•روزگارِ باتلاقیِ کرمیت•
لئو ، تعجب میکنم چطور هنوز باورت نشده.
بمولا منم تعجب میکنم که چطوری هنوز باورم نشده داداش
•روزگارِ باتلاقیِ کرمیت•
دیروز فهمیدم شهر های شلوغ رو دوست دارم اما هرکاری کنم ته تهش روحم متعلق به یک روستای کوچیک و خلوته و فقط صدای پیچیدن باد بین شاخه های درختای باغ منو آروم میکنه..