آقا ما دیشب مدرسمون افطاری داشت و تا ساعت ۱۰ و نیم هم گفتن تو مدرسه بمونین.
و البته اردو هم بود دیگه.
بعد ما زنگمون که خورد بعضیا رفتن بقیه موندیم تو کلاس لباس عوض کردیمو خوشگل کردیمو اینا.💅👚👖
بقیه نشستن به آرایش کردن حالا ما همه اینجوری بودیم که یه وقت نگن لباس عوض نکنین و فلان حالا بقیه:
خـانـومِ هِلღ🖇
بقیه نشستن به آرایش کردن حالا ما همه اینجوری بودیم که یه وقت نگن لباس عوض نکنین و فلان حالا بقیه:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بعدش گفتن برین تو حیاط بازی کنین و اینا ماهم چون سردمون بود و روزه بودیم حال نداشتیم نرفتیم.😂
بعد زهرا رفت از خونشون برامون بازی فکری آورد با بچه ها بازی کردیم و بازی های دیگه و جرعت حقیقت😈و بازی هایی که از خودمون ساختیم و...
وسط افطار معلما اومدن بعد ما پشمامون ریخته بود عههه خانوم فلانیی.
مثلا معلم فیزیکمون خیلی تغییر کرده بود😂
معلم شیمی مونو بگووو انقدر تغییر کرده بود[لباس نپوشیده بودا اخلاقی منظورمه]و خوش اخلاق بودد هی هرهر میخندید.اصن دیگه ابهتش ریخت🤣