هدایت شده از درباره ی ما
ببخشید ولی من با این جمله ی دیدین غیر نظامی "هم" زد
مشکل دارم.
مگه حق داره نظامیامونو بزنه که خط قرمز غیر نظامیا باشن؟
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی اینجا؛ فقط یه شهرستان کوچیکه!
در روح و جانِ من، میمانی ای وطن:)))
04.12.25
⋆ شوالیه
ولی اینجا؛ فقط یه شهرستان کوچیکه! در روح و جانِ من، میمانی ای وطن:))) 04.12.25
ای ایران میخوانیم در این میدان میمانیم!
هدایت شده از هِزارویكشَب*
راست راست جلوی چشم همه داشت عکس آقا سید مجتبی خامنهای را از دیوار میکند. عکس رهبر مملکت را. آن هم جلوی ورودی مسجد امام صادق، آن هم توی بلوار ۱۵ خرداد قم!
رفتم جلو تشر بزنم سرش که مرد حسابی، مگر من میگذارم همچین جسارتی بکنی؟ دیدم از نماز خوانهای همین مسجد است. جوش آوردم. گفتم از شما که توقع نمیره عکس رهبری رو بکنید!
منتظر بودم به اعتراضم تندی کند تا جوابش را بدهم. صورتش ولی این را نمیگفت. گفت معذرت میخوام. میخواستم ببرم برای روستامون اونجا عکس رهبر را نداریم.
انگار آب سردی ریختند رویم. دوباره خواست با همان چسبها عکس را بچسباند گفتم لازم نیست. بیا چند تا عکس دیگر هم بدهم داشته باشی. چشمش پر اشک شد.
گفت: «من اهل روستای جعفریه نزدیک دولت آباد زندگی میکنم. سال ۷۵ از یک روحانی خواستم برای روستایمان روحانی مُبَلِغ بفرستند. چند روز بعد زنگ زد و گفت یک روحانی با اخلاق و فاضل به نام سید مجتبی حسینی میآید روستایتان.
همان مدت کوتاه، مردم روستا باهاش انس گرفته بودند. وقتی خواست برود هر چه مردم اصرار کردند عذرخواهی کرد و گفت باید برود.
دلم گرفت. زنگ زدم به همان روحانی که واسطه شده بود. گفتم دستمریزاد چه مبلغ خوبی بود، یک ریشی گرو بگذار باز هم بیاید اینجا. گفت نشناختید کی بود؟ فرزند رهبری بود. سید مجتبی حسینی خامنهای. مشغله زیادی داره و دیگه نمیتونه بیاد.»
مرد هنوز چشمهاش خیس بود. گفت ۲۹ سال از آن روز میگذرد و حالا دوباره چشم ما به جمال آن سیدی که ساده و بینشان کنار مان زندگی میکرد روشن شده.
حق داشت. یعنی بهش حق دادم که بدون هیچ ملاحظهای عکس را از دیوار بردارد و با خودش ببرد جعفریه تا به هم ولایتیها نشان بدهد و بگوید حالا میشناسیدش؟ نشناخته بودیم.
راوی: فروغ زال به نقل از مصطفی فاضلی
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
- همه رو زدن.. دیگه کی مونده..؟
+ [ ما ] موندیم.
هدایت شده از بینهایت
در مواجههی با پیروزیها قرآن نمیگوید خوشحالی کن، مثلاً برو وسط میدان شعار بده؛
میگوید فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّک؛ برو تسبیح کن؛ این موفقیت مربوط به تو نیست، مربوط به خدا است؛ استغفار کن. در خلال این حرکت ممکن است یک غفلتی از تو سر زده باشد، از خدا طلب مغفرت کن؛ در برخورد با حوادث مثبت اینجوری باید برخورد کرد: دچار غرور نشدن، و از خدا دانستن که «وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَلکِنَّ اللهَ رَمىٰ». این اغترار به نفْس و اغترار [نسبت] به خدا که انسان مغرور بشود، [درست نیست]؛
کار خوبی را که انجام گرفته، از خودمان ندانیم، از خدا بدانیم. واقع قضیّه هم همین است...
رهبر شهید انقلاب ۱۳۹۷.۱۲.۲۳
♾ @binahayat_ir