کَمیمَن
اینقدر بهم ریختم که فقط شنیدن صدات میتونه آرومم کنه:)
اینقدر خسته شدم از نبودنت که دیگه حتی صداتم ارومم نمیکنه فقط دیدنتو میخام:)
کَمیمَن
دور سوم گریه کردنمم شروع شد.
دوست دارم برم پیش یه مشاور/روانشناس که منو نمیشناسه بشینم و باهاش حرف بزنم و اونم بهم بگه چه غلطی کنم تو زندگیم.
کَمیمَن
اینقدر خسته شدم از نبودنت که دیگه حتی صداتم ارومم نمیکنه فقط دیدنتو میخام:)
پیش کی بیام و بگم چقدر دلم تنگ شده و بهت نیاز دارم که درکم کنه؟؟؟
آمدنت دیگر فرقی به حالم نمیکند؛
برای ماهی های مُرده، اقیانوس حکمِ قبرستان را دارد.
اندر احوالاتِ عشقِ میان من و تو همین یک خط کافیست،
من تو را بسیار دوست دارم تو من را؟...بگذریم .