* ولی خب هیچی نمیتونه اون لرزیدن وسط دعوا و بحث رو ازبین ببره ،
بدتر از اون اینه که صدات بلرزه و دستت رو بشه:''
- گاهی وقتا انقدر فکرای مختلف تو سرمه ، حس میکنم الانه که مویرگای مغزم پاره بشن ؛
این خیلی طبیعیه که اعتقاداتش با اعتقادات تو مغایرت داشته باشه و دوسش داشته باشی
این خیلی طبیعیه که تیپ و استایلش با تیپ و استایل تو مغایرت داشته باشه و دوسش داشته باشی
این خیلی طبیعیه که سنّش بیشتر یا کمتر از سنّ تو باشه و دوسش داشته باشی
این خیلی طبیعیه که محل زندگیش کیلومترها دورتر از محل زندگی تو باشه و دوسش داشته باشی
این خیلی طبیعیه که تاحالا یه بارم از نزدیک ندیده باشیش و بغلش نکرده باشی ولی دوسش داشته باشی !
- این که ببینی رفیقت با اون یکی رفیقت صمیمی شده خیلی بَده ؛ ولی تاحالا شده خودت تو شرایطی قرار بگیری که از رفیقِ رفیقت خوشت بیاد ، باهاش حرف بزنی و با فکر خیانت بهش عذاب وجدان بگیری😂؟!
- قدر آدمی که از تلفنی حرف زدن متنفره ولی به تو زنگ میزنه رو خیلی بدون :)).
متنفرم از وقتایی که استرس میگیرم
و یه جوری میلرزم که انگار یه سطل آب یخ خالی کردن روم.
* از لحاظ روحی نیازم دارم به حسّ و حال اون موقعی که معلم از جاش بلند میشد میگفت بچهها میخوام مبصر کلاسو عوض کنم ، کل کلاسو سکوت میگرفت و نفسها توی سینه حبس میشد تا ببینیم اون جایگاهِ پادشاهی به ما میرسه یا نه =)))