خلاصه یادمه کلی باهاشون دوست شده بودم ، براشون شبا شیرینی داغ میبردم یا تخمه میخریدم میدادم بهشون یا یه بار برای تقدیر کلی گل رز خریدیم هدیه دادیم
دیگه آخراش کم مونده بود منو میدیدن از دور بگن بهه مخلص عسل خانوم🤣🤣
هدایت شده از شاید زیبا ~
کلاسمون یه ساعت زودتر تموم شد
بعدش با عسل رفتیم بیرون و خیلی یهویی مامانم زنگ زد گفت زدم توکارتت بخاطر تولدت با عسل برو پارتی بگیر😭🤣
؛کاتوره
کلاسمون یه ساعت زودتر تموم شد بعدش با عسل رفتیم بیرون و خیلی یهویی مامانم زنگ زد گفت زدم توکارتت ب
منی که با خودم تجهیزات سوپرایز برده بودم : I'm Ready 🤝