روزی که خنده از ته دل داشت گریه داشت گریه عصبی داشت معده درد داشت عصبانیت داشت دلخوری داشت انتظار بیخود از کسی داشتن داشت ولی خب تموم شد.
امروز ضبط تواشیح داشتیم و کلا کلاسامو شرکت نکردم جز فیزیک که اونم حالم بد بود نفهمیدم کی شروع شد کی تموم شد
معلم احمقم هم هی تیکه مینداخت تو که یاد نداری برو تواشیح و اینا که منم هی میگفت خب دارم فک میکنم دیگه
قبلش به معلمم گفتم نمیام امتحان بدم و باید ضبط باشم و از طرف مدیر نامه داشتیم همه کسایی که عضو تواشیح بودن اما خب معلم ما نفهمه🤣🤣🤣🤣
معلمم هم گفت بهت صفر میدم نیای.
و اونجا بود تیر خلاص و گریه ای که میکردم🤣🤣❤️💔معاون پرورشیمون میگفت داره گریه میکنه یا میخنده چرا شبیه همه و من نمیدونستم گریه کنم یا از حرف معاونمون بخندم🤣💔
در آخر هم ضبط کردیم و تموم شد امیدوارم نتیجه چند ماه زحمتمون رو بگیریم و مقام خوبی بیاریم🥲❤️🩹
خـانـومِ هِلღ🖇
قبلش به معلمم گفتم نمیام امتحان بدم و باید ضبط باشم و از طرف مدیر نامه داشتیم همه کسایی که عضو تواشی
جوری که مدیرمون اومد دم کلاس دنبالم و گفت خانم فلانی بیا برو منم دیگه هرچی نوشته بودمو ننوشته بودم دادم و اومد بیرون.😂💔😭
درک نشدن جزو بدترین حساییه که میشه تجربه کرد
اینکه دائم مجبور باشی خودتو توضیح بدی
و در نهایت هم به خاطر صداقتت قضاوت بشی
یکی نیس به من بگه لعنتی امروز که کاری نداری بگیر بخواب مث جغد چشمات یهو باز میشه حالا خدا نکنه امتحان داشته باشم هم تا خود ۹ میخوابم😐😂😂😂