ♛ 👉🏻👉🏻@AditorReyhaneارتباط با مالک
مشاهده در ایتا
دانلود
شرایط گذاشتن ادامه سریال : ۵پیام ناشناس
ممبر 💕 کانالت عالیه مالک 💙🔷 مرسی عزیزم ممبر 💕 من عاشق سریال کره ای هستم مرسی که معرفی میکنید مالک 💙🔷 خواهش
ممبر 💕 کانالت خیلی خوبه مالک 💙🔷 نظر لطفته عشقم
۲ پیام تا عمل به قول
یه پیرمرد پیر با یه عصا ی عجیب و غریب به سمتمون اومد . من: نیکا این همون پیر مردِ دیگه مگه نه ؟ نیکا: آره آره همونه تامارا: بیاید بریم. من: بدوید کاملیا: من خیلی‌ می ترسم. اگه تنها راه نجات نبود نمی اومدم.! من: اه خیلی ترسویی ها بیا دیگه کاملیا. همه با هم به سمت پیرمرد راه افتادیم. به پیرمرد رسیدیم. با هاش حرف زدیم . پیرمرد: ببینید بچه ها این جا سرمین سرماست شما باید با نشونه هایی که میبینید ، به سرزمین گرما ، بعد سرزمین درختان ، بعد سرزمین دریا ، بعد سرزمین آسمان ، بعد سرزمین فضایی ، بعد سرزمین نور ، بعد سرزمین تاریکی و بعد....... پیرمرد چند ثانیه مکث کرد و گفت: بعد.... سرزمینی از تمام این سرزمین ها تاحالا ۶ گروه از دختران مثل شما به این سرزمین اومدن گروه پنجم گروه نبود فقط یک دختر بود اونم: به نیکا اشاره کرد و گفت: خواهر نیکا کوچولوعه. یه لحظه نیکا افتاد زمین و گریه کنان گفت: داستان خواهرم مفصله باید براتون تعریف کنم. ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ 5
ممبر 💕 کانالت خیلی خوبه مالک 💙 🔷 مرسی عشقم ممبر 💕 کانالت خیلی عالیه مالک 💙 🔷 خیلی ممنون
ناشناس کامل شد آماده فعالیت
غم های ما Our Blues تعداد قسمت:۲۰قسمت 2022 کره جنوبی
عشق من Love Me تعداد قسمت:۱۲قسمت 2025 کره جنوبی
آیدل من I Dol تعداد قسمت:۱۲قسمت 2025 کره جنوبی
نیکا:راستش من یه خواهر بزرگتر داشتم به نام«کاترینا» . اون یه دختر خیلی زرنگ و زیرک بود و از بس همه چیز بر می آومد اون خیلی ساکت و بی سر صدا هم بود کاترینا بعد به دنیا اومدن من طبق گفته های مادرم که می‌گفت : کاترینا بعد به دنیا اومدن تو شبا تو خواب هذیون می‌گفت کلمه هایی مثل ‹ نه ، سرزمین چالش، نیکا ، نجات ، مرگ ، پیرمرد ، گروه و دختران رو زیاد میگفت تو خواب اول اونا فکر می کنند که کاترینا مریض شده و برای همین تو خواب هذیون می‌گه و بردنش دکتر. دکتر هم میگه چیزیش نیست و حالش خوبه و گفتن هذیون در خواب برای فرد سالم هم طبیعی پدر و مادرم هم نگرانی شان تمام میشود و به حرف دکتر گوش میکنند ؛ اما وقتی سال ها میگذرد و من ۴ ساله میشوم این هذیون ها ادامه پیدا میکنند و پدر مادم خیلی نگران میشوند یه شب مادرم کاترینا رو دیده که میاد منو از خواب بیدار میکنه و در گوش من چیزی میگه و میره و اون شب از اتاق کاترینا نور هایی و صداهای عجیبی بیرون میامده و هرکس به اتاق نزدیک شده چیزی مانع رفتن به داخل اتاق شده و بعد اون شب کاترینا ناپدید شده تا الان که فهمیدم به این سرزمین اومده. نیکا: این بود داستان خواهرم . ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ 6
همه مون از شنیدن داستان خواهر نیکا چشمامون گرد شده بود تا اینکه بغض کاملیا ترکید با های های کردن سمت کاملیا رفت بغلش کرد و گفت: عزیزم قربونت برم من واقعا برات ناراحتم انشالله که پیداش می کنیم. نیکا هم بغض ش ترکید تو بغل هم گریه کردن ، تامارا هم رفت به جمعشون اضافه شد آروم گریه کرد، منم که داشتم نگاه میکردم آروم آروم اشک از روی صورتم سر خورد اومد پایین ؛ سریع اشکمو پاک کردم و گفتم پاشید پاشید انقدر فیلم هندی بازی راه نندازید اه. و پاشدیم راه افتادیم