eitaa logo
شَب‌هایِ‌روشَن؛
424 دنبال‌کننده
121 عکس
27 ویدیو
0 فایل
قَلب می‌نویسد و مَغز میخواند؛ داستانی را که چشمهایت در من آغاز کرد.
مشاهده در ایتا
دانلود
هنگام تاریکی شب که می‌شود، کوله‌بارِ احساسات را بر دوشِ اشک‌هایم می‌گذارم و راهیِ رویا می‌شوم. من در خیال‌های شبانگاهی، هر شب تو را می‌بوسم و اشک می‌ریزم، تو را در آغوش می‌گیرم و اشک می‌ریزم، به چشم‌هایت نگاه می‌کنم و اشک می‌ریزم، با هر دوستت دارمی که در گوشم زمزمه می‌کنی اشک می‌ریزم، می‌گویم "دوستت دارم" و باز هم اشک می‌ریزم... آری، من فقط اشک می‌ریزم؛ محبوبِ من ، اشک‌هایی که سردند، خیلی سرد. تمامِ وجودم از حقیقتِ نهفته در آن‌ها می‌لرزد؛ از حقیقتِ سرد احساساتِ دروغینِ تو به من، و از گرمایِ حقیقیِ عشق تو به او . اما مگر نمی‌دانی عشق چیست؟ مگر حالا همان‌گونه که من تو را دوست دارم، تو او را دوست نداری؟ حالا شاید مرا درک کنی؛ من را، احساسم را، عشقم را... این عشقی که با حماقتش مرا در آغوش گرفته و ترجیح می‌دهد در سکوتی آگاهانه فقط اشک بریزد... تو را ببوسد و اشک بریزد، تو را در آغوش بگیرد و اشک بریزد، و باز هم تو با دروغ‌های شیرینت بگویی "دوستت دارم" و من باز هم اشک بریزم. اشک بریزم تا روزی که این اشک‌ها، صبر و شعله‌ی احساسم را در سرمایِ بی‌روحِ عشق تو، خاکستر شوند. - رویا
هدایت شده از ” رز آبی 💙.
خیلی سختش کردید. دخترا چیزی جز یه آدم امن، متعهد، حمایتگر، تلاشگر، کسی که اهمیت بده و حسش واقعی باشه نمی‌خوان.
چند سال گذشته، از آن روز هایی که دستت لایِ موهایم می‌رقصید و نگاهت چشمانم را می‌کاوید. از آن روز هایی که جانم بودی و جانانت بودم. از تک تکِ آن لحظاتِ خوش و زیبایِ زندگی‌ام که همه‌اش را خاطره کردم و سپردم به قلب و ذهنم که از یادشان نبرم. و حالا تو، رو به رویِ من نشسته‌ای و رویِ دیگری از بازیِ زندگی را نشانم می‌دهی. هنوز طنینِ صدایِ قشنگ و بمِ مردانه‌ات در گوشم هست که نخواستن‌َم را آرام می‌گفتی و به گوشِ قلبِ مجنونِ من، فریاد می‌آمد. الان که به عقب برمی‌گردم.. چقدر آرام بودی بی‌معرفتِ دوست داشتنی؛ چقدر دریایِ قهوه‌یِ چشمانت بی‌تلاطم بود. و من چقدر عاشقانه در تبِ فراقت سوختم و ساختم. صادقانه بگو، حالا چه کرده‌ام که باز برای مجازاتم قدم جلو گذاشتی؟؛ رو به رویم نشستی و قصد جانم کرده‌ای. مگر دلِ عاشقِ من تا کجا تابِ بودن و نبودنت را دارد؟ آشناترین غریبه‌ام بودنت را تحمل می‌کند؟ نگاهِ خیسم را به صورتِ مردانه‌ات می‌دوزم. چقدر زیباتر شدی جهانِ من. باز با همان اشک هایِ بی‌اختیارم قربان صدقه‌یِ قد و بالایت می‌روم و یادم می‌رود چطور منی را که معتادِ یک وجب جایِ میانِ بازوانت بودم را مجبور به ترکِ اعتیاد کردی.. نمِ چشمانم را پاک می‌کنم و باز به تو زل می‌زنم. به تویی که تن و وطنِ من بودی و هستی. هنوز عاشقِ قهوه‌ای هایت هستم بی‌معرفتِ من. همان ها که به قول آن شاعرِ ناشناس، مست ترم می‌کند از کهنه شراب. دلم برایت زیادی تنگ است؛ خیلی بیشتر از لیاقتت. لبخندی به تلخیِ زهر می‌زنم و تماشایت می‌کنم. تو چقدر آرامی و من، چقدر ناآرام برایِ چشمانت جان می‌دهم در دورترین فاصله از نزدیک ترین آغوشت..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عمیقا از آدم هایی که برای حفظ منافع خودشون اعتقادات و عقاید خودشون رو بیان نمیکنن یا خیلی خنثی و گاهی اعتقادات دوگانه دارن که اصلا معلوم نیست الان کدوم سمتن بیزارم. از این آدما در هر شرایطی برای هر گونه ارتباطی دوری کنید،چون این دوگانگی فقط در اعتقاداتشون نیست و در مسائل دیگه هم به مرور دیده میشه.
شَب‌هایِ‌روشَن؛
عمیقا از آدم هایی که برای حفظ منافع خودشون اعتقادات و عقاید خودشون رو بیان نمیکنن یا خیلی خنثی و گاه
به خصوص این هنرمندانی که برای حفظ منفعت و پول و طرفدار اعتقاداتشون رو بروز نمیدن یا برای حفظ منفعت سمت اشتباه رو انتخاب میکنن با اینکه میدونن اشتباه ... و عده ای هم باز دو پهلو هستن... حقیقتا حتی نمیشه بهشون گفت هنرمند.