کَمیمَن
الان توی یه حالت خیلی خوشحال و خیلی ذوقیم🥲🥲
با انرژی الآنم میتونم تا تهران پیاده راه برممم
کَمیمَن
یه سری چیزا رو نمیشه بهت بگم ولی عمیقاً از دور بودنت دارم اذیت میشم....
ولی صحبت کردن باهات بدجور آرومم میکنه....
روزی به مشکلاتی که اکنون رنجتان میدهند خواهید خندید و از پنجرهٔ بیمارستان روانی به بیرون خیره خواهید شد.
بیا با هم بریم غروب خورشید رو تماشا کنیم ، بستنی وانیلی بخوریم ، بریم شهربازی و مارشالو بخوریم ، خرید کنیم کلی همو بغل کنیم و فیلم ببینیم. مگه چقد واسه کنار هم بودن وقت داریم ؟
کَمیمَن
بیا با هم بریم غروب خورشید رو تماشا کنیم ، بستنی وانیلی بخوریم ، بریم شهربازی و مارشالو بخوریم ، خری
و عمیقأ با کسایی دوست دارم این کارا رو تجربه کنم که یا نمیشه یا نمیتونم ببینمشون:))))
R.S.M
زندگیِ عزیز وقتی میگم “یعنی از این بدتر هم میشه؟” صرفا دارم غر میزنم به چالش که دعوتت نکردم کثافت....
تورو خدا اگه از برنامتون مطمئن نیستید به من نگید میبرمت بیرون، واست غذا درست میکنم، میبرمت سینما، میریم مهمونی
چون من واقعا منتظر میمونم و کلی واسش ذوق دارم، وقتی کنسلش میکنید قلبم تیکه تیکه میشه....