•| #حضرت_علی_اصغر |•
داغ در چـهـره تو چـنـد بـرابـر گشـته
طفل سیراب شده خنده کنان برگشته
✍#سید_حمیدرضا_برقعی
#شب_هفتم
#محرم
✨خِیـٰـالِ وَصـْـلْ
@KhyaleVasl
•| #حضرت_علی_اکبر |•
پسر دور از پدر میشد، مهیّای خطر میشد
پدر هی پیرتر میشد، پسر می بُرد دلها را...
✍#سید_حمیدرضا_برقعی
#شب_هشتم
✨خِیـٰـالِ وَصـْـلْ
@KhyaleVasl
💠 السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان
آن صدایی که مرا سوی تماشا میخواند
از فراموشیِ امروز به فردا میخواند
آشنا بود صدا، لهجه زیبایی داشت
گله از فاصله، از غربت و تنهایی داشت
همنفس با من از آهنگ فراقم میخواند
داشت از گوشه ایران به عراقم میخواند
یادم انداخت که آن سوی تماشا او هست
میروم میروم از خویش به هر جا او هست
جمکران بدرقه در بدرقه، تسبیح به دست
سهله آغوش گشودهست مفاتیح به دست
رایحه رایحه با بوی خودش میخوانَد
خانه دوست مرا سوی خودش میخوانَد
خانه دوست که از دوست پر از خاطره است
خانه دوست که نام دگرش سامره است
آن اویسم که شبی راه قرن را گم کرد
با دل ما تو چه کردی که وطن را گم کرد؟
وطن آنجاست برایم که پر از خویشتن است
یعنی آنجا که در آن خانه محبوب من است
سامرا! خانه محبوب من! از او چه خیر؟
از دلآرام من، از خوبِ من، از او چه خبر؟
ما همه غرق سکوتیم تو اینبار بگو
سامرا! طاقت ما طاق شد از یار بگو
سایه روشنش آورده مرا تا اینجا
بوی پیراهنش آورده مرا تا اینجا
به اذانش، به قنوتش، به قیامش سوگند
به رکوعش، به سجودش، به سلامش سوگند
قَسَمت میدهم آری به همان راز و نیاز
آخرین بار کجا در حرمت خواند نماز؟
آخرین مرتبه کی راهی میقات شدهست؟
آخرین بار کجا غرق مناجات شدهست؟
خسته از فاصلهام با منِ بیتاب بگو
با من از گریه او در دل سرداب بگو
سامرا! ای که بلندای شکوهت عرش است
گرد و خاک قدمش روی کدامین فرش است؟
حرمت ساحل آرامترین امواج است
این گدا سامرهای نیست، ولی محتاج است
از زمستان پیاپی به بهارم برسان
بر لبم عرض سلام است به یارم برسان
ما به تکرار دچاریم بگو با یارم
غیر او چاره نداریم، بگو با یارم ـ
رنگ و رو رفته شد آفاق، به دنیا برگرد
ما نخواندیم دعای فرج اما برگرد
آنچه را مانع دیدار شد از دیده بگیر
جز تو ما از همه گفتیم، تو نشنیده بگیر
تو فقط چاره هر دردی و برمیگردی
وعده بی برو برگردی و برمیگردی
روزیِ باغچه آن روز نفس خواهد بود
جای دل، آنچه شکستهست، قفس خواهد بود
از سر مأذنه کعبه اذان میخوانیم
قبله کج شده را سوی تو میچرخانیم
هر کجا مینگرم ردّ عبورت پیداست
کوچه در کوچه نشانی ظهورت پیداست
تازه این اول قصهست، حکایت باقیست
ما همه زنده بر آنیم که رجعت باقیست
مینویسم که شب تار سحر میگردد
یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد
✍ #سید_حمیدرضا_برقعی
🔰 آغاز امامت مولا و سرورمان #امام_زمان علیه السلام بر همه عاشقان مبارک
@KhyaleVasl | خِیـٰـالِ وَصـْـلٔ
11.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم...
🎙#سید_حمیدرضا_برقعی
#فاطمیه
@KhyaleVasl | خِیـٰـالِ وَصـْـلْ
🍃
حافظ خبر نداشت جهان وَقف مُرتَضیٰ ست
از کیسه ی خلیفه سمرقند داده است...
✍#سید_حمیدرضا_برقعی
#ولادت_امیرالمؤمنین
✨خِیـٰـالِ وَصـْـلْ
@KhyaleVasl
شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزلهای فراوان باشد
نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد
سایه ی ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد
مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد
چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد
فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد
چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده
از تحیر دهن غار حرا وا مانده
عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد
شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست
ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست
از قضا رد شدی و راه قدر را بستی
رفتی آنسوتر از اندیشه و در را بستی
رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید
عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته
جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته
پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد
آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز
شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد...
✍#سید_حمیدرضا_برقعی
#عید_مبعث
هدایت شده از خِیــٰـالِ وَصـْــلْ✨
🌿
طوری ز چارچوب، در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است...
