خَمود ؛
گفت . . از یاد رفت قصهی ما یاد ما بخیر..
من فراموش شدهی قلب پریشان توام..
-
اگر داغم، اگر سوزم، اگر آهم، اگر دردم
بر این آتش که میسوزاندم خود هیزم آوردم
خودم تقدیر را تغییر دادم با دعاهایم
زمین خوردم به سختی با تمام ادعاهایم
اگرچه عاشقان در عشق از من ایده می گیرند
ولی چشمان تو راحت مرا نادیده می گیرند
نميدانم كه باز اين دو چه چيزى زير سر دارند
به چشمانت بگو دست از سر دنیام بر دارند
من از اين آسمان تيره بارانی نمىخواهم
براى زندگى عشق فراوانى نمىخواهم
سرم با زندگی گرم است اگر این زندگی باشد
اگر این روزهای سرد غمگین زندگی باشد
چرا شرحی به معنای فراموشی نمیبینم؟
تنم محتاج آغوش است و آغوشی نمیبینم
چرا انقدر دلتنگم؟ چرا انقدر دلگیرم؟
چرا من زنده ام بی تو؟ چرا آخر نمی میرم؟
چرا؟ شاید دلیل کوچک بی منطقی دارم
اگر چه عاقلم همواره عقل عاشقی دارم
پس از شبهای تلخ بیکسی
صبح سپیدی هست
مرا در اوج ناامید بودنها امیدی هست
امیدی هست و میگویم،
اگر شاید فقط شاید
اگر دنیا شود زیر و زِبَر، شاید فقط شاید
تو هم شاید مرا در یاد میآری به دشواری
و از من خاطرات مبهمی داری به دشواری
تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمیگویی
تو مغروی کهاز دلتنگی و دوری نمیگویی
تو هم دلتنگی و هم بیقراری در خیالاتم
تو منرا دوست داری عاشق این احتمالاتم
نمی گویم که چشمانت فقط دنبال من باشد
ولى اىكاش میشد دستهايت مال من باشد
پس از دست تو، دست دیگری
هرگز نمیگیرم
که مردم زنده از عشقند و من
با عشق میمیرم
اگر چه من به یادت هستم و همواره میمانم
ولیکن تو مرا از ياد خواهى برد، مىدانم...
[سیدتقی سیدی]
-
حتی مرا به نام، صدا هم نمیکند؛
دردا که فکر حال مرا هم نمیکند!
بیمار چشم اویم و آن سنگدل مرا
درمان که بگذریم، دعا هم نمیکند!
منت گذاشت بر من و عهدی دوباره بست
منت گذاشت، گرچه وفا هم نمیکند..
غم مثل کودکیست که آغوش عشق را
محکم گرفته است و رها هم نمیکند
زاهد خیال طعنه رها کن، که مرد عشق
گر طاعتی نکرده ریا هم نمیکند!
[سجاد سامانی]
ChaartaarChaartaar-Barf-320.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
- :)
یادت رد شد؛ برگی افتاد از افرایی
ایوان پرشد از تنهایی ..
بادی خیزید و آرامید،
برفی آشفته میبارید
دستان هوا از بوی تو پوچ ..