-
قدرنشناس ِعزیزم، نیمه ی من نیستی
قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی!
مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی
مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی
من غبارآلود ِهجرانم تو اما مدتی ست
عهده دار ِآن نگاه ِلرزه افکن نیستی
یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد ِمن اندازه ی یک عشق، روشن نیستی!
لاف آزادی زدی؛ حالا که رنگت کرده فصل
از گزندِ بادهای هرزه ایمن نیستی!
چون قیاسش میکنی بامن،پسازمن هرکسی
هرچه گوید عاشقم،میگویی: اصلا نیستی!
دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم
اندکی برگشتم و دیدم که با من نیستی
[کاظم بهمنی]
Mohsen Chavoshi4_5960541650450121448.mp3
زمان:
حجم:
10.5M
- :)
[ از کجا معلوم که سرت،
از این شلوغ تر نشه
از کجا معلوم دل تو،
یه روز برام تنگ شه .. ]
- 1:55
-
در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست
میرسم باتو به خانه، از خیابانی که نیست
مینشینی روبرویم، خستگی درمیکنی
چای میریزم برایت، توی فنجانی که نیست
باز ميخندی و ميپرسی،كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی، گرچه میدانی که نیست ..
شعر میخوانم برایت، واژهها گل میکنند
یاس و مریم میگذارم، توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت، ميشود آیا کمی
دستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست؟
وقت رفتن میشود، با بغض میگویم نرو ..
پشت پایت اشک میریزم، در ایوانی که نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم، با یاد مهمانی که نیست ..
رفتهای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
• بیتا امیری
-
گمان مبر که زِ خاطر کنم فراموشت
ز پیش میروی اما نمیروی از یاد.. :)
- خواجوی کرمانی .
- قسم به عین و به لام و به یای ِنام ِ علی؛
که درد ِما علی است و دوای ِما علی! 🤍