✍ شاعر: #سید_حمیدرضا_برقعی
🏞 تصویرگر: #حسن_روح_الامین
📅 ۲۴ رجب، سالروز #فتح_خیبر توسط مولا امیرالمومنین علی علیه السلام مبارک باد 🎉🎊
#امیرالمومنین
✨خِیـٰـالِ وَصـْـلْ
@KhyaleVasl
#امام_صادق
به منبر می رود دریا، به سویش گام بردارید
هلا ! اسلام را از چشمه ی اسلام بردارید
مبادا از قلم ها جا بیفتد واژه ای اینک
که بر منبر قدح کج کرده ساقی ، جام بردارید
” سَلونی ” را هدر کردند روزی مردمان ، امروز
بپرسیدش ! از اسرار جهان ابهام بردارید
الا ای شاعران ! چشمان او آرایه ی وحی است
برای ما از آن باران کمی الهام بردارید
نسیم صبح صادق می وزد از گیسوی صادق
از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید
به فرزندان ، به اهل خانه جز ایشان که میگوید
غلام خسته ام خفته ، قدم آرام بردارید
اگر فرمان او باشد ، نباید پلک بر هم زد
به سوی شعله چون هارون مکّی گام بردارید
تیمم باطل است آنجا که دریایی چو او داری
به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید
به جای حج به سوی کربلا رفتن خداجویی ست
کفن باید به جای جامه ی احرام بردارید
اگر در گوش نوزادی اذان می خواند ، می فرمود
که با آب فرات و تربت از او کام بردارید
میان شعله ها آیات ابراهیم می سوزد
میان گریه ختم سوره ی انعام بردارید
خدا را با نگاه حضرت صادق عبادت کن
و در معراج اندیشه ضریحش را زیارت کن
✍#سید_حمیدرضا_برقعی
#شهادت_امام_صادق علیه السلام تسلیت باد 🏴
@KhyaleVasl | خِیـٰـالِ وَصـْـل ✨
•| #امیرالمومنین |•
🗓به مناسبت ۲۴ ذی الحجه عید #مباهله🌹🍃
ناگهان صومعه لرزید از آن دقّ الباب
اهل آبادی تثلیث پریدند از خواب
رجز مأذنهها لرزه به ناقوس انداخت
راهبان را همه در ورطۀ کابوس انداخت
قصۀ فتنه و نیرنگ و دغل پیوستهست
نان یک عده به گمراهی مردم بستهست
ننوشتند که باران نمی از این دریاست
یکی از خیل مریدان محمد، عیسی است
لاجرم چارهای انگار به جز جنگ نماند
قل تعالَوا... به رخ هیچ کسی رنگ نماند
به رجز نیست در این عرصه یقین شمشیر است
بر حذر باش که زنّار، گریبان گیر است
کارزارش تهی از نیزه و تیر و سپر است
بهراسید که این معرکه خونریزتر است
بانگ طوفانیِ القارعه طوفان آورد
آنچه در چنتۀ خود داشت به میدان آورد
با خود آورد به هنگامه عزیزانش را
بر سر دست گرفتهست نبی جانش را
عرش تا عرش ملائک همه زنجیره شدند
به صف آرایی آن پنج نفر خیره شدند
پنج تن، پنج تن از عطر خدا آکنده
آفتابان ازل تا به ابد تابنده
دفترم غرق نفسهای مسیحایی شد
گوش کن، گوش کن این قصه تماشایی شد
با طمانیۀ خود راه میآمد آرام
دست در دست یدالله میآمد آرام
دست در دست یدالله چه در سر دارد
حرفی انگار از این جنگ فراتر دارد
ایها الناس من از پاره ی تن میگویم
دارم از خویشتن خویش سخن میگویم
آنکه هر دم نفسم با نفسش مأنوس است
آنکه با ذات خدا «عزّوجل» ممسوس است
من علی هستم و احمد من و او خویشتنیم
او علی هست و محمد من و او خویشتنیم
نه فقط جسم علی روح محمد باشد
یک تنه لشکر انبوهِ محمد باشد
دیگر اصلا چه نیازیست به طوفان، به عذاب
زهرۀ معرکه را اخم علی میکند آب
الغرض مهر رسولانه ی او طوفان کرد
راهبان را به سر سفره ی خود مهمان کرد
مست از رایحۀ زلف رهایش گشتند
بادها گوش به فرمان عبایش گشتند
میرود قصۀ ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق میخورد آرام آرام
✍#سید_حمیدرضا_برقعی
@KhyaleVasl | خِیـٰـالِ وَصـْـلٔ✨
هدایت شده از خِیــٰـالِ وَصـْــلْ✨
•| #حضرت_علی_اکبر |•
پسر دور از پدر میشد، مهیّای خطر میشد
پدر هی پیرتر میشد، پسر می بُرد دلها را...
✍#سید_حمیدرضا_برقعی
#شب_هشتم
✨خِیـٰـالِ وَصـْـلْ
@KhyaleVasl
1_628098180.mp3
17.87M
✨ چہ بگویم بہ خدا از تو سرودن سخت است
هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است!
🎙 شعرخوانی فوقالعاده #سید_حمیدرضا_برقعی در مدح حضرتِ زینب (سلام الله علیها)...🌱
#میلاد_حضرت_زینب
@KhyaleVasl | خِیـٰـالِ وَصـْـلْ✨
هدایت شده از خِیــٰـالِ وَصـْــلْ✨
🌿
طوری ز چارچوب، در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است...
✍ شاعر: #سید_حمیدرضا_برقعی
🏞 تصویرگر: #حسن_روح_الامین
📅 ۲۴ رجب، سالروز #فتح_خیبر توسط مولا امیرالمومنین علی علیه السلام مبارک باد 🎉🎊
#امیرالمومنین
✨خِیـٰـالِ وَصـْـلْ
@KhyaleVasl