و حالا میدان راه آهن تهران.
۲۲ اسفند سال ۱۴۰۴
این میدون برای من سرشار از خاطرهست، اولین بار همینجا بود که امیرارسلان گفت کمیل تو وقتی وارد جایی میشی قبل از اینکه اونجارو ببینی، میشنویش، و دارم میشنوم، نشستهم رو نیمکت و گوشامو تیز کردم.
شهر برعکس همیشه خلوته، این میدون همیشه پر از داستانه.
صدای درآوردن دستههای چمدونها و کشیده شدنشون روی زمین راوی این داستانهاست، اینجا دیگه شنیدن کافی نیست، باید چشمامو باز کنم و ببینم، یکی غمگینه، یکی خسته، یکی خوشحال.
بعضیا با خانواده، بعضیا تنها.
پیر، جوون، زن، مرد.
اینجا همه به هم رسیدن و همه یک فصل مشترک دارن، سفر.
هرکسی تهران رو به دلیلی ترک میکنه، یکی به سمت خونه میره مثل من، یکی از خونهش فرار میکنه، یکی میره که آروم بگیره، یکی میره که داستانهای جدیدی رقم بزنه.
کمی دورتر صدای یه ساز کوبهای میآد، هرچند دقیقه یه بار آمیخته میشه با صدای سوت قطاری که احتمالا حامل همین مسافرهاییه که چند دقیقه پیش دیدمشون.
آقایی کمی اونور روی نیمکت دیگهای نشسته، معترضانه بلند شد و گفت، نمیذاره یه جا بشینیم، تا میشینیم بارون شروع میشه.
فکرکنم بعضی از این مردم هم همین باشن، نمیذاره یه جا بشینیم تا میشینیم بارون شروع میشه، ولی بارونِ بمب.
حالا گوشامو تیزتر میکنم، به سمت میدون و صداهایی که توقف نمیکنن، عبور میکنن، کسایی که احتمالا اگه ازشون بپرسید پس چرا جایی نرفتید؟ جوابشون «خونهم اینجاست، کجا برم؟»باشه و چقدر این جملهی به ظاهر ساده برای من این روزا مفهوم عمیقی پیدا کرده.
خونه، خونه، خونه.
دوستام به من میگن خانه به دوش.
هنوز خونهم رو نساختم، فعلا خونهم رو دوشم همراهمه و همه جا برای من خونهست، حتی همین نیمکتی که روش نشستم.
بعضیا فکر میکنن خونهشون رو پیدا کردن و نمیدونستن که خونه پیدا کردنی نیست و ساختنیه، با اولین بارون، رفتن به دنبال یه خونهی دیگه. بعضیا نه، خونهشون رو ساختن، اونا میمونن، اونا جایی ندارن برن جز جایی که ساختن.
کاش میشد از همهی آدمهای اینجا بپرسم کجا داری میری؟ خونه؟ یا سفر؟
من که با خونهم دارم میرم به خونه.
خونهی تو کجاست انسان؟
پلک نزدنِ رئیس قوهی قضائیه موقع انفجار
فریاد شهردار تهران
اصولگرا و اصلاحطلب کنارهم
لاتی راه رفتن رئیسجمهور
پرچم خونین
دست خونین
سراسر حماسه.
هدایت شده از پرگار بیسواد🎒
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای دکتر پزشکیان؛ خدا عزتت بده که مایه عزت نظام جمهوری اسلامی شدی
این رییسجمهوری هست که مردم ما میخوان، ببین چطوری بهت احترام میذارن، ببین چه عزتمندانه قدم برمیداری، این مردم ازت صلابت و اقتدار ببینن جوری عاشقت میشن که رییسی و رجایی شهید رو عاشق شدن
دمت گرم حقیقتا، تصویری که این حضور شما به جهان مخابره میکنه از هزاران موشک و پهپاد قویتره، خدا ثابتقدم نگهت داره
https://ble.ir/haviijori/3676062761636438592/1773398999661
Komiter
آقای دکتر پزشکیان؛ خدا عزتت بده که مایه عزت نظام جمهوری اسلامی شدی این رییسجمهوری هست که مردم ما می
«آقای دکتر ما پشتتیم»
«دکتر خدا قوت»
«آقای رئیس جمهور تورو خدا سازش نکنیا»
«آقا مقاومت»
«خدا قوت»
«یا علی»
«سلام علیکم»
«عکس بگیرم؟»
«دکتر یه عکس باهم بگیریم؟»
یه چیزی که ندیدم کسی بهش اشاره کنه اینه که آقای زاکانی از روز اول جنگ مترو و بیآرتی رو تو تهران کلا رایگان کرده. دمش گرم.
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی که امروز خودم گرفتم از اون لحظات در تهران.
هدایت شده از آخرین بهار دنیا
قاضیزاده این اینجا بمونه که چند وقت دیگه برات کامنت بذارم "نیروهای مفلوک خیابانی" رو نتونستید شکست بدید؟
اونم در حالی که ماشین سرکوب و اتاق کنترل و فرماندهی و لجستیک و ابزارهای اطلاعاتی رو منهدم کردید؟
واقعا نتونستید؟ حتی با کمک آمریکا و اسرائیل؟😔