،
ء / - باران . . اشك آسمان بيقرار . قطراتش چون مرواریدهائ شفاف حسرت ، بر بام ِدنیا ميچکد و نواي دلنشین ِغم را مينوازد .
هر قطرهاش ، خاطرهائ ست ك بر زمین میشکند و عطرِ خاك تر را برمیانگیزد . در این ریزش ِآرام، گویي آسمان با زمین همدردی میکند و اسرار قدیمي را در گوش ِرودخانهها زمزمه مينماید .
باران ، شاعرطبیعت است . . و من ، زیر طاق بیکران اشکهایش ، تنها با صدائ قطرهها همنوا ميشوم و تنهایيام را در آغوش ِمهربان آن میپیچم .
،،
ویبهعلتکمخوابی ، استرس ، نگرانی ، فشار درس ، خانواده ، جامعه ، اطرافیان ُسایر ، ازاعصاب ُرفتاردرستیبرخوردارنمیباشد ، از توقعاتخودبکاهید .