eitaa logo
Komiter
2.4هزار دنبال‌کننده
169 عکس
52 ویدیو
1 فایل
تنها صداست که می‌ماند... تو همه جا با همین آیدی فعالم، تلگرام، بله، روبیکا و ... کپی ممنوعه و شرعا رضایت ندارم. تبلیغات: @Komiiter
مشاهده در ایتا
دانلود
کمی مخلوط به روضه، با حال مناسب بخونید. اول | چهار یا پنج سالم بود، رفته بودیم دسته و از دسته داشتیم پیاده برمی‌گشتیم خونه، حوالیِ خیابون سعیدی بودیم که شروع کردم به خوندن، تا مسیحی می‌گه عیسی، عیسی می‌گه یا اباالفضل تا کلیمی می‌گه موسی موسی می‌گه یا اباالفضل... اون موقع سین و شینم رو نوک زبونی می‌گفتم و درست نمی‌تونستم ادا کنم ولی یادمه که برای خودم می‌خوندم، دست مامان تو دستم بود و می‌خوندم... دوم | سومین باری که رفتم کربلا، کاروانمون رفته بود و من مغازه وایساده بودم و دو یا سه روز مونده به اربعین با آقا روح‌الله که اونم مثل من مغازه دار بود حرکت کردیم سمت مرز و بعد هم کربلا، وارد حرم اباالفضل که شدم ناخودآگاه تعظیم کردم. نه زیارت‌نامه نه شعر و نه هیچی، فقط تعظیم. سوم | حاج‌آقا می‌گفت حاجت خواستن از عباس(علیه‌السلام) کار سختیه، نباید بزنی زیر قولت، اینو می‌گفت و تو ذهنم مرور کردم که هیچ‌وقت ازش حاجت نخواستم و نخوام، بی‌حرمتیه. از بعضی‌ها حاجت خواستن بی‌حرمتیه، ضعیف‌تر از اونی‌ام که بخوام ازش حاجت بخوام. چهار | یه هیبت و ابهت عجیبی اسم حیدر داره برام که وقتی اسمش می‌آد اگه دارم با یه دست سینه می‌زنم، دو دستش می‌کنم، اگه دارم شور سینه می‌زنم، تک ضربش می‌کنم. همون هیبت رو اسم اباالفضل هم داره برام. پنج | علمدار، علم‌دار، علم. شش | من نمی‌دونستم، یه شب که یادم نیست کِی، یهو مامان نشست برام تعریف کرد که چطوری به دنیا اومدم، گفت روز تاسوعا بود، گفت صدای الله اکبر اذان و گریه‌ی تو همزمان شد، همزمان با اذانِ مغربِ تاسوعا به دنیا اومدم. هفت | داستان تاریخ تولدم رو به حاج‌آقا، لب مرز مهران تعریف کردم، می‌‌گفت پس توهم حضرت عباسی‌ای، من؟ عباس؟ نه، خیلی دور از منه، خیلی دور، خیلی نزدیک. هشت | هشت که می‌شه همه چیزش فرق داره، به هشت که می‌رسم همه چیز فرق داره، هشت برای من فرق داره، حضرت عباس برای من فرق داره، چه فرقی؟ نمی‌دونم اما فرق داره، می‌فهمم که فرق داره، کاش منم فرق کنم براش. نُه | وقتی عمو محمودم به رحمت خدا رفت، عمو محمودم خیلی خوشگل بود، خیلی خوشتیپ بود، روزای آخر سرطان زمین‌گیرش کرده بود، بدنش از بین رفته بود. دست و پاش باد کرده بود و صورتش کوچیک شده بود، تمام استخوناش دیده می‌شد و پوستش زرد شده بود. کوچیک شده بود. با همه‌ی اینا یاد روضه‌ی اباالفضل افتادم و از اون شب به بعد شب تاسوعا برام یه حس دیگه‌ای داره... عموی رشیدم... عموی قشنگم... همه‌ش شد یه ذره...
سلام ما داریم یه مجموعه کار می‌سازیم برای روز تشییع آقا که قراره از شبکه‌افق پخش بشه برای ساختنش قراره از صدای شما عزیزان استفاده کنیم. برید تو نرم‌افزار رکوردر(ضبط‌کننده‌ی صدا)دکمه‌ی ضبط رو بزنید و هرچی تو دلتونه به آقای شهید بگید، درد دل کنید، حرفاتونو بگید و صوتتون رو برام بفرستید. (اگه مقدور بود اسم و فامیل و شغلتون هم بگید ممنون می‌شم) پ.ن: اگه تونستید این صوت رو از اعضای خانواده‌تون و دوستانتون هم بگیرید ممنون می‌شم، هرچی بیشتر صدا باشه بهتره.❤️ پ.ن۲: محدودیت خاصی نداره، بچه، جوان، پیر، زن، مرد، از ۱۰ ثانیه تا ۱۰ دقیقه. پ.ن۳: تا شب جمعه بفرستید لطفا. @Komiiter
Komiter
سلام ما داریم یه مجموعه کار می‌سازیم برای روز تشییع آقا که قراره از شبکه‌افق پخش بشه برای ساختنش قر
ما قصدمون ساخت ۳۰ اپیزود ۱۰ دقیقه‌ایه. تا الان فقط به اندازه‌ی ۱ اپیزود ویس جمع شده، درخواستم اینه که خداییش ویس بدید.🚶🏻‍♂ اگه خودتون سختتونه یکی رو گیر بیارید ازش ویس بگیرید.
Komiter
ما قصدمون ساخت ۳۰ اپیزود ۱۰ دقیقه‌ایه. تا الان فقط به اندازه‌ی ۱ اپیزود ویس جمع شده، درخواستم اینه ک
اینم بگم چون خیلی پرسیدید نرم‌افزار رکوردر چیه، بچه‌ها همه‌ی گوشی‌ها تو خودشون همون‌طور که یه نرم‌افزار برای عکاسی دارن یه نرم‌افزار هم برای ضبط صدا دارن، منظورم همونه. همون که رو همه‌ی گوشی‌ها هست. فقط اگه بتونید قبلش برید تو تنظیمات کیفیتش رو بذارید رو بالاترین حد ممکن عالی می‌شه‌. اگه تمام اینا براتون سخت بود همون ویس بدید.🤦🏻‍♂
گندمشون رو بخریم، بمب و موشکشون رو بخوریم. ذلیل‌ها.
ولی بعضیا اگه شب عاشورا هم بودن می‌خواستن به امام فشار بیارن که امان‌نامه رو از شمر قبول کن و جنگ‌طلب نباش.