eitaa logo
خَمود ؛
131 دنبال‌کننده
57 عکس
9 ویدیو
0 فایل
شرح‌مان آنچنانم خواندنی نیست؛ اما،خب.. گفته‌‌هایی‌ست .. " https://t.me/Khamood_m " " https://eitaa.com/Vojoom_m "
مشاهده در ایتا
دانلود
- مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم مستانه در این گوشه‌ی میخانه بمیرم.. درویشم و بگذار قلندر منشانه کاکل همه افشان به سر شانه بمیرم شمعی و طواف حرمی بود که می‌خواست پروانه بزایم من وپروانه بمیرم من در یتیمم صدفم سینه‌ی دریاست.. بگذار یتیمانه و من دردانه بمیرم.. بیگانه شمردند مرا در وطن خویش تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم کو نی زن میخانه بگو جان به لب آور تا با تب و لب بر لب جانانه بمیرم.. آن سلسه‌ی زلف که زُنّار دلم بود درگردنم آویز که دیوانه بمیرم در زندگی افسانه شدم در همه آفاق بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم در گوشه‌ی کاشانه بسی سوختم اما آن شمع نبودم که به کاشانه بمیرم شهریار؛
جان من بمیرد و اشک روی گونه های تو نریزد.. :)
[ مى‌بندم اين دهان پر از حرف را ولى آخر سكوت لعنتى‌ام داد مى‌زند .. ]
خَمود ؛
[ مى‌بندم اين دهان پر از حرف را ولى آخر سكوت لعنتى‌ام داد مى‌زند .. ]
ناله را هر چند می‌خواهم پنهانی کشم سینه می‌گوید که من تنگ آمدم فریاد کن..
من پریشانِ تو اینجا.. و خدا می‌داند؛ تو کجا، در پی که، از چه پریشان هستی..؟!
تو را خبر ز دل بیقرار باید و نیست.. رهی معیری
قانع به یک نظاره‌ی خشکیم ما ز دور.. صائب
من سنگ که نیستم فراموش کنم آرام بِایستم فراموش کنم خندیدن‌مان می‌رود از یاد، ولی من با تو گریستم.. فراموش کنم؟!
از دلم دور شدی فکر تو آمد به سرم؛ خواب می‌بینمت از خواب نباید بپرم.. خواب پرواز تو با نامه‌ی خیسی در مشت تو نباشی غم این عصر مرا خواهد کشت.. عصر تلخی که به جز خاطره‌‌ای قرمز نیست عصر تلخی که به جز ترس خداحافظ نیست:) یک دو راهیست که از گریه به دریا برسم به تو تنها برسم یا به تو تنها برسم.. خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت :) قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت! موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد..! حسین غیاثی
آنکه جانم را سوخت؛ یاد می آرد از این بنده هنوز..؟!
خَمود ؛
آنکه جانم را سوخت؛ یاد می آرد از این بنده هنوز..؟!
گفتم فراموشم مکن.. گفتا تو در یادی مگر؟!
شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟ گره در روح و روانت به جهانت بزند؟ شده در خواب ببینی که تو را قرض کند؟ بروی وهم شوی تا که تو را فرض کند؟ شده در گوش تو گوید که تو را باز تو را..؟ نشوم فاش کسی تا که شوم راز تو را..؟ شده آغوش شود تا که هم آغوش شوی؟ گره‌ات باز کند تا که تو خاموش شوی؟ شده یک شب برود تا که روی در پی او؟ که تو فرهاد شوی تا بشوی قصه او؟ به همان حال بگویی که تو مجنون منی به تو بیمار شدم تا که تو درمون منی شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد؟! گره ات کور شود غم به روانت برسد.. :)