خلاصه تر بکن ای مرگ! داستانم را
که خسته تر نکنم گوش دوستانم را
تمام طول شب از شوق گریه می کردم
چگونه شرح دهم حالِ توأمانم را؟
چقدر دوره کنم خویش را؟ برای خدا
به روز بعد مینداز امتحانم را
برای سوختن من جرقه ای کافی ست
به اشتباه مباد آنکه دودمانم را...
چنان بسوز که دودم به چشم کس نرود
به گریه باز مینداز آسمانم را
خسیس نیستم، اما به اهل ذوق ببخش
غزل غزل، همه ی یاد و یادمانم را
به شیوه ای که خلافآمدی در آن باشد
شبیه بوسه گرفتن، بگیر جانم را
تو مرگ نیستی آغاز تازه ها هستی
بیا که با تو بیآغازم آن جهانم را
[محمدعلی بهمنی]
خَمود ؛
،, احساسمیکنم مانند کتابی جدا افتاده از قفسهاش در کتابخانهای بزرگ، روی میز کهنهی کتابدار تنها م
-
از آنچه گمان شایدم بود
کم تر شده است احتمالم ..
بهمن بکش! شبهای من
لبریز بیخوابیست !
بهمن بکش! که «کِنت»ها امروز قلّابیست !
بهمن بکش! بیخوابیام مدیون سردرد است
بهمن بکش! شبهای بیسیگار نامرد است .
بهمن بکش! که جیبمان خالیتر از خالیست
بهمن بکش! سیگار ارزان واقعا عالیست !
بهمن بکش! که فکر را درگیر خواهد کرد
بهمن بکش! بویش زنان را سیر خواهد کرد !
بهمن بکش! از فلسفه لبریز خواهی شد
بهمن بکش! نوروز من، پاییز خواهی شد
بهمن بکش! که چایِ بیسیگار، بیماریست !
بهمن بکش! دنیایمان یک زیر سیگاریست
بهمن بکش! دلبند این آغوش خواهیشد
بهمن بکش! که زیر پا خاموش خواهی شد
بهمن بکش! وقتی که در را بر همه بستی
بهمن بکش! در بین گریه، از سر مستی !
بهمن بکش! این آخرین نخهای این درد است
بهمن بکش! خِس خِس برای سینهی مرد است !
بهمن بکش! که سرفههایم باز می سوزند
بهمن بکش! لبهایمان را زود میدوزند !
بهمن بکش! که غصه را از یاد خواهی برد
بهمن بکش! بهمن بکش !
که زود خواهی مُرد
[محسن عاصی]
Saeed ShariatSaeed Shariat - Jonoon.mp3
زمان:
حجم:
8.8M
_ 1:52
جنون کشاندهام به ناکجا
غمت رها نمی کند مرا ..