من موقع نوشتن تاریخ تولد هر کی که میگفت آبان : عهه تو هم آبانی ای؟ بگو پس چرا انقدر ازت خوشم اومده دختر😔💘😂
یه سر رفتم بقیه غرفه های مسجدو ببینم و انقدر از شلوغ بودن و پر انرژی بودن مردم ذوق کرده بودم که میخواستم بشینم اون وسط گریه کنم😭😭😭😭🥺
برای دخترای کوچیک نقاشی و کلی جایزه بود ، مسابقه بود پرده خوانی داشتن مسابقه بین پسرا کلی عکاسی و بچه ها تیراندازیییییی
؛کاتوره
برای دخترای کوچیک نقاشی و کلی جایزه بود ، مسابقه بود پرده خوانی داشتن مسابقه بین پسرا کلی عکاسی و بچ
تفنگه رو که داد دستم خودمم داشتم باهاش میوفتادم این فقط یه شبیه سازی شده بود چرا انقدر سنگین بود 😭😂
پسره که فکر کرد من میخوام خیلی ماهرانه بزنم که دو دستی گرفتم :
منی که اولش انقدر سنگین بنظرم اومد که دو دستی گرفتم نیوفته :
کلی هم از خانوما میومدن بغلم میکردن و هی سادات سادات میگفتن و اینجاش خیلی قشنگ بود گریه🥺😭
؛کاتوره
کلی هم از خانوما میومدن بغلم میکردن و هی سادات سادات میگفتن و اینجاش خیلی قشنگ بود گریه🥺😭
مامان هستی یه تنه اندازه ده نفر بغلم کرده بود و میبوسید😭😭🥺😂
؛کاتوره
وای کف کردم بزارید یچیز بخورم بیام بقیشو بگممم
تا الان درحال خوردن نبودم کل خاک گلدون ریخته بود کف اتاقم داشتم جارو میکشیدم :)))))))