با بابام رفته بودم بیرون
عسل رو دیدم هی دست تکون میدادم منو نمیدید
آخرسر رفتم محکم زدم به بازوش =)))
خیلی دردش امد طبخفخشظفخخفخلظظحل
شاید زیبا ~
با بابام رفته بودم بیرون عسل رو دیدم هی دست تکون میدادم منو نمیدید آخرسر رفتم محکم زدم به بازوش =
بابام برام آبهویج بستنی خرید امدم عکس بگیرم
اینجوری کرد: هستیییییی زشتههه
من:عادت کن پدر😔
هدایت شده از ؛کاتوره
اینو که حواسم به مغازه ها بود یهو حس کردم نصف دستم از بین رفت انگار
برگشتم بگم هوووووووی دیدم هستی اینجوری [😁] داره نگاه میکنه
هدایت شده از ؛کاتوره
دفعه پیشم من هندزفری تو گوشم بود آهنگ خیلی مِلویی پلی بود تو حس و حال خودم بودم یهو از پشت محکم پرید روم و من اینجوری بودم که هستی 🌹.
شاید زیبا ~
دفعه پیشم من هندزفری تو گوشم بود آهنگ خیلی مِلویی پلی بود تو حس و حال خودم بودم یهو از پشت محکم پرید
اینجا یه فحش خیلی بد بهم داد
که قابل پخش نیست:")
تو خیابون آدمارو که میدیدم اینجوری بودم: خدا چقدر تو خلق کردن شماها وقت گذاشته ^^
[اصلا هم به یک نفر اشاره نمیکنم]
هدایت شده از ؛کاتوره
بچه ها طولانی ترین آیکانکت های کل عمرم با کراش هستی بوده و هست
شاید زیبا ~
بچه ها طولانی ترین آیکانکت های کل عمرم با کراش هستی بوده و هست
انقدر ضایع اکیپ مارو میشناسه که خدا میدونه حس میکنم حتی اسمهامون هم میدونه :")
فکر کنم مارو میبینه اینجوری میکنه :عه هستی و دوستاش امدن