تو حرم معلم کلاس پنجممو دیدممم😭✨
و داشتم دست زینبو میکندم وای خانم فلانی درحالی که زینب اصن نمیشناختش با تعجب به من نگاه میکرد به من با خودش میگفت که خدا شفاش بده.
اصن انقد ذوق کردم حواسم نبود نمیشناسش بنده خدارو😂😂😂
فکر کن خدا تو موقع سختیات..
بیاد دم گوشت بهت بگه تو برای منی:)
غصه هیچی رو نخور خودم هواتو دارم❤️🩹
و چقدر این لحظه برای ما تکرار شده و ما نادیدش گرفتیم!
چند دقیقه پیش داشتم یه شعری رو آروم میخوندم درباره امام زمان بود یک تیکش بود میگفت گل فاطمه کجایی..
بعد امیرعلی(داداشم ۸ سالشه)
گفت اینجایم😂😂😂😐