eitaa logo
خَمود ؛
131 دنبال‌کننده
57 عکس
9 ویدیو
0 فایل
شرح‌مان آنچنانم خواندنی نیست؛ اما،خب.. گفته‌‌هایی‌ست .. " https://t.me/Khamood_m " " https://eitaa.com/Vojoom_m "
مشاهده در ایتا
دانلود
ای ﻣﺎه ﻋﺎشق‌کُش ﺷﺒﻢ دﻧﺒﺎله‌دار اﺳﺖ؛ ﺳﻬﻢ ﻣﻦ از ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ اﻧﺘﻈﺎر اﺳﺖ! بی‌تو ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﺧﻮد ﻋﺎدت ﻧﻜﺮدم.. ﭘﺸﺖ ﻛﺪام اﺑﺮی ﻛﻪ ﭘﻴﺪاﻳﺖ ﻧﻜﺮدم :)
- کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت؟ که تشنه مانده دلم در هوایِ زمزمه‌هایت.. به قصه‌ی تو هم امشب درون بستر سینه هوای خواب ندارد، دلی که کرده هوایت! تهی است دستم اگر نه برای هدیه به عشقت چه جای جسم و جوانی.. که جان من به فدایت :) هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز به هیچ بند و فسونی نمی‌کنند رهایت.. :) دل است جایِ تو تنها و جز خیال تو کس نیست؛ اگر هر آینه ، غیر از تویی نشست به جایت! هنوز دوست نمی‌دارمت مگر به تمامی؟ که عشق را همه جان دادن است اوج و نهایت..! در آفتاب نهانم که هر غروب و طلوعی نهم جبین وداع و سر سلام به پایت.. - حسین منزوی
من اقیانوس رنج و کوه دردم اگر دیگر به سویت برنگردم ببین روز و شبم یک قصه دارد از تو دورم‌ .. من بی نورم ..
ای فلک از گردنم زنجیرو بردار..
هدایت شده از الوُجوم ؛
گفت . . از یاد رفت قصه‌ی ما یاد ما بخیر..
خَمود ؛
گفت . . از یاد رفت قصه‌ی ما یاد ما بخیر..
من فراموش شده‌ی قلب پریشان‌ تو‌ام..
- اگر داغم، اگر سوزم، اگر آهم، اگر دردم بر این آتش که میسوزاندم خود هیزم آوردم خودم تقدیر را تغییر دادم با دعاهایم زمین خوردم به سختی با تمام ادعاهایم اگرچه عاشقان در عشق از من ایده می گیرند ولی چشمان تو راحت مرا نادیده می گیرند نميدانم كه باز اين دو چه چيزى زير سر دارند به چشمانت بگو دست از سر دنیام بر دارند من از اين آسمان تيره بارانی نمى‌خواهم براى زندگى عشق فراوانى نمى‌خواهم سرم با زندگی گرم است اگر این زندگی باشد اگر این روزهای سرد غمگین زندگی باشد چرا شرحی به معنای فراموشی نمی‌بینم؟ تنم محتاج آغوش است و آغوشی نمی‌بینم چرا انقدر دلتنگم؟ چرا انقدر دلگیرم؟ چرا من زنده ام بی تو؟ چرا آخر نمی میرم؟ چرا؟ شاید دلیل کوچک بی منطقی دارم اگر چه عاقلم همواره عقل عاشقی دارم پس از شب‌های تلخ بی‌کسی صبح سپیدی هست مرا در اوج ناامید بودن‌ها امیدی هست امیدی هست و می‌گویم، اگر شاید فقط شاید اگر دنیا شود زیر و زِبَر، شاید فقط شاید تو هم شاید مرا در یاد می‌آری به دشواری و از من خاطرات مبهمی داری به دشواری تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمی‌گویی تو مغروی که‌از دلتنگی و دوری نمی‌گویی تو هم دلتنگی و هم بی‌قراری در خیالاتم تو من‌را دوست داری عاشق این احتمالاتم نمی گویم که چشمانت فقط دنبال من باشد ولى اى‌كاش می‌شد دست‌هايت مال من باشد پس از دست تو، دست دیگری هرگز نمی‌گیرم که مردم زنده از عشقند و من با عشق می‌میرم اگر چه من به یادت هستم و همواره می‌مانم ولیکن تو مرا از ياد خواهى برد، مى‌دانم... [سیدتقی سیدی]
هدایت شده از خَمود ؛
صدا صدای خودش بود و گریه گریه‌ی من..
گریه‌ی بی‌اشک..
يک آمدن بعید یعنی تو صد پنجره انتظار یعنی من.. - محمد‌علی بهمنی
هدایت شده از خَمود ؛
آواره‌ایم.. منو و قلبم و غم او :)
آه ای دل مغموم من.. آروم باش آروم..