اول خونه رو کامل مرتب کردم
بعد ظرفارو شستم و یه دستی به آشپزخونه کشیدم
جاروبرقی آوردم خونه رو برق انداختم
رفتم اتاقم کارامو انجام دادم چند صفحه کتاب خوندم
بعد رفتم حموم و الان دارم موهامو خشک میکنم
بعدشم میرم یه لیوان چای میریزم میام گوشیمو چک کنم
؛کاتوره
هاهاها مامانم سحر بیدارم نکرد و چیزی نخوردم .
یجوری گفت عههه مگه تو ام روزه میگیری قشنگ حس کردم یه بچه پنج ساله ام که متعلق به این خونه نیستم