خَمود ؛
- نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت:) دل نهادم به صبوری که جز اين چاره ندارم.. - سعدی .
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید..
-
تا نیمهراه همسفری داشتیم، رفت
با اینکه هر دو چشم تری داشتیم، رفت
پابند ما نبود و دل از ما گرفت و برد
ما نیز هم دلی سفری داشتیم، رفت
ما را به هر ستارهی بختی امید نیست
در هفت آسمان قمری داشتیم، رفت
هر شب خیال بالش امنیست در سرم
در آرزوی دوست سری داشتیم، رفت
باران شدم که راه نیفتد ولی نشد
تنها امید مختصری داشتیم، رفت
ما را تو با گرفتن جان امتحان نکن!
از جان خود عزیزتری داشتیم، رفت ..
• سیدمهدی ابوالقاسمی
از زندگیِ بی تو همین بس که بگویم:
دلگیرم و دلخسته، دل آزرده و بیزار
[ حسین فروتن ]
Hamid Hiraad4_6012365524707578111.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
1:05
نفهمیدی که بر دلم چه گذشت.. :)
- خیلی قشنگه ..