میدونید من اگه کسی مرگ بچهم رو مسخره کنه بهش خرده نمیگیرم، چون بچهای ندارم.
این که یک نفر چیزی رو مسخره کنه که وجود خارجی نداره و یه عده از این مسئله ناراحت بشن در نوع خودش عجیبه.
یک نفری یک حرف مفتی زده که خبر رسیده همچین شده، کسی با اون که حرف مفت زده کاری نداره، اما اینکه جواب اون رو داده شده مقصر و برکنار شده و حتی تا جرم انگاری هم پیش رفته.
از کار آقای محبی دفاع نمیکنم.
قطعا این کار یک خطای رسانهای بود و آدم نباید تو این وضعیت سوژه بده دست دشمن ولی در همین حد.
اگر قراره برای کسی در این مملکت جرم انگاری بشه، به نظرم اول باید رفت سراغ کسانی که به محض باز شدن اینترنت بابت ۱۲ هزار کشته تسلیت گفتن و کسانی که موج سواری کردن تو این اوضاع.
کسانی که خیلی بیشتر از محبی از این مملکت خوردن و الان که وقت دفاع و تبیین رسیده جز لگدپراکنی ندیدیم ازشون.
سلبریتیها باید جواب پس بدن که آمارهایی که در صفحاتشون اعلام کردن از کجا دراومده؟
حرفهای بیبنیهای که زدن از کجا در اومده؟
اما اونها سلبریتیان و خونشون رنگینتر.
حالا بهخاطر یک شوخی با یک مسئلهی دروغ و متوهمانه محبی و چند تن دیگر از کار بیکار شدن اما هنوز رشیدپوری که ۴۰۱ در دفاع از آشوب کوتاهی نکرد سرجاشه و همیشه در صدا و سیما صندلی براش رزرو شده و آمادهست.
مدیری که ۴۰۱ رسما اعلام کرد یک فریم از من پخش نکنید سریالش همین اخیرا از صدا و سیما پخش شد.
ببخشید آقای محبی، شما به قدر کافی محبوب و مشهور نبودی که از کوتاهیای که مقصر صد درصدش هم خودت نبودی و تازه عذرخواهی هم کردی ازت بگذریم و باید جرم انگاشته بشه دفاعت.
و حالا چه کسانی دم از حرمت از دنیا رفته صحبت میکنن؟
کسانی که تا همین چند روز پیش بالای سر شهدای ما هلهله میکردند و میرقصیدند، شما آخرین نفراتی هستید که اجازه دارید از حرمت و ادب و شخصیت صحبت کنید. شما حرامخواران و دائمالخمرهای معتاد در حد و اندازهای نیستید که دربارهی واژههای مقدسی چون حرمت صحبت کنید.
فرآیند سلبریتیها در جمهوری اسلامی (علیالخصوص اونهایی که هنر خاصی ندارن):
۱. در دوران جوانی و گُلشون و انرژی داشتنشون هر پروژهای بهشون بدن بازی میکنن، هر کاری بگی میکنن، بگی با هزارتومن بیا جلوی دوربین پشتک بزن و صدای قورباغه در بیار هم انجام میدن.
۲. در دوران جوانی منتها به میانسالی، کم کم لگدپراکنیهای وسط بازانه رو شروع میکنن، آه ای وطن که همیشه غم داری و آه از غمی که تازه شود با غمی دگر و از این دست شر و ورا.
۳. به آستانهی میانسالی که میرسن، پروژههاشون کم شده، نوندونیشون قطع شده، دیگه کسی آدم حسابشون نمیکنه، بیهنر بودنشون اومده رو و دیگه مجبورن برای اینکه خودشون رو بالا نگه دارن چیکار کنن؟ خداحافظی کنن یا فرار کنن و پناهنده بشن یه صفحه بزنن و شروع کنن خزعبلات ببافن به هم:)))))
مثلا ارژنگ امیرفضلی رو ببینید
به جز نقش معتاد در اخراجیها چند تا نقش از این موفنگی شما یادتونه؟
یک بازیگر درجه چندم که حتی همون موقع هم نقش چندم رو میگرفته، مشخصا وقتی سنش رفته بالاتر دیگه پروژه های درخوری بهش نمیدن، پس؟ یه فاز من خیلی خفنم و خیلی میفهمم برمیداره و میره اونور و شروع میکنه به خزعبلات بافی.
یه عده نادان هم این حرفارو باور میکنن.
Komiter
آب که سر بالا بره شایان مصلح هم طرفدار وحدت میشه یهو:))
وحدت با وطنفروش، قاتل، داعشِ وطنی شیرین تر از وحدت با اهل تسننه.