هر چقدر هم زندگیم از هم پاشیده باشه، میدونم آخرش خدا و حسینش رو دارم
کلبه جغدِ دریایی از ماه
-
وَ بَکَتِ السَّمآءُ وَ سُکّانُها، وَ الْجِنانُ وَ خُزّانُها ، وَ الْهِضابُ وَ أَقْطارُها، وَ الْبِحارُ وَ حیتانُها، وَ مَکَّةُ وَ بُنْیانُها، :خل وَ الْجِنانُ وَ وِلْدانُها ، وَ الْبَیْتُ وَ الْمَقامُ، وَ الْمَشْعَرُ الْحَرامُ، وَ الْحِـلُّ وَ الاِْحْرامُ ،
(در عزاىِ تو) آسمان و ساکنانش، بهشت ها و نگـهبانانش، کوه ها و کوهپایه ها، دریا ها و ماهیانش، شهرمکّه و پایه هایش، فردوس ها و جوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام ، و حلّ و حَرَم جملـگى گریستند،
- زیارت ناحیه مقدسه.
غروب بود که رفتی و باد می آمد،
چه گریه ها که نکردم غروب ها در باد..
#متن_زیبا
کلبه جغدِ دریایی از ماه
ولیعهد در حالی که نگاهش را به آن سوی تالار دوخته بود، خطاب به من گفت: "اگه دوست نداری، در مراسم تعیین شوالیه دو روز دیگه شرکت نکن. بهرحال که کار امروز پدر، تشریفاتی و برای جلب توجه دیگران بود. من نیازی به محافظ ندارم؛ تو هم میتونی به روستای خودت برگردی، بهترین شمشیرزن دو دههی گذشته."
#تکههای_شکسته_روح_من
کلبه جغدِ دریایی از ماه
ولیعهد در حالی که نگاهش را به آن سوی تالار دوخته بود، خطاب به من گفت: "اگه دوست نداری، در مراسم تعیی
در کلامش سردی وصفناپذیری نهفته بود.
#تکههای_شکسته_روح_من
کلبه جغدِ دریایی از ماه
در کلامش سردی وصفناپذیری نهفته بود. #تکههای_شکسته_روح_من
رویم را به سوی امپراطور برگرداندم و او را از نظر گذراندم؛ بیآن که بخواهم، این سخن بر زبانم رانده شد: "من تا ابد به شما وفادار خواهم بود، اعلیحضرتا." از گوشهی چشم دیدم که چشمان او برای لحظهای بزرگ شد و سپس به حالت عادی برگشت؛ اما او با حالتی بیخیال شانه بالا انداخت و به سوی صندلی خودش در سمت چپ امپراطور روانه شد.
#تکههای_شکسته_روح_من
کلبه جغدِ دریایی از ماه
رویم را به سوی امپراطور برگرداندم و او را از نظر گذراندم؛ بیآن که بخواهم، این سخن بر زبانم رانده شد
میتوانستم در او قدرت و ضعف را همزمان ببینم؛ او قوی بود اما پشتوانهای نداشت. طبق اطلاعات به دست آمده، ولیعهد از محلهای فقیرنشین که در آن فحشا رایج بود، به قصر آورده شده بود؛ به دلیل همان شایعهی "نسل نور". او فرزندی یتیم و بیسرپناه بود که تحت سرپرستی امپراطور آلبرت بزرگ قرار گرفت؛ امپراطوری که میخواست فردی از خون خود را به تاج و تخت برساند.
#تکههای_شکسته_روح_من
کلبه جغدِ دریایی از ماه
میتوانستم در او قدرت و ضعف را همزمان ببینم؛ او قوی بود اما پشتوانهای نداشت. طبق اطلاعات به دست آمد
فرزندان نور، تنها یک اسم نیستند. بلکه آنها دارای قدرتهای ماورایی و غیرقابلتصور نیز هستند؛ بنابراین امپراطور با وجود آنکه میخواست او را از سر راه بردارد، از این کار منصرف شد و تصمیم گرفت پرورش او را بر عهده گیرد.
#تکههای_شکسته_روح_من
کلبه جغدِ دریایی از ماه
فرزندان نور، تنها یک اسم نیستند. بلکه آنها دارای قدرتهای ماورایی و غیرقابلتصور نیز هستند؛ بنابراین
او با آتش، شمشیر و هر چه میتوانست، به ولیعهد آسیب میزد اما؛ دریغ از مرگ. در نسل نور، فرزندان تنها با تیغهی تاریکی به آغوش مرگ میرفتند. حال با وجود این حقیقت، او به دنبال نگه داشتن ولیعهد در کنار خود بود، و چه بهتر از آن که وانمود کند او برایش بسیار مهم است؟
#تکههای_شکسته_روح_من