هدایت شده از شاید زیبا ~
با بابام رفته بودم بیرون
عسل رو دیدم هی دست تکون میدادم منو نمیدید
آخرسر رفتم محکم زدم به بازوش =)))
خیلی دردش امد طبخفخشظفخخفخلظظحل
اینو که حواسم به مغازه ها بود یهو حس کردم نصف دستم از بین رفت انگار
برگشتم بگم هوووووووی دیدم هستی اینجوری [😁] داره نگاه میکنه
دفعه پیشم من هندزفری تو گوشم بود آهنگ خیلی مِلویی پلی بود تو حس و حال خودم بودم یهو از پشت محکم پرید روم و من اینجوری بودم که هستی 🌹.
؛کاتوره
اینجا یه فحش خیلی بد بهم داد که قابل پخش نیست:")
واقعا بی اختیار و تدافعی گفتمش :))))🤣